“مخمور”(شعر)

پورمزد کافی (منظر)


(۹۹) “مخمور”[ خمار،سرخوش]

هاتفم نیم شبی از لب پیمانه شنفت

آنچه را نرگس خونریز نیارست که گفت

قول بی منزلت از جانب اغیار میار
نفحاتی برسان تا شودش گل بشکفت
هر نفس تا به قدمگاه رخ یار رسد
بایدش گوهر مقصود توانست که سُفت
گل از آن خسرو فرخنده پی آموخت هنر
کاو دو صد غمزه ی مخمور به یک جرعه نهفت
توتیای قدم  فرخ  محبوب  شود
کاو شبی در طلب حله و زنار نخفت
به ملامتگری و منت ساقی بخرم
آن سبویی که کند خاک من و خاکش جفت
طایر روی تو با منظر آشفته نبود
ورنه هم گرد رهت با صف مژگان می رُفت
یازده آبان ۲۵۷۹ (۱۳۹۹)
اول نوامبر ۲۰۲۰ _ آلمان
Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *