خاطرات دوران کرونا

خاطرات دوران کرونا، گلچهره یاوری، ایران

گلچهره یاوری ديشب قبل از اينكه بخوابم فكرم مشغول مهمترين مسئله روز بود. مسئله كرونا و قدرتي كه بر همه قدرت هاي جهان در حال حاضر حكومت ميكنه. حتی خدا هم سر در گم شده. ديگر نه دعا و نه التماس هیچکدام فايده اي ندارد. بوسيدن ضريح و دست به …

Read More »

خاطرات دوران کرونا، روزیتا جمشیدی، ایران

از وقتی کرونا اومده همه رو یه جورایی درگیر خودش کرده. یه مدتیه که همه مجبور شدن توی خونه ها بمونن. اول هاش زیاد سخت نبود، آخه مدت ها بود که افراد خانواده دور هم جمع نشده بودن و کمتر می شد حتی با‌ هم غذا بخورن اما توی این …

Read More »

خاطرات دوران کرونا – جمشید گشتاسبی، امریکا

بعد از کرونا، حتماً!  صدای دامب و دامب بدون وقفه ای از قرنطینه  موزیکال یکی از آپارتمانها می آید. صدای دیگری نیست جز آواز هر از گاهی پرندگانی که درحال حاضر کاملاً شادی و امنیتی بیش از انسانها دارند و البته صوت یکنواخت و نه چندان دلچسب بخاری خانه یکی …

Read More »

خاطرات دوران کرونا، شقایق شاددل از کلن

جمعه صبح با بوس شوشو جون (من به همسرم شوشو جون می‌گم) بیدار شدم و مثل همیشه با سرفه های ممتد و طولانی جواب او را دادم . الان دو ماهی است که مدام سرفه می کنم و از بس که  سرفه کرده‌ام تمام تن و بدنم درد می کند. …

Read More »

خاطرات دوران کرونا، بیژن صف سری

بیژن صف سری یاد داشت های قرنطینه از صبح که از خواب بیدار شدم مدام این فکر در ذهنم رژه میرفت که شاید این ویروس کشنده چینی، علامت آخر دنیاست که لحظه لحظه زندگی و زنده بودن اینقدر برایم با ارزش و شیرین شده، انگار اخرین فرصت برای فهم زندگی …

Read More »

خاطرات دوران کرونا، نرگس از ایران

عزاداری در دوران کرونا شبی که زن برادرم بر تخت بیمارستان چشمانش را بست و به آرامی تسلیم جهان آفرین شد، من در خانه اش همراه برادرم و پسرش بودم. گوشی پسربرادرم که زنگ خورد و به بالکن رفت، نگاه من به برادرم بود که داشت بسته قرص هایش را …

Read More »

خاطرات دوران کرونا، مهدی قاسمی

خاطرات دوران کرونا مهدی قاسمی از دوسلدورف  آن روز بعد از حدود دو ماه قرنطینه کرونا، قصد داشتم برم بیرون از خانه و پیاده روی کنم .هوا خوب و آفتابی بود. رفتم سر کمد لباس و به رسم عادت شروع کردم بهترین لباس هام را جدا کردن و ست کردن …

Read More »

خاطرات دوران کرونایی، فروغ

خاطره ی ۱۸ – فروغ با درود به تموم دوستان و یاران سرزمینم. من هم تو این ایام مثل همه شماها خاطرات کرونایی زیاد دارم ولی یکی شون که واقعا روی من اثر گذاشت و روحم را آزرد از دست دادن یکی از دوستان خوب مون در کلن بود. خیلی …

Read More »

خاطرات دوران کرونا، فرشید خدادادیان

خاطره ی 16 فرشید خدادادیان   فرصت کرونا توضیح:  همکار و همشهری خوب و سخت کوش من، خانم اختر قاسمی فراخوانی داده در مورد خاطرات کرونایی توی زمستان 98 و بهار 1399 خورشیدی. امروز جمعه پنجم اردیبهشت برابر با 24 اپریل 2020 هست و این خاطرات کوتاه من از تجربه …

Read More »

خاطره دوران کرونایی، مینا قطاع

روزهای قرنطینه من و دخترم تمام کیک هایی که من و دخترم بلد بودیم را پختیم. چند مدل شیرینی درست کردیم. پیتزای ماهی تابه ای و لازانیای بدون فر یا چند مدل نان خانگی. چند روز توی آرشیوهایمان گشتیم. عکس های کودکی، عکس های مدرسه، عکس های تولد، انگار توی …

Read More »