ققنوس ( شعر)

امیر بهنام
«ققنوس» پرنده‌ای افسانه‌ای در اساطیر فرهنگ‌های مختلف از جمله ایران، مصر و یونان است که در پایان عمر خود با آتش می‌سوزد و از خاکسترش دوباره متولد می‌شود. این رویداد نماد رستاخیز، تولد دوباره، جاودانگی، امید و پیروزی بر مرگ در بسیاری از فرهنگ‌ها است.
آیینه ی روشن دل را غبار نیست
خفاش هم به مثل شما آشکار نیست
من ایستاده‌ام در پس دیوار انتظار
تا نشسته‌ایم، رخصت قیام نیست
تا به تماشایی باغ و بوستان نشسته ایم
گل را ندیده ایم که در بند خار نیست
یک گل بدون خار به باغ ایران نیست
ما را به غیر از قیام او انتظار نیست
انتظار شما گلی بود بر این گنبد کبود
جز آفتاب باور نجات، سایه سار نیست
سوگند بر کبو تر و زیتون سبز صلح
صلح وصفا به خو اب شب روزگار نیست

اینک “ایران” وطن و خاک ما بجز
سیمای شب تیره، “عمام” شکار نیست

“بهنام” ایستاده به بهای حضور تو
در باغ سبز “انقلاب” جای خار نیست

Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *