بابك رحمتى
راى اتحاد آمديم ، تا بگويم مى توانيم اگر باهم باشيم! نه براى سلطنت يا جمهورى! بلكه براى تحقق خاص براى مردم !ع – رهنما
همايش همكارى ملى، اتحاد براى اپوزيسيون ايرانى !
همايش و همكارى ملى كه روز شنبه ٢٦ ژوئيه ٢٠٢٥ در مونيخ آلمان برگزار شده بود. اينبار،بخاطر يك گردهمايى احزاب به زير يك سقف آمده بودند. از قبل تبليغات زيادى شده بود و در تلويزيونهاى پربينده خارج كشورى مرتب براى همايش ملى تبليغ مى شد ولى آنطور كه انتظار مى رفت از نظر گروهى احزاب محدودى شركت كرده بودند، چند حزب و گروه جمهورى خواه و ملى گراى كوچك شايد ما انتظاراتمان را بالا برده ايم . گروه هاى چپ كه ملى گرا شده اند ، گروهاى مشروطه خواه و ناسيوناليستهاى پادشاهى خواه افراطى با شعارهاى جاويد شاه نيز حضور داشتن كه مرتب با شعار دادنهايشان صداى خود شاهزاده را در آورده بودند !بطوريكه در طول برنامه ، چهار بار از بلندگوى سالنِ مراسم، گفته ٠شد:”شاهزاده ميگويند لتفن شعار ٠ندهيد! ولى كمتر رعايت شد.
همانطور که از تیتر این همایش ، پیداست، هم ملی است هم برای اتحاد اپوزیسیون تشکیل شده بود.
على رهنما،که از كانون شوراى وكلا، شركت كرده بود ، حرف جالبى زد :وى گفت : براى اتحاد آمديم ، تا بگويم مى توانيم اگر باهم باشيم! نه براى سلطنت يا جمهورى! بلكه براى تحقق خاص براى مردم ! او گفت:
“ائتلاف بدون برنامه دوام ندارد و ساختار بسيار مهمتر از شعار است! “در اين همايش گروه هاى مختلفى بودن از سلطنت طلبان تا مشروطه پادشاهى خواه ، از گروه هاى چپ تا ليبرال كه نگارنده گزارش كاملش را طى چند شماره منتشر كرده است. رهنما ادامه داد ؛در آنجا همگى به سه اصل پايبند باشند عالى خواهد بود- احترام به اصول دموكراتيك( تصميم گيرى جمعى ، احترام به اقليت) ٢- واقع گرايى سياسى بجاى ائتلاف هاى زود گذر ، راه مشترك را بايد يافت.
حضور هنرمندان در اين كنفرانس همايش ملى، كار بسيار پسنديده اى بود ولى زمانى كه شاهزاده پهلوى در سخنرانى خود دست روى نقطه حساسى گذاشت و گفت:” ما تا از رژيم عبور نكنيم و رژيم را سرنگًون نسازيم تا به صندوق راى برسيم ،نمى توانيم با شعارى نوع حكومت را مطرح كنيم ! همگى تلاش كنيد تا نخست به صندوق راى برسيم.” يا اينكه شاهزاده در طول اين برنامه پربار چندين بار نسبت به شعارها در سالن ،عكس العمل نشان داده بود.با اين همه گفتن ها ، وقتى «كاوه يغمايى »فرزند «كورش يغمايى» به عنوان هنرمند روى استيج رفت و در پايان كارش بدون رو در بايسى و بدون احترام به گفته ها ى شاهزاده گفت ؛ براى حفظ جاودانگى ايران بگيد ؛ جاويد شاه! نترسيد ، بلند بگوئيد جاويد شاه! در اينجاست كه بايد گفت ؛ تا كى اين خود خواهى ها و خود محورى ها بايد ادامه يابد؟
از اينها گذشته بايد گفت اين همايش يكى از بى نظير ترين كنفرانس ها بود كه در آن از نحله هاى مختلف شركت كرده بودند و نظم و تربيت خويى كه در سراسر كنفرانس به چشم ميخورد. تمامى شركت كنندگان از قبل با كد QR را اينستال كرده و با همين كد وارد مى شدند. از نظر محتوايى اين همايش يك نقطه عطفى بود در ميان كنفرانس هاى ديگر كه تاكنون ديده بودم.
در اين همايش شايد حضور دادخواهان از سال ٦٠ تا ١٤٠١(تا به امروز ديده )مى شدند،از مادر عصمت وطندوست ، كه ١١تن از فرزندان و بستگانش را از دست داده است. مادر پژمان قلى پور ( محبوبه رمضانى)كه در ايران دادخواه بسيار فعالی بود و پس از اذيت و آزار او ،توسط تيم شاهزاده پهلوى به خارج كشور انتقال پيدا كرد و در كنفرانس شركت كرد.
مجروحان و آسيب ديدگان چشمى و مجروحان جنبش مهسا/ ژينا بطور چشمگیری در اين نشست ديده مى شدند.آنها در پايان سخنرانى روى استيج با شاهزاده پهلوى سرود اى ايران ،ای مرز پرگوهر را خواندند.
حضور چپ هاى بريده از سازمانهايشان، چپ هايى كه ديگر بدنبال انتر ناسيوناليست و ايده هاى ماركسيستى و ايدئولوگ هاى خشك مغز نيستند و چپى كه اردوگاه ماركسيستى و استالينيسنى را ديگر روشى براى مبارزه بر نمى گزينند! مسلمن اينگونه افراد ، بايد روش انديشه ديگر اتخاذ كرده و تفكرات قبل را تغيير داده باشند كه در اين همايش حضور پيدا كرده بودند.
كارى كه شاهزاده پهلوى كرد،تشكيل چنين همايش ملى بود تا تفكرات و نحله هاى مختلف را به زير يك سقف بياورد و اين خود نیز كار بزرگى بود.حضور «مادر عصمت»، مادران جاويد نامان ديگر و مجروحان جنبش مهسا/ژينا در سال ١٤٠١ كار بزرگى براى ادامه ى اتحاد بين نيروهاى سرنگونى طلب بود در ميان دعوت شدگان ، تنوع قومى به چشم ميخورد. در اين جمع ، از ناسيوناليست ها و ايرانگراها و نمايندگان بختيارى ها و آذرى ها و كردها و بلوچ ها و… حضور داشتند. نماينده همجنس گرايان LGBT هم آمده بود. در اين روز همه ى چپ هايى كه ضد پهلوى بودن و روزگارى مبارزه مسلحانه با رژيم گذشته كرده بودند، خلع صلاح گفتمانى شدند، زيرا حضور چپ ها در اين نمايش نشان داد كه همه مى توانند حول محور ملى گرايى و محور فكرى مختلف دور هم جمع شوند.٠
نكات امنيتى و سازمان امنيت آلمان:
سازمان امنيت آلمان خصوصن در باير، نيروهاى امنيتى آلمان تمام قد در اين همايش خودنمايى ميكرد و كو چكترين مسائل را تحت كنترل داشتند . لازم است ياد آورى كنم ، دولت آلمان كه بيش از چهار دهه با اين رژيم مماشات كرده بود در اين همايش سنگ تمام گذاشته بود. شايد تغييرى در سياست هاى آلمان بوجود آمده است؟!
میتوان گفت، اين همايش يك آشتى ملى بود ، حضور «فريدون احمدى » از جناح چپ ، كسى است كه در گذشته ، براحتى نمى شد او را به اين نشست ها كشاند!«كيانوش توكلى» ( سردبير ايران گلوبال)از كسانى بودن كه به مشروطه خواهان نقد بسيار داشتند ولى در همايش ملى مونيخ شركت كرده بودند! اين پيام مهمى بود كه نشان ميداد، اين شاهزاده پهلوى است كه مى تواند اين گروه و انسانها را با اهداف مشخص ، بهم نزديك كنند. LGBTكه در آنجا اعلام كردن ما بدنبال حق خودمان هستيم و اين شاهزاده هستند كه با اين كارش آينده ى اقليت ها را مشخص مى كند! و يا مادر عصمت كه اعلام مى كند برويد و شاهزاده را حمايت كنيد و اين بقول دكتر بنايى ( مزدك بامدادان) ، اين اعدام شدگان اگر زنده بودن ، اى بسا در اين همايش مونيخ شركت مى كردند. و اين نشان دهنده آشتىِ زنده ها با مردگان بود! در آن زمان شايد با شاهزاده ضد بودند ولى امروز مادران آن فرزندان تنها نجات ايران را پشتيبانى از شاهزاده پهلوى مى دانند و اين يك مسئله كوچكى نيست!
نكته ديگرى اين همايش حضور شاهدخت«نور پهلوى» بود كه در كنار پدرش ، نشان از پيوند نسل نو با نسل مسن تر بود! معناى ديگر اين عمل ، اينكه با تكيه بر نسل مسن تر ميتوان آينده ايران را براى ايرانيان ساخت .
در سخنرانى پايانى آنشب شاهزاده اعلام كرد كه” شعار ندهيد و مرا با همان پدر خطاب كنيد، كافى است لتفن القاب ديگرى را تكرار نكنيد( مانند جاويدشاه ).” پس از اين سخنرانى سيل انتقادها سرازير شد كه چرا پدر و چرا آن و چرا اين ؟ يعنى هر لقبى كه گفتن، ايراد گرفتند. در صورتى كه « پدر» را بانو الهه توكليان مجروح چشمى و مادر پژمان قلى پور ( محبوبه رمضانى) بودن كه قبلن مطرح كرده بودند.
براى ايرانى آزاديخواه القاب شاهزاده يا پدر و يا… مهم نيست مهم اتحاد بين مردم و عبور از رژيم فاشيستى مذهبى است مسئله پدر گفتن به شاهزاده پهلوى نيست، اگر برادر هم گفته بودند ، همان عده نق زن ، يك چيز ديگرى مى گفتند! همانطوريكه« آذرى جهرمى» وزير ارتباطات روحانى هم قبل از اينكه كنفرانس مونيخ تمام شود ، توئيت تو ايكس زده بود”كوه مونيخ موش زائيد! “اينها خودشان نيستند ،خودشان تصميم نمى گيرند اين موضع كل رژيم توتالیتر است.
در آن شب مادر عصمت آتش به پا كرد و موش جهرمى را فرارى داد و چوب لاى چرخ موسوى را هم بيرون آورد . كسى كه در اين شرايط حساس ، ناگهان عاشق خمينى مى شود و مردم را ميخواست به دوران طلايى امام ببرد ، اينبار رفراندوم را از خامنه اى درخواست كرد! مادر عصمت ( وطن پرست) كسى كه يازده تن از عزيزانش را از دست داده است پته ى موسوى را روى آب ريخت و گفت ؛ در اين شرايط گول حرفهايش را نخوريد او تغييرى نكرده است و ميخواهد شتاب همايش مونيخ را خنثا كند.
سخن آخر را از قول دكتر بنايى مى نويسم او در مصاحبه اى گفته بود: اين نشست يك آشتى ملى بود كه مادر عصمت آنرا با اعلام حمايت از شاهزاده نشان داد. وى ادامه داد تنها كسى كه مى تواند ما را به يك مسير دموكراتيك هدايت كند ، شاهزاده پهلوى است كه در اين همايش ثابت كرد، مى توان ، اين طور با برنامه به جلو رفت . اين همايش ما را به آينده اميدوار كرد ، كه در فرداى ايران ، همانطوريكه مى خواهيم زندگى كنيم، و يا انتخاب كنيم و…اين دورنماى آينده ايران است. با تكميل شدن دفترچه اضطرارى تا ٤٥ روز ديگر مى توان مقدمات دوره ى گذار را فراهم كرد.
يادآورى:در مورد سخنرانى شاهزاده پهلوى در همايش ملى ، در قسمت آخر گزارشم ، بيشتر خواهم نوشت.
پاينده ايران
اخترنیوز مولتی مدیا