مهمیر( محمود میرزایی)

چندی پیش در امریکا رخداد ویژهای خودنمایی کرد که؛
در دهکده ای کوچک بنام (کوه ورنون) در ایالت تگزاس، یک سرمایهدار بزرگ برآن شد که یک کاباره در کنار کلیسای باپتیست بسازد اما کارپردازان کلیسا با فرستادن نامههایی به شهرداری و همچنین با دعا و نیایش در ستیز با ساخت کاباره در کنار کلیسا، کمپینی را سامان دادند، اما کار ساخت کاباره پیش رفت تا هنگامی که ساخت آن پایان یافته و در گام گشایش بود.
در یک شب هواشوبی (توفانی) با آذرخشی بزرگ به ساختمان کاباره برخورد کرد و آن را از بیخ و بن ویران نمود .پس از آن کلیسائیان پیروزی خداوند بر شیطان و پاسخ به دعاهای مومنین را جشن گرفتند.
کابارهساز، همهی نامه نوشتهها و عکس و فیلمهاي دعا و نیایش برای ویرانی کاباره و همچنین جشن پس از ویرانی را با شکایتی از کلیسا و هموندان آن به دادگاه داد و خواستار دو میلیون دلار پادافره به این انگیزه که کلیسا با التماس و آویزه به دعا و نيايش خود کنشگر از نابودی سرمایهاش به هرگونه بودهاند، شد.
کشیش کلیسا و رایزنانش که سخت غافلگیر شده بودند با تجربه ترین و قویترین وکیل ایالت را برای پرونده برگزیدند “پروفسور هربرت بنسون وکیل پرونده که از اساتید دانشگاه هاروارد” بود با ادله و دانش روز حقوقی هرگونه ارتباط دعا و نیایش را برای ايجاد و یا جلوگیری از “حوادث طبیعی” را رد کرد و لایحه ای ارسال کرد که *دعا و نیایش کشیش و کلیسا هیچ تأثیری بر روند خرابي کاباره نداشته، و از دادگاه خواست تا کلیسا را رها نماید و کشیش کلیسا و مشاورانش نزد داور در دادگاه هرگونه پیوند میان دعاهای خود و ويرانی کاباره با رويدادهای دنيوی پیش و پس از آن را انکار کردند.
اما داور استنفورد که به پرونده رسیدگی میکرد در روند داوری گفت:
نمیدانم آیا این پرونده را درست داوری خواهم کرد یا نه، اما با اینکه من باور دارم که دعا و نیایش تأثیری در رویدادهای طبیعی ندارد، اما از روی گواهان و دادهها به دیده میرسد که ما یک فرد گناهکار کابارهساز داریم که به نیروی دعا و نیایش باور کلان دارد و یک کلیسا با تمام پیروان و اسقف و کشیش داریم که به دعا و نیایشی که خود میخوانند هيچگونه ايمان و باوری ندارند. لذا رای بر گناهکار بودن کلیسا و پیروانش به دلیل دروغ گویی و دورویی میدهم!
mahmir مهمیر:
این داستان گیرایی ست و شاید یک شاهکار داوری ست. ولی نکته این است که دستکم پنج کسان دروغ میگویند؛ کلیسا، کابارهساز، دو وکیل و داور هم نیز دروغ گفتهاند، هر پنج گروه بردهی چرخهی پول هستند و سود خود میجویند و برایش دروغ بزرگ میگویند! کاباره ساز برای گرفتن پول، کلیسا برای نباختن پول، وکیل برای جیب خود و داور برای پولی که به صندوق دادگستری ریخته شود. و داور می داند که کابارهساز هم دروغ میگوید، ولی گر پولی چابجا نشود، سهمی و درصدی هم به دادگستری نمیرسد.
در جهانِ غولهای مافیایی، آنچه هستی ندارد راستی ست. و زورمداران هرچه بزرگترند، دروغشان بزرگتر، و وکیل و قاضی و پلیس همه در چنگال مافیای پوشیده در سراپای نیرنگ، دزدی و تجاوز و کشتار.

ریچارد نیکسون رییسجمهور پس از جان اف کندی در آمریکا نمونهی کوچکی از دروغگویان بزرگ است. پسری که از سبزی فروشی خرد پای، پای در چرخهی مافیا نهاد و رییس جمهور شد، که داستان ننگین واترگیتاش یکی از لو رفتههایی از میان هزاران ناراستی، دزدی و کشتارهای میلیونی مافیایی ست.
و اینک خاورمیانه آغاز رو شدن برنامهای ست که از ۵۰ سال پیش چیده شده و اینک پلههای فرجامیاش را پیروزمندانه پشت سر مینهد تا بردگی نوین را با ابزار فرا الکترونیکی، که ندارد نیکی نیرومندتر نوینتر کند و چیرگی خود را با شتاب بیشتر بگسترد.
و این داستان کهن از رند شیراز نیز با دیده بشنویم؛
دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟
پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرند
عیبِ جوان و سرزنشِ پیر می کنند
جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اِکسیر میکنند
گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تَقریر میکنند
ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب
تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
تشویشِ وقتِ پیرِ مغان میدهند باز
این سالِکان نگر که چه با پیر میکنند
صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید
خوبان در این معامله تقصیر میکنند
قومی به جِدّ و جَهد نهادند وصلِ دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر
کـاین کارخانهایست که تغییر میکنند
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری “همه تزویر” میکنند!!
چون نیک بنگری “همه تزویر” میکنند!!
با درد و اندوه، مهمیر،
۱۷ ۷٫ ۲۰۲۵٫ ترسایی
Facebook Comments Box
اخترنیوز مولتی مدیا