محمودمیرزایی (مهمیر)

افتخار به مورد تجاوز قرار گرفتن و درسهایی که می توان از آن گرفت! 

(اصرار به نادان بودن و نادان ماندن)
*تشابه بین زنان فرانسوی و زنان ایرانی درتفاخر به دوران تجاوز .*
متنی زیبا از کتاب «دوقرن سکوت» از استاد ارزنده ادب فارسی جناب دکتر عبدالحسین زرین کوب
نقل می کنند:
هنگامی که برای ادامه تحصیلات درفرانسه بودم با یک مسئله اجتماعی در پاریس روبرو شدم که برایم بسی عجیب ، خنده آور و پلید میبود.
این موضوع برمیگشت به دوران اشغال فرانسه بدست نیروهای آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم.
چنانکه در پی تعرضات فراوان نظامیان آلمانی و تجاوز افسار گسیخته به زنان و دختران فرانسوی، نسلی دورگه (آلمانی، فرانسوی) بوجود آمده بود که از طرف پدر یا تجاوز کننده، آلمانی و مادر یا تجاوز شونده، فرانسوی بودند.
این نسل همچنان ادامه یافته و جمعیت فراوانی را تشکیل داده بود که در زمان حضورم در پاریس هر روز میدیدم این افراد به اصطلاح حرام زاده و ناشی از تجاوز، نه تنها از گذشته و اصالت خود شرمسار نیستند، بلکه به نشانه تفاخر به پدرِ تجاوزگر آلمانی خویش، حزب و گروه و دسته و … تشکیل داده و کمربندی مشکی با آرم مخصوص (S.S یا همان صلیب شکسته نازی ) بر کمر به “حرامزادگیِ خویش” افتخار هم میکردند!️
حال آنکه تقریبا ۹۰٪ همین جمعیت آلمانی_فرانسوی، در حالیکه مردم جهان برای دیدن پاریس، برج ایفل، شانزه لیزه و … برای آمدن به این شهر صف میکشیدند، از این افراد حتی یک نفرشان برج ایفل راندیده ولی در عوض سالانه درتورهای دسته جمعی برای دیدن برلین، ایالت باواریا، مونیخ و ادای احترام به هیتلر و *پدران تجاوزکننده به مادرانشان به آلمان میرفتند و نام فرزندان خود را هیتلر، آدولف و…
و بعضی هم با نامهایی که در ادبیات فرانسه نوکر هیتلر و کنیز هیتلر نام گذاری نموده و بسیار به گذشته خود افتخار میکردند.
این بود که این سابقه حرامزادگی برای منِ زرین کوبِ ایرانی جای تعجب بود .
تا اینکه به وطنم ایران بازگشتم که در بحبوهه انقلاب بود.
بعدها کلا نظرم در مورد آن فرانسویان عوض شد و احساس نمودم ماهم دست کمی از آنان نداریم.
چون :
( از وقتیکه اعراب مسلمان به ایران حمله کرده و از هیچ تجاوزی فرو گذار ننموده اند)،
ما نیز به افتخار آن دوران تجاوز،
نامهای خود و فرزندانمان را علی، حسن، حسین محمد و عباس و غلام و… که به ناموس ایرانیان تجاوز نموده بودند، تغییرداده ایم.
یاحتی سرسپردگی را بیشتر و خود را نوکر و غلام آنان!
مثلن:
غلامعلی، غلام عباس، غلامحسن و….
از طرفی نیمی از جمعیت ایران در حالیکه هیچیک از نقاط دیدنی کشورشان را ندیده اند، ولی در عوض دهها بار سفر به کربلا و نجف و کاظمین و مکه و مدینه را در کارنامه گردشی خود دارند.
بعضن کسانیکه نوادگان حاصل از تجاوز مردِ عرب به زنِ ایرانی اند و اصطلاحن ،عربی ایرانی اند، به این گذشته خفت بارخود تفاخر ورزیده و به نشانه حرامزاده بودن شال سبز بر کمر و شال بلند مشکی برسر مینهند و خود را سید مینامند و دیگران پول و مال خود را بعنوان نذورات، نذر ایشان می کنند.
بخشی از سود و ثروت دیگران را تحت عنوان “سهم سید” از آنها مطالبه میکنند.
اینجا بود که از خواب غفلت بیدار شدم و آن تمسخر و ناسزاهایی را که نثار فرانسویان دورگه کرده بودم، همگی را لایق خود و هم میهنانم دانستم!
«پایان نقل و قول»
لطفا برای هر دوست ارزشمندی که دارید، این تفکر غمبار *دکتر زرین کوب* را برایش بازخوانی کنید تا شاید، و البته شاید از خواب غفلت ۱۴۰۰ ساله بیدار شوند و بهوش آیند .
درجواب دکتر زرین کوب:
درود،
شگفتا، استاد زرین کوب که خود کتاب باارزش دوقرن سکوت را نوشته چگونه چنان دیر از خواب غفلت بیدار گشته؟!
استاد بلندپایه نام کتابی را که در سوگ تجاوز عرب مسلمان به ایرانیان است با واژههای عربی نوشته، که میشد آسان و روان دو سده خموشی بنویسد.
در همین کوتهنوشتهاش بسیار واژههای عربی بکاربرده همچون؛ بعضا (برخی)، لایق (شایسته)، تمسخر، غفلت، تحت عنوان سهم سید، مطالبه!!، حرامزاده، اصطلاحا، حاصل، حتی، تغییر، حمله، اعراب، بعدها، کلا، نظرم، در مورد، عوض، البته، تفکر، لطفا، حضور، تشکیل، نسل، جمعیت، نظامیان، اشغال، موضوع، دوران، عجیب، مسئله، تحصیلات، !!!
افسوس که این بزرگان، با همه منش پاک و ایراندوستی، خود چنین فرهنگ عرب مسلمان را گستردهاند، و نام خود را هم که بردهی حسین است به پارسی ـ ایرانی دگر نکرده، برنگردانده اند!
دهخدای بزرگ هم بجای واژه نامگ لغت نامه مینویسد. و دیگران هم قواعد زبان فارسی، و فعل و فاعل و ضمیر و موصول و کسره و فتحه و ضمه و … در روشنگری آداب زبان شیوای پارسی ـ ایرانی داد سخن دادهاند. و این کژراهه تا همین دم و امروز پی گرفته و نمی دانند که برای رهایی از دشمن چپاولگر ویرانگر، میبایست فرهنگش را زدود. تا به بنمایههای ایرانی خود برنگردیم، در زندان لجنزار و پوسیده و پلید اهریمنی آخوندی گرفتاریم.
برگشت و دستیابی به فرهنگ میهنی خود، همبستگی میزاید و با یکپارچگی رنگارنگ، دست در دست هم به مهر، دیو را بیرون و میهن خویش میکنیم آزاد و سپس آباد.
با مهر مهین، مهمیر،
۷ شهریور ۳۷۶۸ وهومنی،
۲۹ آگوست ۲۰۲۶ ترسایی
Facebook Comments Box
اخترنیوز مولتی مدیا