بابك رحمتى
فقط مدافع افكار خودمان نباشيم ، مدافع افكار مخالفان خود هم باشيم. وإلا به آن دموكراسى كه مى خواهيم ،نخواهيم رسيد.
آینده ایران:
كشورهايى كه توانستن ققنوس وار ،از خاكستر خود برخيزند و به يك كشور توانا و نيرومند و پولدار تبديل شوند چه كشورهايى بودند؟ آيا ايران هم مى تواند دوباره ققنوس وار از وضعيت فلاكت بار امروز، نجات پيدا كند؟
نروژ كشورى است كه توانست از فقر و فلاكت در طول ٤٩ سال به سر و سامان برسد. كشورى كه مهاجرين در آن جاى دارند و اكنون مهاجرين نو در آن جايگاه ويژه اى دارند.
امروز نروژ بجايى رسيده كه نگاهى ديگر به جريان مهاجرت دارد. كشورى كه آلمان در جنگ جهانى دوم به آن حمله كردو آنجا را به تصرف خود در آورد. كشورى با جمعيت كم كه اهالى آن به جزاير ديگرى مهاجرت مى كنند! كشورى كه منابع زير زمينى كم داشته است .

نروژ در قرن نوزدهم ميلادى( تر سايى)به كشتى سازى روى آورد و از نظر كشتى سازى پيشرفت زيادى پيدا كرد سيستم سازى محور كار قرار گرفت. همين كار باعث شد به تجارت هاى ديگرى هم روى آورد. دست يابى به صنعت نفت يكى از كارهاى بزرگى بود كه در نروژ انجام گرفت.
در اين ميان بريتانيا بزرگ قدم جلو گذاشت كه به پول زيادى دست يافت. امروز نروژ به صنعت بزرگ نفت دست يافته كه باعث بيشرفت آن كشور شده است و مردم وضعيت بهترى نسبت به گذشته پيدا كرده اند. نروژ مى تواند الگوى خوبى براى پيشرفت آينده ايران باشد.
نروژ و سوئد در تجارت رشد زيادى كرده اند كشورهايى كه مى توانند براى ايران الگو باشند.
يكى ژاپن،است، زمان آخرين پادشاه ايران قدمهاى مهمى برداشته شده است. پادشاه ايران هم برنامه هاى بزرگى داشت و سعى مى كرد از ژاپنى ها الگو بردارى كند. او برنامه هاى بزرگى براى آموزش ايران داشت بطورى كه قصد داشت ١٢ ماهواره را فقط براى آموزش ( بخاطر كمبود آموزگار)در مدار زمين نصب كند ( از كتاب مأموريت براى وطنم)
در سال١٣٥٥، ايران تنها كشور آسيايي بود كه به همت تكنيسين ها و مهندسين زبده توانست ارتباط زنده ماهواره اى با اروپا پيدا كند.پادشاه ايران روز گشايش اين ماهواره با آلمان و فرانسه در مقابل «ولتر شلWalter Scheel» و «والری
آژيسكارديستن» رييس جمهورى دو كشور آلمان (غربى )و فرانسه از طريق ماهواره گفتگوى سه جانبه اى را از طريق تلويزيون ترتيب داده بودن كه خود مظهر بارز از اين حقيقت بود كه فاصله جغرافيايى را از بين برده بود.«محمد رضا شاه »در اين رابطه گفت: “ماهواره عالى سمفونى موجود كه كشور ما در آن بهره بردارى شركت مى كند،” در اين رابطه اشاره به شعر زيباى «گوته» شاعر آلمانى (از قطعه مغان)كرد و گفت ؛ حضرت شعر “، هركسى كه شناساى راستين خود و همراهان خويش باشد، شناساى اين حقيقت خواهد بود كه ، ديگر شرق و غرب از هم جدا نمى توانند زيست.”اين خود پيام روشن صلح بود ، كه مظهر نزديكى گوياى شرق و غرب پيام صلح و آشتى كشورها را در بردارد. در پايان پيام گشايش ماهواره سمفونى (١٣٥٥)، قطعه اى از گفته هاى «ويكتور هوگو» را نقل مى كند كه ؛ برويد و در سمفونى پرشكوه آسمان ، نت موزون بشريت را جستجو كنيد.

علاوه بر اينها پادشاه ايران از ژاپن بسيار آموخته بود و قدمهايى در اين رابطه برداشته بود.
لازم به يادآورى است كه ژاپنى ها هم يك دوره سختى هايى را با مذهبيون افراطى طى كرده بودند.مذهبى بود بنام شینتو (Shinto) (راه خدايان)آیین بومی و باستانی ژاپن است که بر پرستش «کامی» (ارواح طبیعت و نیاکان)، عشق به طبیعت، و پاکیزگی تمرکز دارد . این آیین که فاقد پیامبر یا کتاب مقدس است، امپراتور را فرزند الهه خورشید (آماتراسو) دانسته و با فرهنگ و هویت ملی ژاپن عجین شده است. «شينتو »برخلاف جمهورى ضد انسانى بیشتر یک روش زندگی و فرهنگ است تا دینی سازمانیافته، و نقش مهمی در هویت ژاپنی، طبیعتگرایی و پیوند با خانواده امپراتوری دارد.
در اصل شينتو آئينى بود آیین بومی و باستانی ژاپن با بیش از ۲۰۰۰ سال قدمت است که بر پایه پرستش «کامی» (ارواح طبیعت و خدایان) و احترام به نیاکان بنا شده است.برخلاف جمهورى اسلامى ، شینتو فاقد پیامبر یا کتاب مقدس واحد است و بیشتر بر آیینهای عملی، احترام به طبیعت و حفظ هماهنگی تمرکز ! همه چيز زندگى را از طبيعت درخواست مى كردند امپراتورى كه مانند بسيج و سپاهى ها در مسائل امنيتى ( بخصوص در جنگ جهانى دوم) مقاومت مى كردند!
منظور از اشاره به اين تاريخچه ، درس گرفتن از اين ماجراست كه مى توان از تجرييات كشورهاى توسعه يافته درس هاى بزرگى گرفت.
شوريختانه در ايران بعضى ها بوده و هستند كه به روشى عادت كرده بودن و آموخته بودن كه به عمامه داران مراجعه مى كردند و پرسش هاى دينى خود را با آنها مطرح مى كردند. با روندى كه اكنون شاهديم، آينده ايران چنين نخواهد بود. تقليد و فتوا و…از ايران زدوده و حذف خواهد شد. اكثريت مردم ديگر ميلى به اين كار ندارند و تا اينترنت و بيشرفته ترين تكنولوژى وجود دارد مردم ديگر به آنها مراجعه نخواهند كرد. آخوند بى سواد و دروغگو ديگر جايى در ميان مردم نخواهند داشت!
دومين مسئله در ايران خمينى زدايى است كه از دير باز شروع شده است.مردم ايران، خمينى را عامل بدبختى مى دانند،مردم مى گويند كسى كه ايران را به چنين روزى انداخته است ، مسلمن خمينى مى دانند! خمينى كه جنگ را نعمت مى دانست ، در حاليكه هيچ اطلاعى از نظامى گرى نداشت او را بعنوان فرمانده كل قوا گمارده بودند كه در بعضى از عملياتها دستور داده بود زخمى ها را رها كنيد و به بيشرفت در خاك دشمن ادامه دهيد. خمينى سنگين جسمى بود و سنگين ترين جسمى كه برداشته بود ، آفتابه بود! تفكراتش همان بود كه كشور را به اينجا كشانده است.اقتصاد را مال خر مى دانست ، بدون اينكه معناى اين جمله كوتاه را بداند! بدون حساب و كتاب مى گفت “آب و برق را مجانى ميكنيم” !خمينى جنگ را نعمت مى دانست و با دخالت كردن در امور سياسى عراق و تحريك كردن آرتش آن كشور ، باعث شد صدام به ايران حمله كند و جنگى را براه انداخت كه ٨ سال بطول انجاميد تا بيش از ١٠٠ ميليارد دلار از سرمايه كشور را در تنور جنگ بريزد.و دهها هزار تن را به كشتن بدهد و هزاران تن معلول و زخمى تحويل كشور داد.بيشتر شهرهاى ايران را به ويرانه تبديل كرد. تفكرات فقهى خمينى كشور را سالها به عقب راند اين تفكر ات بايد از ذهن جامعه زدوده شود. آينده ايران با يك كار فرهنگى كه در راس آن خمينى زدايى است از هم اكنون ، شكل گرفته ما در راس رهبرى نيازمند افرادى هستيم تا بتوانند آينده ايران را با تفكرات دموكرات بجلو ببرند. نه كسانى مانند خامنه اى كه دشمنان را به جن و انس ربط ميداد و مردم را با طالع بينى هدايت مى كرد.ما امروز با تفكراتى روبرو هستيم كه ٤٧ سال با استخاره و جن و انس كشور را به ويرانه تبديل كرده اند. بخاطر نبود يك رهبرى دموكرات كشور را مرتب در بحران قرار مى دهند تا هم زمينه هاى سركوب در جامعه جارى و سارى باشد، جنگ همچنان براى چنين رژيمى نعمت است و دوباره كشور را در جنگى قرار داده اند كه پايانش ناپيداست .جنگى كه با حيدر حيدر گفتن و با كمك لشكر اجاره اى در خيابانها ( اسلام پارتى ) ميخواهند دوباره بعُد ديگرى از اسلام و انقلاب را نشان داده و صادر كنند!
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
سوي ما آيد نداها را صدا
فعل تو كان زايد از جان و تنت
همچو فرزندى بگيرد دامنت
«مولانا»
آینده دموکراتیک ایران:

آزادى انديشه در كشورى كه كثرت گرا است از لحاظ باورها مختلف و طبيعى است اختلاف سليقه داشته باشد ، چرا كه نه! من باور دارم تفكرات مختلف است كه ما را به چالش مى كشد براى اينكه در رابطه با اين چالش است كه ايده هاى بهترى توليد مى شود . براى ايده هاى بهترى در آينده براى يك كشور!
بعنوان يك پيش شرط براى آزادى و دموكراسى ، هرگز آزادى در يك كشور پيش نمى آيد، اگر يك ايدئولوژى بخواهد برتر بر ايدئولوژى ديگر باشد اين را ياد گرفتيم اگر نترسيد از آنچه كه صندوق تعيين خواهد كرد.بشرطى كه اعتقاد داشته باشيم كه روش وزن كشى فقط صندوق راى است نه چيز ديگر! و اين به مفهوم اين نيست كه اگر راى اكثريت بياورد اقليت حقش زير پا گذاشته مى شود نه آنرا قانون كشور تعين مى كند ، در هرشرايطى! ملاحظه ميكنيد دموكراسى فقط از صندوق راى مى گذرد . آينده ايران براى. رسيدن به دموكراسى و آزادى ، فقط از صندوق راى مى گذرد، پس تا آينده اى نه چندان دور منتظر مى مانيم تا بيبنيم مردم ايران راى خود را در آينده به چه كسى ميدهد؟
اخترنیوز مولتی مدیا