چاووشی ی تاریک(شعر)

پورمزد کافی ( منظر)


(۹) “چاووشی ی تاریک”

نه من خاموشم

در این دریغ
تیغ
از عبور حنجره میگذرد
که کشته گان عاشق ترین بودند

و ما

به سرودی نخواندیمشان
هر چند که خاک
فروتنانه در نقد آدمی ست
باری چه سرگذشتی ست
که اعتماد من نیز
تمامی ی شکست من باشد
و امید
کوره راهی
که از حضور خونبار فاجعه بگذرد
آه اگر که خانه ی من
از درک حضور تو
هراسی می داشت
و یا چاووشی ی قبیله ی عصیانی ام
چنین وهم انگیز می نمود
که بر گداری از باریکه ی شمشیر
از ماه و ستاره نیز
نفرین شوم
ورنه تحفه ی جانم
غرامتی بی مقدار بود
و آسمان
از این سیاهتر
بر سینه ام نمی‌بارید
نه،
در این آزمون تلخ
تنها
شکست نابهنگام من نیست
که تجربه میشد
پریشانی ی شهاب های آسمان تو نیز
غمنامه ی عظیم هجرت بود
از این است
که آبگینه وار
به تلنگری
می شکنیم
۲۲ بهمن ۲۵۴۷ شاهنشاهی

(۱۳۶۷) آلمان

از دفتر( از این فلات پر اندوه )

(فریاد خاموش )

Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *