سرگذشت افتاب – قسمت (۴۲)

سرگذشت افتاب- قسمت (۴۲)

افسانه رستمی

لیلا وسط هال کوچک خونه ی من، خونه ای که کلا ۵۵ متر بود، دست به کمر ایستاده بود، مثل کسی که به حریم خصوصیش تجاوز کرده باشند، کاملا حق به جانب، گفت بفرمایید. من چند روز بیمارستان بستری بودم، یعنی روزایی که من بیهوش رو تخت بیمارستان افتاده بودم، ارش و لیلا با بی رحمی تمام، به ریش من می خندیدند.
من با لکنت گفتم شما اینجا چیکار می کنی؟ کی بهت اجازه داده بیای تو خونه ی من؟! انگار که من رو نمی دید رو کرد به سمیه گفت، من نیازی به اجازه تو نداشتم، تصمیم گیرنده ارشه، من به اصرار ارش اومدم.
هنوز سر گیجه داشتم، چشمم از شدت ضعف سیاهی می رفت، گفتم سمیه چی دارم می شنوم؟ من هنوز نمردم، این دوتا از من نه، از روی علی هم خجالت نمی کشن.
سمیه دستم رو گرفت کشید طرف در خروجی و گفت افتاب! بیشتر از این خودت رو کوچیک نکن،
دستم رو کشیدم و داد زدم سمیه اصلا می فهمی چی داری می گی؟ اینجا خونه منه، خونه ی من و پسرم، من پودر شدم، تو از من می خوای بیشتر از این خودم رو کوچیک نکنم؟ من چیزی ازم نمونده، لعنت بهت چرا منو بردی بیمارستان؟ چرا نذاشتی بمیرم و اینهمه خفت و خواری رو نبینم؟
اونی که باید خجالت بکشه و بره این زنه نه من؟
چرا شماها من رو نمی فهمید؟
لیلا صداشو برد بالا و گفت منم بلدم داد بزنم اگر چیزی نمیگم به احترام شوهرمه!!!
خدای من چی دارم میشنوم؟! شرف این زن کجا رفته؟!
با هر حرفی که میزد از زندگی و از اینکه از جنس این زن هستم حالم به هم می خورد
سکوت کردم یعنی در برابر ادمی به این بی رحمی و بی منطقی دیگه حرف زدن و جنگیدن برای نگه داشتن خرده ریزه های زندگیم کاملا بیخود بود
من کوتاه اومدم و رفتم جلو گفتم ببخشید که بدون اجازه وارد زندگیت شدم، من فکر می کردم اینجا خونه ی منه ، اما خوب حق با شماست، اگر اجازه بدی من وسایل شخصیم رو جمع کنم.

Facebook Comments Box

About مجید شمس

Check Also

سرگذشت آفتاب- قسمت ۴۳

سرگذشت آفتاب- قسمت (۴۳) افسانه رستمی تمام چیزهایی که باید با خودم می بردم رو …

سرگذشت آفتاب، قسمت (۴۱)، افسانه رستمی

راهی برای نجات زندگیم نمانده بود، البته اگر بشود اسمش را زندگی گذاشت. علی کوچولو …

One comment

  1. somebody says something to these monkeys

    رزمایش ارتش در شمال غرب کشور کاملا بجاست​پوتین خودش را پدرخوانده باکو می داند
    https://www.saat24.news/news/564355
    از میان این چند کشور، روسیه چون پدرخوانده جمهوری آذربایجان محسوب می‌شود، طبیعی است که خود را صاحب حق بداند هرچند در واقع حقی ندارد و فقط خوی سلطه‌طلبی تزاری است که در وجود آقای پوتین و سایر مسئولین این کشور حلول کرده و آنها را وادار به چنین اقدامات خلاف می‌کند. برای اثبات نادرست بودن لاف دوستی روسیه با جمهوری اسلامی ایران دلایل زیادی از گذشته‌های دور و نزدیک وجود دارد ولی همین مورد به روشنی می‌تواند این واقعیت تلخ را به اثبات برساند.
    ——————————————————————
    عجب خر تو خریه دوران آین رئیسی سریال کیلر منصوب پوتین
    ساعت ۲۴ ، مطهری ، پزشکیان ، زید ابادی ، رضایی ، رویداد ۲۴ ، اعتماد انلاین ، انتخاب ، فرارو، علی افشاری ، تابان ، بقراط ، ف م سخن ، … قاط روسی زدند ، بد جوری “های” High هستند .
    اول روس ها ، ملاها را که از بلاهت افسار پاره کرده اند ، و هر روز باید یک جایی حمله کنند ، یک جنگی راه بیندازند تا به پوتین ثابت کنند که انها بهترین جنده برای روسیه هستند ، نکند پوتین یک وقت فدایی توده ای بیاورد سرکار در رژیم تا خرخره فرو رفته در نجاست روس ، توسط کانون نویسندگان ، علی افشاری ، اصلاح طلبان ، ملی کس کشی های اشکوری ، تابان ، کیهان لندن ، مشروطه ، ایران اینتر نشنال ، من و تو دعوت می شد به حمله به افغانستان برای کمک به پسر احمد شاه مسعود لیبرال امریکایی افغانستان ، دشمن روسیه ، البته به جای تاجیکستان وا زبکستان ( مزدور انها ژنرال دوستم است هم سنگر طالبان با عبدالله عبدالله و کرزای ) .
    البته که مارکسیست های روسی نه از احمد شاه مسعود خوششان می اید ، نه نگران منافع امریکا هستند ، نه دلشان برای مردم افغانستان سوخته است . پس چی بود ؟
    باز دقت کنید ، امیر طاهری میگفت ملاها بروند در سوریه از کردهای تروریست همدست اسد دفاع کنند ، با ترکیه بجنگند . همین مادر جنده جاسوس روس و امارات و عربستان و بو تفلیقه و کره شمالی می گفت ملاها باید در جنگ قره باغ وارد شوند علیه ترک های مسلمان شیعه ! به نفع ارمنی های مارکسیست تروریست اشغالگر روسی !
    ایا امیر طاهری ارمنی است ؟ کرد است ؟ ، نه ! جنده روسیه است .
    چرا جنده های روس اینقدر مایلند هر چه زودتر دست ملاهای روسی را در یک جنگ دیگری بند کنند ؟ پس از پایان کاری که پوتین برای انها در انجا صادر کرد ، تف انداخت در کونشان و فرستاد انها را با دست خالی و کون پاره به انجایی که امده بودند .
    چون پوتین اینرا می خواهد
    نه مساله طالبان است ، چون پوتین سالها است با طالبان در امریکا ستیزی و دشمنی برعلیه ملت سازی و دولت سازی نرمال در افغانستان همدست است و از یک اخور با پاکستان و چین در شانگهای می خورند که یک یابوی جدید به ان اضافه شده ، به نام رئیسی .
    نه مساله زنان و ازادی و دموکراسی و توسعه پایدار است ، چون پوتین شکل این حرفها نیست دقیقا بر عکس است
    پوتین می خواهد ملاها در جنگ و ترور و در نتیجه دشمن تراشی و تحریم و فقر بمانند تا نتوانند وارد بازار نفت و گاز شوند !
    حالا یک عده ای در ملاهای روسی که هنوز نمی خواهند بپذیرند جاسوسان روس در رهبری و دولت و مجلس و سپاه انها نفوذ عمیق کرده و همه جا را در رژیم کنترل میکنند ، رهبر روسی ، رئیس جمهور روسی ، شورای تشخیص مصلحت روسی ، سپاه روسی ، …. کارشان ایجاد دردسر برای مردم ایران و منطقه است . عرضه ندارند یک لایحه اف ای تی اف را امضا کنند سفره خالی مردم را به یک حداقل نان و اب و بیمارستانها را به حداقل سرم و واکسن مجهز کنند . یعنی دستور دارند جنگ راه بیندازند ، ترور ، موشک پرانی ، زدن زیر قراردادهای بین المللی ، …. حالا اسرائیل هم دست انها را خوانده می گوید تا بمب به اندازه بربرها و ملت متمدن فاصله دارند ، یعنی روس ها اینها را کیر کرده اند با یک مشت پودر و همه جهان را علیه انها شورانده اند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *