دروغ تاريخى و اشك تمساح! عباس (بابك) رحمتى

عباس (بابك) رحمتى

از زمانى كه يادمان ميايد كربلا را بهانه كردند تا اشك مردمِ را در بياورند و جيب آنها را خالى كنند. جنگ امام حسين با يزيد راه براه انداختند تا دكان دين فروشى را پررونق تَر سازند! هرچه فكر ميكنم جز تزوير و ريا در اين صحراى كربلا نمى يابم . على اصغر فرزند شش ماهه حسين معروف به باب الحوائج) [١] را علم كردند و روضه اى هم براى او ترتيب دادند. در واقع از احساسات دينداران، كمال (سوء) استفاده را بردند. در حاليكه ، منبع و منابع معتبرى به نحوه و كشته شدن اين كودكِ ٦ ماهه در عاشوراى کربلا ( ده محرم ) وجودندارد. مردمان ايران بدون دليل روشنى به واقعه كربلا ، باور آوردند و بعداز آن در قرن بيستم، فاجعه آميز تر از فريب عاشورا، دوباره به خمينى كه با نام مستعار خود ( اسلام) جلو آمده بود اعتماد كردند و پس از حاكميت او در ايران ، عده اى او را در ماه ديدند!
بنيانگذار جمهورى اسلامى پس از بر سر كار آمدن ، و كسب قدرت مطلقه، دين را وارد سياست كرد و اين بار فاجعه در فاجعه بوجودآمد. خدعه (دروغ)، تزوير و نيرنگ را استراتژى خود قرار داد و با يدك كشيدن اسلام، كشور را صدها سال به عقب برد و در ورطه نابودي قرارداد. آنها همه چيز را حتی ، صنعت و فن پزشكى را اسلامى كرده و با ايدئولوژي اسكولاستيكی، عجين كردند، تا رنگ دولتى بخود بگيرد. بدين صورت باز مي خواهند مردمان بيشترى را فريب دهند. تا اينجاى كار، شوربختانه با فريب بزرگى بنام دين ، تا اندازه زيادى هم موفق شده اند! سناريوى عاشوراى كربلا را با ٧٢ تن از ياران حسين ساختند تا هميشه، در هر زمان كه نياز بود به صحراى كربلا بزنند و خود اشك تمساح بريزند و با اين حقه، اشك مردم را در آورند. خدعه را جاى خرد گماردند تا بيشتر بفريبند. با اين روش ، آب و نان چرب ترى از گذشته نصيبشان شد. براى همين بود كه خمينى گفته بود: محرم را زنده نگه داريد، هرچه داريم از مجالس سيدالشهدا است![٢]

خمينى ، در جاى ديگر گفته بود: “نهضت امام حسین آمده تا اینجا و این نهضت را درست کرده است. (نهضت ما) شعاعی است ازآن نهضت. ( خمینی، ۱۳۷۲، ج ۱۰ ، ۳۱۴ ) در جاى ديگر آمده است؛ “عاشورا را زنده نگه دارید که با زنده نگه داشتن عاشورا کشورشما آسیبی نخواهد دید! وقتى رهبرى چنين پيامى را مي دهد و روضه را آبروى اسلام مي داند، و وقتى دينى با همين روضه ها زنده مي ماند، كشور بايد چنين روزهايى را مي ديد! به عمق اين گفته برويد ، اين جمله ها سقوط يك كشور ، از اوج به قعر را نشان ميدهد.[٣] دريك كلمه ، اسلام يعنى جنگ و كشتار و خونريزى و روضه يعنى گريه و ذخيره خشمى كه از چشمها جارى ميشود و مشتى بر دهان ديگران، يعنى انتقام از دشمن و ادامه آن خونريزي ها و انتقام از دشمن ، بمب گذارى و خرابكاري در سراسر دنياست! روضه يعنی زنده نگه داشتن جنگ ساختگي كربلا ، كه نتيجه اش بدنبال جنگ و ترور و كشتار و خونريزي رفتن است! در اين نوع تفكر، خبرى از حقوق انسانى نيست.
يادمان نرفته در جنگ ٨ ساله بٌلبل خمينى ( صادق آهنگران) چگونه با سوز دل روضه مي خواند و ناله سر مي داد ( كربلا ما داريم ميائيم)، تا نوجوانان و جوانان را به جبهه هاى جنگ بكشاند . خمينى از نگاه خودش درست گفته بود كه همه چيز از روضه است و آن اسلام را زنده نگه مي دارد! و امروز خامنه اى با همان ايدئولوژي قبرستانى و مرگ پرورى، هنوز هم اگر پا دهد از آن استفاده مي كند. زمانى اين ايدئولوژي متوقف مي شود كه مردم بخود آيند و به جاى إحساسات، خرد را جايگزين آن كنند. اكنون سپاهيان اسلام را با روضه و ناله به سوريه و لبنان و عراق اعزام مي كنند. روضه و معصيت و شهادت و… يعنى بكشيد ما را تا با گريه، اسلام را حفظ كنيم. در جمهورى اسلامى، به روضه در مساجد و حسينية ها قناعت نكردند و آنرا در هيّئت دولت هم بردند تا به مردم، نشان دهند تا كجا شادى ستيزهستند.اينان دزدان مذهبى هستند، كه دنياى زيباي اتسان ها را مي دزدند و بقول ماكسيم گُوركى[٤] ؛ ” جرئت انديشيدنِ مردم را از علم و دانش انسانها مي دزدند. جشن و شادمانى را ، تندرستى تن و روانشان و دارائي و اموال را مى دزدند. و تازه مسائلى مانند خدا و دين و كليد بهشت را مال خود مي دانند و مردم را در همان خرافات و جهل و غم و اندوه و سوگواري و افسردگى نگه مي دارند. آيا تاكنون كشورى را ديده ايد با گريه و گِل بر سرِ خود زدن به صنعت و تكنولوژى دست يابد؟

در چنين كشورهايى خبرى از نوانديشى و توسعه نيست. راستى اين گريه ها براى چه كسى است ؟ براى كسى كه نه ديده شده و نه كسى هويتش را مي شناسند. كسىیكه نه تنها به اين سرزمين پهناور تعلق ندارد، بلكه از تجاوزگران به اين سرزمين محسوب مي شود! هزاران جوانى كه در ايران زمين اعدام شده وهنوز هم اعدام مي شوند گريه كردن برايشان قدغن است و دهها شخصيتى كه براى اين كشور كار كرده اند و جان خود را در راه اين وطن گذاشته اند، فراموش شده اند، اما گريه براى كسى كه به ما ربطى ندارد، در كشور، قانونى و مرسوم شده است و روزهاى مخصوصى را در تقويم برايشان تعطيل رسمى اعلام كرده و مراسم سينه زنى و قمع زنى براه مي اندازند. براى همين مردمِ دنيا به ما با ديده ديگرى مي نگرند. مردمان ايران زمين ، امروز اين سوال را از مسئولين و سركوبگران حاكم بپرسيد ، چرا براى مردم خوزستان كه آب را هم به روى آنها بسته اند گريه نمى كنند ؟ بپرسيد، چرا آن تشنه لبان را به گلوله مي بندند ؟ چرا تالابهاى بزرگ خوزستان را خشكانده اند و دامها و احشام را از بين برده اند تا روس ها و چينى ها به آرزوهايشان برسند ؟ اينها گريه ندارد؟! ولى كسىیكه ايرانيان آنها را نمي شناسند واحساس ملى نسبت به آنها ندارند بايد برايشان بر سينه بكوبند و اشك بريزند؟ بايد گفت اينها فريبي بيش نيست. ايرانيان بايد به ياد اسطوره هايى مانند امير كبير و مصدق و ستار خان و ….باشند و اگر بناست اشكى ريخته شود، بايد، براى بابك خرمدين واسطوره هاى ديگر اين سرزمين ريخته شود.

كربلا يا خوزستان؟!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوال بزرگى كه اينروزها مطرح اس، اينكه شما يك عمر بر تشنه لبان كربلا روضه خوانديد و گريستيد، بر «شمر ابن ذى الجوشن» فرمانده لشگر كوفيان، لعن و نفرين كرديد كه حسين را با زبان تشنه كشت و در آنجا، غوغاى كربلا به پا شد و از آن زمان تاكنون بيش از١٤ قرن مي گذرد. از بدو حاكميت سلطان جورو ستم تا به امروز ٤٣ سال مي گذرد و جنايات بسيارى روى داده است كه برهمگان آشكار است ، اگر دادخواهي هست امروز بايد به آن عمل كنيم . ولى ملاها با فريب ، دين را دكان نان آورى كرده اند ، تا با تزوير و ريا از خون مردم تغذيه كنند. اين مفتخوران تا توانسته اند آن ماجرا را به امروز بست داه اند. امروز كه تمام سرمايه هاى كشور را در دست دارند بجاى دبستان و دبيرستان و مراكز علمى، دهها هزار امامزاده درست كرده اند و با شيوه هاى آخوندى به شكلهاي مختلف كسب در آمد مى كنند! امروز بجاى سازندگي، ماجرايى ديگر را استادانه پيش مي برند. از زمانى كه با عربستان اختلاف پيدا كرده اند، چاره كار را در جايى ديگر يافتند و تلاش كردند تا از راه كربلايي كه در جنگ ايران و عراق به آن دست نيافتند، بجاى رفتن به كعبه ( مكه) كربلا را ميعادگاه تزوير و ريا خود فرار دهند. از آن زمان ، هرساله مراسم اربعين حسينى ( چهلم ) را بهانه قرار دادند و عده اى را پياده گِل برسر و بعضا با پاى برهنه به كربلا مي برند كه هم فال باشد و هم تماشا! بدين شكل ميليونها دلار از ايران خارج ميشود تا هم مسلمان ( شيعه گرى ) نمايى كنند و هم محل در آمدى براى از ما بهتران! مردم ايران بدانند و آگاه باشند جاده كربلا را به شما نشان مي دهند تا شما در همين جاده يكطرفه سير كنيد و كسى را كه نه ديده ايد و نه مي شناسيد را بهانه اى براى حفظ نظام و اقتدار شيعه قراردهند ضمن آنكه خالى كردن جيب شما را هم همراه دارد! امروز مردم خوزستان، براى آب و هم براى به غارت رفتن طلاي سياه ( نفت) قيام كرده اند. اگر كمكى هست بايد براى پابرهنه هاى ايران باشد. همينجا بايد نوشت : زمانى بود كه خمينى با ادامه جنگ قصد اشغال كربلا و قدس را داشت و مقصد نهائى خود را آنجا قرار داده بود و شكست سختي را متحمل شد كه منجر به كشته شدن هزاران تن از فرزندان اين آب و خاك شد، و وقتى به آنها دست نيافت جام زهر را نوشید و مُرد.امروز رسالت مردمان ايران، خوراندن جام زهرديگرى به جانشين خبيث اوست! و آن زمانى ميسر خواهد شد كه همبستگى سراسرى را در ايران بوجود آورد.

_______________________________________

پاورقی:

[١] منابع کهن در باره سن طفل شیرخوار، دیدگاهی است که سن این طفل را شش ماهه دانسته و چنان روی این دیدگاه در یکی دو قرن اخیر، تبلیغ شده است که امروزه در منابر و محافل روضه‌‌خوانی، شهرت خاصی دارد و حتی در سال‌‌های اخیر، برخی برای او جشن تولد گرفته و تولّد وی را با محاسبه برگشت به شش ماه پیش از عاشورای سال ۶۱ قمری، در ده رجب سال ۶۰می‌‌دانند! این امر تا آنجا پیش رفته است که این تاریخ، در برخی از تقویم‌‌های مذهبی به عنوان سالروز ولادت وی ثبت شده است، در حالیکه این گفته مدرک معتبری ندارد و تنها مأخذ آن، گزارشی است که در کتاب محرّف و منسوب به ابومخنف آمده، و به تدریج به مآخذ معاصران راه یافته است.( منبع اسلام كوئست نت)

[٢] آخوند على دوانى ، در مورد خمينى چنين مي نويسد: هنگامی که واعظ به «گریز» می رسید، یا روضه خوان شروع به خواندن روضه می کرد، حاج آقا روح الله خمینی نخستین کسی بود که دستمال سفید و تمیز خود را از جیب درمی آورد و به صورت می گرفت و گریه را سرمی داد. اگر تکیه بر دیوار داده بودند، بدون حرکت و تکانی می گریستند، و چنانچه خم می شدند، می دیدی که چطور می لرزند و اشک می ریزند، و همین که دستمال از صورت برمی گرفتند، صورتی پراشک و چشمانی اشک ریخته را می دیدی که همان نیز دیگران را به گریستن و اشک ریختن در عزای شهیدان کربلا یا ائمه اطهار(ع) ترغیب می کرد!

[٣] تبريزى نماينده اولين دوره مجلس شوراى اسلامى در يك مهماني خصوصى در آنزمان ، برايمان تعريف مي كرد: خمينى ١٠٠سال از جامعه ما عقب تَر است، وى مي گفت: منتظرى ٥٠ سال از مردم عقب تَر است. اين موضوع را در جاى ديگر مفصل نوشته ام.

[٤]Maxim Gorky

Facebook Comments Box

About مجید شمس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *