پورمزد کافی ( منظر )

(۸) “تغزل خاموش

بدنبال آفتاب و آینه

”
اینگونه که در من می نگری
باز میمانم از سخن
و دریا
معنای مردابهای پوسیده میشود
اینگونه که در من می نگری
باز میمانم از نفس
و خورشید
در کهکشان تلخش نمی تابد
اینگونه که در من می نگری
باز میمانم از تپش
و اندوه ماه
در نبض گندمگون خاک میدمد.
چرا که
آبشار تبسم تو
مفهوم زلالی دریاست
و کهکشان بزرگ دستانت
آسایش بی انتها
و چشمانت
دو عصاره ی مهر و زیبایی
سخن بگو
سخن بگو ای امید بزرگ
که از سحر سخنت
شکوفه و شعر می بارد
تا من _ تمامی جهان _
برخیزم
از آن که در شحنه زار روبرو
روسپیان
دندان بر استخوان مردگان می سایند
و سوگواران
در دیده گان دریده ی خاک
هنوز
دنبال آفتاب و آینه می گردند.
بهمن ۲۵۴۷ شاهنشاهی
(۱۳۶۷) _ آلمان
از دفتر( از این فلات پر اندوه )
(فریاد خاموش)
Facebook Comments Box
اخترنیوز مولتی مدیا