آخوند پلید و پیزوری ( شعر)

محمود میرزایی (مهمیر)
آخوند جوادی آملی:
ما الآن در آستانه‌ی امتحان بزرگ هستیم … باید وحدت را حفظ کنیم. بدانیم بیگانه‌ای قصد این آب و خاک کرده … قصد تجزیه کرده …
___________________________________________________________________________________________________

آخوند پلید و پیزوری!

ای آخوند پیزوری، ای پلید گندیده
این خاک کهن بارها بیگانه زیاد دیده
اما ز تو زاییده در خاک تفدیده،
ایرانی بخود گویی بیگانه‌تری خائن، بیگانه تری ننگین هرگز کجا دیده؟

بی‌شرم و با نیرنگ،

از امتحان گویی
آخوند پلید بارها، بارها و صدسال‌ها
امتحانش پس داده
این آخوند درمانده،
این همیشه بازنده
برنده در دروغ و در نیرنگ،
دانیم که بی‌هماننده
ملای شکم‌باره، ای مفت‌خور و بیکاره
کردی دزدی و چپاولِ بسیار
اینک شدی بیچاره، دریوزه، گنه‌کاره
ای همه هستی‌ات نیرنگ
اکنون تو ز امتحان گویی؟
وه، وای که چه بی‌شرمی
دانم که تو خود دانی،
در امتحان نگشته تجدیدی
بدبختی به تو تاخته،
از بیخ تویی باخته،
همواره تو مردودی
این هم تو خود دانی،

مردودی این‌بارت

پایان هستیِ تارت
با همبستگی مردم
ناقوس پایانت،

لَه‌لَه زدنت کم‌جان

بر بند صراط لرزان
دیری نپاید دید
واژگونی‌ات از منبر
سرنوشت شوم تو
این بخت نگونسارت
آخوند دوزاری، ای پست پیزوری
ای زندگی‌ات نیرنگ
هی راستی ز تو بی‌رنگ
واژگونی از منبر
پایان هستی گََندت
توف به اونجای ناتنگت
سرنوشتت نگونساری
سرنوشتت نگونساری!
 ۱۵فروردین۳۷۶۴وهومنی،
۱۴۰۵ سال از فرار ممدقریشی
۴آپریل۲۰۲۶ ترساعیساچلیپایی
Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *