زوج پرستار جان فدا !

بابك رحمتى

زوج پرستار جان فدا !

دو پرستار از یکی از خطه آذربايجان  و دیگری اراک ,  در جريان انقلاب شيرخورشيد به كمك مجروحان شتافتند كارى كه در جمهورى اسلامى جرم است!در رژیم فاشیستی مذهبی، پرستاران و پزشكانى كه به مجروحان كمك مى كردن با دستور خامنه اى معلون مى بايد كشته مى شدند. حكومت فاشيستى كه براى بقاى خود مى جنگد هرگونه كمكى به مجروحان جرم محسوب مى شود. اينگونه برخوردهاى ضدانسانى جز از نازيسم و فاشيست بر نمى آيد . خامنه اى در نشستى به آدمكشان آتش به اختيار خود گفته بود: “تا  جايى كه مى توانيد از معترضان بكشيد و نگذاريد كسى به خانه هايشان برگردد!”

داستان صالحه اکبری و همسرش احمد خدایی، روایتی تلخ  از مرگ یک بانو در اردبیل در زمستان ۱۴۰۴ است که به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در رسانه‌ ها تبدیل شد.

صالحه اکبری و احمد خدایی زوج فداکار، کوهنورد از کادر درمانی

صالحه اکبری و احمد خدایی، زوجی که پیوندشان در کوهستان‌های ایران بسته شده بود، تا اوایل زمستان گذشته در اردبیل مشغول کار روزانه و برنامه‌ریزی برای صعودهای بیشتر بوده است. اما پس از تلاش آنها برای کمک به معترضان زخمی در ۲۲ دی،همان سال پس از قطع اينترنت  نیروهای سركوبگر و آدمكش  جمهوری به خانه‌شان  هجوم مى برند و صالحه را به گلوله مى بندند .

بهانه حمله نیروهای امنیتی، متنی بود که احمد قبل از قطع اینترنت در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده و از معترضان آسیب دیده خواسته بود در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند.

صالحه را در اردبيل، جلوى منزلشان در مقابل همسر  و دختر ٨ ساله اش به رگبار مى بندند ، و پيكر بى جانش را مى ربايند و به اراك  مى برند!

پس از آن«پیام‌های نیروهای امنیتی درباره تعرض به پیکر بی‌جان صالحه»، احمد را هم تا مرز خودکشی می برد.

Screenshot

احمد خدايى همسر صالحه مربى شناخته شده كوهنوردى، قهرمان وطن با گريه داستانى را تعريف مى كند كه مو بر بدن انسان سيخ مى كند. او در يك فايل صوتى مى گويد:پيكر همسرش را از سردخانه بيرون آورده و عكس ( فرتور) تعرض با دستان كثيفشان را براى من مى فرستند. و اين قضيه او را تا سرحد جنون پيش مى برد. این کوهنورد چندی بعد برای پایان دادن به زندگی خود اقدام کرد، اما پس از اطلاع خانواده‌اش از مرگ نجات یافت.

امنيتى ها به احمد مى گويند : ”  بيا و بگو صالحه ، خودكشى كرده است! او زير بار اين يكى نمى رود و او را دستگير مى كنند.ولی رژيم آدمكش همه حقيقت را  آنطورى كه خود خواسته  نشان داده است!

، در نخستین روزهای اردیبهشت ۱۴۰۵، پیکر صالحه در آرامستان اراک زیر خروارها خاک مدفون شد. احمد خدایی، بعد از دادخواهی خون همسرش و فاش کردن «پیام‌ نیروهای امنیتی درباره تعرض به پیکر بی‌جان صالحه»، تحت بازداشت، فشار، و شکنجه روانی ماشین سرکوب جمهوری اسلامی به سرنوشتی نامعلوم دچار شده است.احمد در تشيع پيكر همسرش شركت نكرده بود و  چند تار موى صالحه در اردبيل را در خاك مى گذارد .

نمونه چنين كشتارى «کشتار در خانه» از دهه ۱۳۶۰ در مناطق مختلف ایران سابقه دارد، اما از هنگام اعتراضات زن، زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ و پس از آن اعتراضات دى ماه ١٤٠٤ ، گزارش‌های متعددی درباره این نوع کشتار منتشر شده است.

بارزترین نمونه این مدل از کشتار، حمله نیروهای سپاه پاسداران در جریان اعتراضات زن، زندگی، آزادی به خانه «محمد جامه‌بزرگ» در شهر ملارد و کشتن او به خاطر کمک به معترضان است.

 صالحه پرستار و تكنيسنى فداكار و كوهنوردى عاشق طبيعت!

صالحه اکبری، متولد ۱۹ آذر سال ۱۳۶۷ بود و آذر گذشته ۳۷ ساله شد. او سال‌ها «پرستار» بیمارستان امام اراک بود. او عاشق کوهنوردی و طبیعت بود و همزمان به عنوان مربی امداد و نجات دوره‌های متعدد آموزش امداد، احیا، و کمک‌های اولیه برگزار می‌کرد.

Screenshot

صالحه در جریان کوهنوردی و صعودهای گروهی با احمد خدایی اردبیلی، کوهنورد شناخته شده و مربی کوهنوردی، آشنا شد و این آشنایی به همنوردی، عشق، و زندگی مشترک منجر شد.

مثل هميشه رژيم مردم فريب دست به يك توطئه ديگرى زد تا مرگ صالحه را طورى ديگر نشان دهد.

جلال آفاقی، دادستان اردبیل، در اظهارات خود برای «رد کشته شده صالحه اکبری به دست نیروهای امنیتی» ادعا کرد که این زن جوان «به دلیل مشکلات خانوادگی، در غیاب همسرش با استفاده از یک قبضه سلاح کمری متعلق به همسرش اقدام به خودکشی» کرده است.

این مقام قضایی با طرح ادعاهایی در مورد زندگی شخصی صالحه و احمد از جمله این که ازدواج آنها «موقت» بوده و «صالحه تکنسین اتاق عمل نبوده»، مدعی شد که این زن جوان «به دلیل مشکلات خانوادگی» با «شلیک گلوله به خودش»، به زندگیش پایان داده است.

جمهوری اسلامی پیش از این هم دلیل کشته شدن بسیاری از معترضان را «تصادف رانندگی»، «خودکشی»، «سقوط از ارتفاع»، «مسمومیت» و در مواردی «تیراندازی از میان جمعیت» عنوان کرده است.

دادستان اردبیل همچنین گفت که پس از «مشاهده یادداشت‌های صالحه در دفترچه شخصی‌اش که صراحتا به قصد او برای خودکشی دلالت دارد» مجوز دفن او به عنوان «خودکشی» صادر شده است. در حالی که براساس قانون، جواز دفن باید به استناد معاینه و بررسی پزشکی قانونی صادر شود.

علاوه بر این، دادستان اردبیل به طور ضمنی به اخذ «اعترافات اجباری» از احمد خدایی در دوره بازداشت اشاره کرد و گفت: «همسر صالحه بار‌ها در بازجویی به مشکلات روحی و روانی همسر خود اقرار و موضوع خودکشی را تایید کرد»، اما بعد از آزادی «در رسانه‌های معاند مرحومه صالحه را به عنوان کشته شده اغتشاشات معرفی می‌کند.»

دادستان اردبیل حتی صالحه اکبری را به خاطر زندگی مشترک با احمد، زنی «اغفال» شده خواند و احمد خدایی را به خاطر دادخواهی، «فردی معلوم‌الحال و شیاد» نامید.حقيقت پشت ابرها نماند، همه چیز روشن شد و مردم به جنايات رژيم پى بردند.

کوهنوردی كه صعود او به قله‌هایی مختلف ایران،  زبانزد همه دوستانش شده بود پست‌هاى زيادى درباره کتاب‌هایی که خوانده بود نشر داده بود، و همچنین برگزاری دوره‌های آموزش امداد و نجات از آموزش «احیا و کمک‌های اولیه» تا امداد ورزشی.

زندگی مشترک اول صالحه به جدایی ختم شد و او در یکی از ویدیوهایش می‌گوید که در آن سال‌ها به نقطه‌ای رسیده بود که «دلش برای نفس نفس زدن تنگ شده بود.»

صالحه در آخرین پستی که خودش ششم دی ماه گذشته در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده، به همراه ویدیویی از دل طبیعت، نوشته است: «کجا بهتر از این نقطه دنیا که میزبان من و تو باشد یار نازنینم احمد جان.»

صالحه اكبرى جوانى انسان دوست و درستكار ما را به ياد فلورانس نايتينگل  مى اندازد، دخترى كه  عاشق طبيعت بود ، او كارشناس ورزش و تكنيسين اتاق عمل بود و بخاطر رسيدگى به مردم مجروح ، جانفداى راه آزادى شد. صالحه جاودانه شد.

به كوه و طبيعت مى رفت و در طبيعت حان دوباره مى گرفت تا بيشتر در خدمت مردم باشد. در شبكه هاى اجتماعى در باره اين زوج بسيار نوشته اند. يك نمونه اش چنين است:” صالحه عاشق طبيعت بود، عاشق انسان، عاشق زندگى بود. دوچرخه سوارى و كوهنوردى بود او هميشه دوچرخه سوارى مى كرد. چرا كشته مى شود ؟ فقط به دليل اينكه به مجروحين و معترضان ١٨ و ١٩ دى ماه ١٤٠٤ كمك مى كرد! وقتى به طبيعت مى رويد و با كوهنوردى مى كنيد  و از هواى آنجا لذت مى بريد ياد صالحه اكبرى و احمد خدايى باشيم.”

ما هم  وقتى به كوه و طبيعت  مى رويم حتمن بياد او و همسرش خواهيم بود.يك انسان عاشق ، عاشقِ طبيعت عاشق مردم و عاشق زندگى ، چنين انسانهايى ياد و خاطراتش نمى تواند از ما دور باشد. آن دو قهرمان ملى ايران زمينند و  هميشه در خاطرمان خواهند ماند.

به تاراج بردند آن پيكر پارسا

زمين گوى  گريان و پيك نارسا

چنين بخت بر مايان بس برگشته است

چنگ اندازى و كشتار بس مانده است

گشته اند جهانيان لال، كر و كور

انداخته اند دلِ زمين را به دور

نگر اين ويرانى ها و اين كشتار

سپاريم گور ببايداين نمودار

چنين روزگار و چسان ماندگار

بماند بر آينده آموزگار

سروده « آبتين آيينه» از “ايرانبانو «صالحه اردبيلى»”

Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *