داستان

داستانی کوتاه بر اساس واقعیت: اسپیدی؛ بابک رفیعی

اسپیدی، سگ وفادار بابک رفیعی داستان کوتاه؛ این داستان از سرگذشت یک سگ استثنائی به نام “اسپیدی” که شهرتی اساطیری داشت و از تاریخ سینه به سینه روستای اجدادی خودم (روستای طاقانک، استان چهارمحال و بختیاری) الهام گرفته شده است.  بابک رفیعی پیرمرد نیم قرن چوپانی کرده بود، مردی شرافتمند …

Read More »

سرگذشت آفتاب (28)؛ افسانه رستمی

سرگذشت آفتاب (28) افسانه رستمی محله جدید را دوست داشتم، حتی اون خونه به من آرامش می‌داد. باید یک برنامه‌ریزی درست و حسابی برای زندگی بی‌روحم می‌کردم. اینکه فقط صبح از خواب بیدار بشوم و تا شب فکر و خیال کنم فایده‌ای به حال من نداشت. نبودن آرش هم برای …

Read More »

داستانی کوتاه بر اساس واقعیت: استوار مثل مریم (2)؛ مسیح راهدار

اختر نیوز تریبونی ست برای زنان، برای زنان ایرانی و افغان و زنان جوامع اسلامی که بار اصلی زندگی و خانواده را به دوش میکشند اما در جامعه مردسالار از تحقیر و تبعیض رنج میبرند. تاریخ زنان این جوامع گواهی ست که اگر آنها سرگذشت واقعی خود را بنویسند، در …

Read More »

داستانی کوتاه بر اساس واقعیت: استوار مثل مریم (1)؛ مسیح راهدار

اختر نیوز تریبونی ست برای زنان، برای زنان ایرانی و افغان و زنان جوامع اسلامی که بار اصلی زندگی و خانواده را به دوش میکشند اما در جامعه مردسالار از تحقیر و تبعیض رنج میبرند. تاریخ زنان این جوامع گواهی ست که اگر آنها سرگذشت واقعی خود را بنویسند، در …

Read More »

رهائی (داستان کوتاه، بابک رفیعی)

داستان کوتاه،  (رهایی) بابک رفیعی  جوان، آخرین سالهای بیست سالگی اش را سپری میکرد. برای کوهنوردی به زاگرس پناه برده بود، همیشه اینطور بود، وقتی شهر و اضطرابهایش به وی فشار میاورد، کوله پشتی اش را می بست و راهی کوهستان میشد. در ابتدای راه، آنجا که دشت پائیز زده، …

Read More »

تا کربلای۳ (بابک رفیعی)

پیش از هر چیز لازم به توضیح است این داستان الهام گرفته شده از واقعیت برای ارج نهادن به نقش مرزداران و نگهبانان واقعی کهن دیار ایران به رشته تحریر درآمده است که به راستی در راه دفاع، تامین و تضمین تمامیت ارضی وطن سر و جان دادند و نه …

Read More »

داستان کوتاه راز کوهستان، بابک رفیعی

داستان کوتاه راز کوهستان بابک رفیعی عصرهنگام پیرمرد از کلبه اش بیرون شد، دورترها تا چشم میکاوید کوهستان در کوهستان، دره بر دره برف بود و یخ و سوز و سرما؛ و حالا این ابرهای تیره و تار که فراخ آسمان کوهساران را درهم تنیده، او را نوید برفی سنگین …

Read More »