ره عشق (شعر برای خسرو علیکردی)

امیربهنام
خسرو علیکردی (۵ آذر ۱۳۵۸ – ۱۵ آذر ۱۴۰۴) وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر ایرانی بود. او وکالت شماری از زندانیان سیاسی، معترضان پادشاهی خواه مانند بانو سپهری و خانواده‌های دادخواه خیزش ۱۴۰۱ ( زن زندگی آزادی )را بر عهده داشت و به همین دلیل به حبس، تبعید و محرومیت از وکالت محکوم شده بود ولی بعد جسد او در ۱۵ آذر ۱۴۰۴ در دفتر کارش در مشهد پیدا شد!

در ره حق، من “علیکردی” مردی آزاده‌ام

جان من لبریز مهر و سعی ولی قربانیم
گرچه گویندم به نام کار، صاحب منصبم
« وکالت شغل منست، امّا من آزاده‌ام »
در نوای صبح روشن، خون  جانم ساز شد
ساز من در راه حق شد، رو به ناحق ‌ایستاده‌ام
“بهنام” که شنید سخنم گفتا ز مردی راسخست
کز نهاد نور زادم، دلبسته‌ی جانانه ام
نام نیک آزادگی در دلم انگیخته ا‌ست
رایت پاکیزه‌ای بر اوج جان افراشته‌ام
در صف آزادگانم، ورنه کارم بس بلند
کز رضای دل گرفتم مُهر پاکی، ساده‌ام
گرچه دنیا پر فریب و پر غبار و پر صداست
با دل روشن، ره عشق ایران به جان افتاده‌ام
گر پذیری این غزل، ما را دعایی کن به لطف
کز برای آزادی یاران، باز هم آماده‌ام …

 

Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *