بابك رحمتى

کاش بوديد!
كاش سارا إبراهيمى (دريا) [١]بود ، تا بگويد چه كسى را فرياد مى زد؟
كاش سيما دستجردى بود فرزندش را ديده بود![٢]
كاش كودكى كه مى پرسيد؛ پهلوى كيه ، امروز كنارمان بود!
كاش سپهرِ بابا ، سپهر خود را پيدا مى كرد و به او مى گفت؛ سپهر بابا، ما راهت را ميريم تا پايان!
تا سرنگونى
تا ايران را پس بگيريم
كاش جاويد نامان همه بودند تا بگويند اين يك رفراندوم بود ونه ، يك بازى ساده!
كاش جاويدنامان بودن تا بگويند تا كجا مى خواستيم برويم و كجاها را فتح كنيم ؟
كاش جاويدنامان بودن و مى ديدن ما همه داغداريم ولى خشمگين!
كاش جاويدنامان بدانند ما ضحاكان را بزودى بزير مى كشيم!
كاش بودن و مى ديدن در جشن سالگرد شورش مرگ بر ضحاك ادامه داشت.
كاش جاويدنامان بودن و مى ديدن ، ما همه با هم هستيم !
و ميريم تا سرنگونى!
______________________________
[١]سارا(دریا) اهل تهران بود و در ١٩ دى ١٤٠٤ هدف گلوله های جنایتکاران خامنه ای قرار می گیرد.
[٢] سيما دستجردى ٣٣ ساله سه ماهه حامله بود كه هدف گلوله هاى قاتلان و گماشتگان خامنه اى قرار گرفتند.
اخترنیوز مولتی مدیا