بیست و ششمین فستیوال تئاتر ایرانی در کلن؛ موسیقی و اشک و لبخند

گزارشات و مقالات  آرشیو اختر قاسمی انتشار در سایت های دیگر: کیهان لندن

https://kayhan.london/fa/?p=174943

اختر قاسمی (+عکس) کلن برای بیست و ششمین بار میزبان بزرگترین فستیوال تئاتر ایرانیان اروپا بود.  یکشنبه شب سالن خانه‌ی شهروندان شرق کلن پر از جمعیت ایرانیان و افغان‌های علاقمند به هنرهای نمایشی و تئاتر بود تا بار دیگر شروع یک هفته فستیوالی پر از متن و محتوا و فرم را جشن بگیرند.

برنامه همانند گذشته با خوشامدگویی و اجرای سیما بهمنش هنرپیشه و کارگردان تئاتر و بهزاد فلاح‌زاده تنها فرزند بنیانگذار این فستیوال، زنده‌یاد مجید فلاح‌زاده، گشایش یافت. سپس اسمیرا ارژنگ هنرمند پیانیست جمهوری آذربایجان قطعاتی به شکل بداهه‌نوازی از عاشقانه‌های آذربایجان نواخت که بسیار مورد توجه حضار قرار گرفت. پس از آن مدیر فستیوال، بهرخ حسین بابایی از خاطرات خود از تئاتر در ایران گفت. بعد از سخنان بهرخ بابایی نوبت به هنرمند پیانیست جوان بهار احمدی رسید. بهار احمدی قطعه‌ای طولانی از موسیقیدان معروف مجارستانی فرانتس لیتس نواخت که توجه جمعیت را چنان جلب کرد که سالن در سکوت مطلق فرو رفت و همه جذب نوای زیبای ساز و نواختن او شدند.

آرتا داوری نقاش ساکن کلن هنرمند بعدی بود که  پرتره ده‌ها کارورز تئاتر را با نقاشی‌های خود بر روی پرده نمایش داد.

سپس بهرخ حسین بابایی به همراه هنرمند آذربایجانی دو ترانه‌ی آذری و فارسی اجرا کردند که شور و شوقی را در میان تماشاگران به وجود آورد.  پس از استراحتی کوتاه نوبت به موسیقی زیبای افغانستان رسید. گروه موسیقی فولکور و کلاسیک هرای از فرانکفورت  به سرپرستی رامین نبوی حال و هوای دیگری به حضار بخشید. شعر زیبای «بشنو از نی چون حکایت می‌کند» از مولانا با نوای سازهای زیبای افغان که در اوج شادی نیز حزن سرزمین خود را بیان می‌کنند اشک‌ها را در میان لبخندها جاری کرد. کنسرت گروه هرای با استقبال بسیار تماشاگران ایرانی مواجه شد بطوری که با وجود دو ساعت اجرا  بارها تماشاگران با فریاد دوباره دوباره خواستار ادامه کنسرت شدند.

آغاز این فستیوال پرطرفدار با کنسرت گروه هرای به پایان رسید. جشنواره تئاتر ایرانی کلن پس از دو روز استراحت از روز چهارشنبه ۳۰ اکتبر دوباره از سر گرفته خواهد شد و تا پایان روز یکشنبه سوم نوامبر ادامه خواهد یافت.

 

Facebook Comments Box

About اختر قاسمی

فرزند نفت ام. در گچساران بدنیا آمدم و در مسجدسلیمان شهری که با نفتش، با شیره ی جان خود و مردم مهربانش ایران نوین را ساخت، بزرگ شدم. از سال 1984 در خارج از کشور زندگی میکنم. در آکادمی هنر در اشتوتگارت تحصیل کردم و بیش از سه دهه است که به کار رسانه، عکس و فیلم و فعالیت های فرهنگی و حقوق بشری مشغولم. به امید آزادی و برقرای دمکراسی در میهنم زنده ام و تلاش میکنم. آرزوی دوباره دیدن شهر عزیزم را دارم و دلم برای شقایق ها و کوه های شهرم خیلی تنگ شده ....

Check Also

شعر(۹۳)؛ پورمزد کافی (منظر)

پورمزد کافی (منظر) (۹۳) همه شد بهار عمرم ز غم و درد نهانی به نفیر …

شعر (۹۲)؛ پور مزد کافی (منظر)

پور مزد کافی (منظر) (۹۲) هر لحظه ام گشایش دردی بود هر ساعت آوار مصیبتی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *