همکاری ملی و همایش ایران را پس می گیریم( بخش پنجم)

بابک رحمتی

ما در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران.

همکاری ملی و همایش ایران را پس می گیریم( بخش پنجم)

بخش پنجم:

دربخش آخر اين همايش سخنرانى شاهزاده بود كه مقدمه اش را در بخش چهارم  آوردايم. اينك قسمت اول سخنرانى تاريخى ايشان و بقیه سخنرانی ها را در اين شماره مى آوريم.

در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید:

نجات ایران!

خانم‌ها، آقایان،‌
درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم.
ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوریخواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران.

حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است.

اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است.

جمهوری اسلامی پس از سال‌ها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست.

او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد. نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود، بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود. همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند.

جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعت‌ها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است.

مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌ به‌ گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند.

هم‌میهنانم،
ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب، علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سال‌ها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست.

اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند.
وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش سدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست.

امروز صحنه روشن است: در یکسو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد.

در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند.

من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی.

پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم.

امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند:

• فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی
• حمایت حداکثری از ملت ایران
• ریزش حداکثری از رژیم
• بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج
• ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی( بقیه درشماره شش)

در ادامه سخنرانى ها:

اولين سخنران شهبانو فرح پهلوى بود كه كاملتر آنرا مياوريم:

فرح پهلوی، یک پیام صوتی ارسال کرده بود،که در طی آن، از انقلاب ملی ایران و پایان دادن به جمهوری اسلامی حمایت کرد. او گفت: «حق ملت ایران، آزادی، رفاه و سرافرازی است»

 توضيحى ديگرى كه بايد داد ، اين است كه بعضى سخنرانى ها خارج از  موضوع بود.بخش هايى از سخنرانى ها  ربطى به موضوع همايش ملى نداشت. براى نمونه سخنرانى فائزه كه در مرحله بعدى مى آيد:

پيام تصويرى فائزه را داريم او پيام خود را اينطور ادامه داد.  بادرود  به ملت شاه دوست ايران، او در وصف خاندان  پهلوى  زياد گفت  و بعد از  مردم آن زمان  چنين گفت: مردم با سختى هاى شرايط در كنار يكديگر خصوصن در زمان پهلوى  باهم مهربان زندگى ميكردند.

حبيب القانيان و فاطمه( معصومه) : در كنار هم مى توانيد برعليه رژيم اسلامى مبارره كنيد.

پوريا على پور : به روى استيج رفت و صداى يكى از مجروحان چشمى  ( هر دو چشم )از ايران را از موبایلش پخش كرد . او گفت ابتدا نيم دقيقه چشمانتان را ببنديد تا وضعيت آسيب ديدگان چشمى را درك كنيم .پيام حسين نادر بيگى ٢٢ ساله كه از ايران فرستاده بود پخش شد كسى كه  هر دوچشم خود را از دست داده بود در كنار پدر “جاويد نام نيما نورى” اين صدا را ضبط كرده بود و اسرار داشت در اين همايش پخش شود. حسين نادر بيگى در آنجا گفت: اميدوارم از اين رژيم عبور كنيم . تنها دلخوشى من همين است . جاويدشاه!

-ابراهيم الله بخشى( زندانى سياسى پيشين از دراويش گنابادى ) وى با اشاره به اينكه  با تلاش شما ، در اينجا جمع شده ايم  تا براى مبارزه با رژيم به مرحله بعد برويم . امروز ديگر مى توانيم بگوئيم يك رهبر/ مرجع قابل اعتماد داريم . افرادى كه اينجا جمع شده اند درسد اعتماد خود را نشان دهند! پيشنهاد دارم براى بالا بردن اعتماد مردم در آينده به يك دولت ملى  احتياج است و بايد به آن اعتماد كرد، ما به گفته شهيانو ايمان داريم كه ” نور بر تاريكى پيروز است.”

اجراى زنده:

ميثم اسد پور خواننده( اجراى زنده داشت) قبل از اجرا چنين گفت:” بزرگترين لحظه زندگى ام است كه در مقابل شهريار ايران  كسى كه ٤٧ سال زندگى اش  را صرف مبارزه با رژيم كرده است ،برنامه اجرا ميكنم. سپاسگزارم شهريار  ايران زمين.

-فرنگيس بيات(پژوهشگر علوم سياسى)  : او سخنانش را اينگونه شروع كرد كه پس از انقلاب مهسا/ژينا فكر مى كردم رژيم سقوط خواهد كرد ، ولى بعد فهميدم اينطور نيست ما بايد شكست را به عنوان ديناميزم اجتماعى مى پذيرفتيم .  ولى روايت هايى كه در رابطه با ايران وجود دارد درست نيست . خطر جدى اين است كه در غرب روايتى در باره ايران است كه مى گويند : آينده ايران بدون اين رژيم شوم و… است . تصويرى ارائه ميدهند كه نشان از  عدم شناخت  دقيق  از ايران است . در برابر اين روايت بايد روايتى دقيق بسازيم . ما در ايران چيزى بنام دولت نداريم براى ساختن اين ضد روايت بايد به آخرين روز تخليه چند ميليونى تهران توجه كرد. با وجود  عدم حضور سازمانهاى بين المللى ، يك ديناميزم خود ساخته از سوى مردم ايران كمك  شايان توجهى شد . امروز بايد  به چنين ديناميزمى توجه داشت و آنرا درك كرد و به پيروزى نيروهاى ميهن دوست  اميدوار بود  سقوط رژيم بدين شكل بوجود خواهد آمد.

پيام تصويرى، ديگرى از ؛

 میترا حجازی پور: (استاد بزرگ شطرنج ایران و عضو تیم شطرنج فرانسه)بود . پيامم مرصيه اى براى گذشته نيست ، براى آينده ايران است.  او  در پیامی به این نشست با اشاره به ماجرای اخراج خود از تیم ملی ایران به دلیل اعتراض به حجاب اجباری اظهار داشت: «من تنها نیستم، بسیاری از ورزشکاران زن و مرد ایرانی یکی بعد از دیگری در برابر جمهوری اسلامی ایستاده‌اند و امروز هر یکی از ما در گوشه‌ای از جهان، زیر پرچم کشوری دیگر افتخار می‌آفرینیم، اگر فاجعه ۵۷ رخ نداده بود و اگر ایران زیر سایه دولتی ملی مانده بود، این افتخارها می‌توانست برای ایران و زیر پرچم شیروخورشید باشد.» ميترا حجازى در پايان گفت : طوفانه در راه است  و در اين راه فردى جز پسر شاه ( شاهزاده ) نمى شناسم بدنبال يك دولت فراگير باشيد .

مصطفی بابائیان :از انجمن خلبانان نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران)او  نیز از طرف این انجمن بیان کرد: «امروز می‌خواهیم پیامی روشن و صمیمانه، خطاب به هموطنانی که اکنون در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، بیان کنیم شما یونیفرمی را بر تن دارید، همان‌گونه که ما بر تن داشتیم. یونیفرم تنها لباس نظامی نیست، نشان مسئولیت مقدس نه نسبت به رژیم، بلکه فراتر از آن، برای خدمت به ایران است. اکنون زمان وظیفه مقدس فرا رسیده است، اکنون باید ثابت کنید نیروهای نظامی ایران همیشه آماده دفاع از ملت ایران است. دنیا نظاره‌گر است، از همه مهم‏تر ملت ایران نظاره‌گر است، با امید به اینکه با وجدان و شجاعت راه درست را انتخاب کنید. باید نشان دهید که ارتش ایران همیشه قهرمان بوده است. در کنار مردم بایستید و باعث افتخار همه و تاریخ شوید. بار  دیگر ما خلبانان نیروی هوایی شاهنشاهی پشتیبانی صددرصد خود را از شاهزاده رضا پهلوی اعلام می‌داریم.»

جبهه پایداری بلوچستان و تعدادی از شخصیت‌های اقوام و طایفه‌های ایران نیز در سخنانی، حمایت خود را از «همکاری ملی برای نجات ایران» اعلام کردند.

در شماره بعد با سخنرانی فوادپاشايى:( فعال سياسى حزب مشروطه ايران [ليبرال دموكرات]) آغاز خواهیم کرد٠

Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *