قالب وردپرس
خانه / ایران / گزارش”ویکتوریا مری سکویل وست” از مسجدسلیمان و نفت در 1927 میلادی، فرشید خدادادیان

گزارش”ویکتوریا مری سکویل وست” از مسجدسلیمان و نفت در 1927 میلادی، فرشید خدادادیان

گزارش”ویکتوریا مری سکویل وست”از مسجدسلیمان و نفت در 1927 میلادی

فرشید خدادادیان

خانم«ویکتوریا مری سکویل وست» نویسنده شهیر انگلیسی از جمله اروپایی هایی است که در دهه دوم فعالیت صنعت نفت در ایران، موفق شد از مرکز این فعالیت ها در مسجدسلیمان که آن هنگام میدان نفتون نامیده می شد، دیدن کند.وی پس از بازگشت،مشاهدات خود را در قالب کتابی با عنوان:Twelve days: Account of a journey across the bakhtiari mountains in south west Persia

در یکصد و چهل و دو صفحه و به قطع وزیری در سال 1928 میلادی به چاپ رسانید. کتابی که گزارشی از آن را نخستین بار مترجم توانمند زنده یاد مهراب امیری با ترجمه بخش هایی از آن در اختیار علاقه مندان قرار داد. ترجمه کوتاه زنده یاد امیری از کتاب سکویل وست در کتاب آنزان کتاب اول در کنار مصاحبه ای با او منتشر شده است. شش سال پس از انتشار این گزارش کوتاه، متن کامل کتاب یاد شده به فارسی ترجمه و منتشر شد.

کتابی تحت عنوان «دوازده روز سفر به سرزمین بختیاری» با ترجمه شفق سعد که توسط انتشارات کتاب روز وابسته به نشر فرزان روز در سال 1380 خورشیدی در اختیار علاقه مندان فارسی زبان قرار گرفت و بازخوانی و استخراج گزارش سکویل وست از فعالیت صنعت نفت ایران نیز از روی این ترجمه و البته مقابله با متن اصلی (به کمک خانم مهین قاسمی) استخراج شده است.

گزارش سکویل وست از مسجدسلیمان

سکول وست گزارش خود را از حرکت گروهشان از تهران آغاز می کند و پس از آن به دیده های خود از اصفهان و سرزمین بختیاری اشاره می نماید. مقصد سفر او و همراهانش مرکز مناطق نفتی در کوه تپه های مسجدسلیمان بوده و هنگامی که به نزدیکی این منطقه می رسند، سکویل وست تقارن بافت سنتی عشایری با مدنیت صنعتی در ایران را این گونه توصیف می کند: “چادرهای سیاهی که دشت را نقطه چین کرده بود آخرین اثری بود که از عشایر می دیدیم. آنچه انتظار ما را می کشید مدنیت بود که با آن تضادی حاد داشت.”

جاده هموار نخستین چیزی بود که برای سکویل وست جالب می نمود. این امر نشان از آن دارد که راهسازی در مقطع زمانی یاد شده از اولویت های کاری در منطقه عملیاتی صنعت نفت در ایران بوده است. او در این رابطه می نویسد: “چرخ های ماشین ناگهان به نرمی بر سطحی هموار و طراز اول به گردش درآمد. (آیا این) یکی از شاهراه های انگلستان است؟ این راه به کجا منتهی می شود؟ یورک؟ کمبریج؟ نه احتمالا به شفیلد می رود. به دود نگاه کن.”

رونق صنعتی منطقه نیز برای او بسیار جالب بوده است. او گزارش می دهد که واقعا هیچ کمبودی وجود نداشت و بر اساس آنچه به ما گفته شد از کوره های بلند عظیم تا ماشین های تراشی که با کسری از سانتیمتر تنظیم شده اند در آنجا وجود داشت. آنجا می توانند دیگ بخار بسازند یا دوربین چشمی تعمیر کنند. می توانند مته ای را بیش از یک کیلومتر در خاک ایران فرو ببرند.

از این عبارات مشهود است که در دهه دوم فعالیت صنعت نفت در ایران رونق اقتصادی و مدنیت نوین صنعتی موجود در میدان نفتون (مسجدسلیمان) نیز برای نگارنده بسیار جالب بوده است.

او در این رابطه با بیانی که تعجب درآن موج می زند از بقالی هایی یاد می کند که بر پیشخوان آنها کنسروها و بطری های شناخته شده دیده می شد. همچنین از مدارسی یاد می کند که برای کودکان ساخته شده بود. سالن های خنک و بیمارستان های منظم و زمین های تنیس که زنان با لباس های تابستانی و مردان با لباس فلانل سفید در آنها بازی می کردند. همچنین رفت و آمد خودروها را که پلیس هایی با شلوارهای کتانی سفید اداره می کردند، اتوبوس هایی که در حرکت بودند و جاده هایی آسفالته سیاه در بین خانه های یک طبقه سفید رنگ پیچ می خوردند و بالا و پایین می رفتند، از دیگر نکاتی بوده که سکویل وست را مجذوب خود کرده بود.

خانم سکویل وست در خلال گزارش مشاهدات خود به نکته ظریفی اشاره می کند و آن سابقه آشنایی ساکنان محلی با نفت بوده که به واسطه چشمه های خود جوش نفت حاصل می شده است. او یادآور می شود که: بختیاری ها نفت را می شناختند. آن را بر سطح چاله های آب باران شناور یافتند (و آن را) از روی آب جمع می کردند. آنها نفت را برای چرب کردن زخم ها و خراش ها استفاده می کردند و ذخایر قیر را تجارت می کردند و به عرب ها می فروختند تا جدار قایق هایشان را که بر دجله و فرات شناور بود، با آن اندود کنند.

از گزارش سکویل وست همچنین می توانیم از چگونگی عملیات حفاری نفت نیز مطلع شویم. او نقل می کند که مرد انگلیسی جوانی که به عنوان سرمهندس در میدان نفتون حضور داشته برایش چگونگی عملیات حفاری را توضیح داده است.

انگلیسی جوان با پیراهن و شلوار چروک و دود گرفته برای دادن توضیحاتی به غریبه ها بلند می شود و می گوید: دستت را از اینجا بگذار تا لرزه را احساس کنی. همان گونه که می گوید دستت را روی زنجیر می گذاری و صدای ضربه نبردی که پایین در اعماق زمین جاری است به انگشتت منتقل می شود ولی این لرزه نتیجه ضربه ای است که هشت دقیقه قبل کوبیده شده است. چگونگی اطلاع رسانی در لحظه به نفت رسیدن چاه نیز در نوع خود جالب بوده است. وقتی که تصور می کنند چنین لحظه مهیجی نزدیک شده است به آنانی که به چاه نزدیک می شوند هشدار می دهند.

این هشدار موجز و موکد است: “سیگار نکشید!” در حال حفاری سنگ آهک اصلی. سکویل وست همچنین آماری از تعداد چاه های نفت در منطقه و میزان تولید نفت را نیز منتشر می نماید. براساس گزارش او آگاه می شویم که در آن سال (1927م) بیش از یکصدحلقه چاه در منطقه ای به وسعت پنجاه مایل مربع فعال بوده و در سال چهار و نیم میلیون تن نفت تولید می کردند.

وقتی این گزارش را با آمار تولید نفت در مسجدسلیمان مندرج در جلد یک کتاب مدیران صنعت نفت مقایسه می کنیم که تولید 4921109 بشکه را نشان می دهد، متوجه می شویم اطلاعات سکویل وست در این زمینه چقدر دقیق بوده است. البته سکویل وست به این نکته نیز اشاره دارد که چاه های دیگر هم وجود دارند که در حال ساخت هستند.

«…در اعماق زمین گاهی عمق بیش از یک و نیم کیلومتر پوزه مته در ستیری که هیچ گاه چشم بشر فانی آن را ندیده است زمین را می کاود و سوراخ می کند. مته این دشمن باریک و نوک تیز،سانتیمتر به سانتیمتر راه خود را در میان سنگ های نهفته باز می کند»

نکته دیگری که از گزارش سکویل وست قابل برداشت است، تثبیت تاسیسات جانبی بهره برداری نفت در منطقه است. اگر در آغاز کشف نفت در منطقه تولید چاه های نفت به حوضچه های روباز هدایت می شد، در زمانی که سکویل وست گزارش می دهد دیگر تاسیسات جانبی بهره برداری به حدی مستقر شده اند که نویسنده در چند جا اشاره می کند که نفتی به چشم دیده نمی شود:

«… این یک میدان نفتی بزرگ است، اما من نفتی نمی بینم در عوض جایگاه های وسیعی را می بینم که پر از دیگ های بخار و کوره ها و پیستون ها و یاتاقان ها و ماشین های تراش و تسمه نقاله های چرمی است که در حال گداختن و کوبیدن و چرخ زدن هستند. دکل نفت دیده می شود. زمزمه آن به گوش می رسد، ولی نتیجه آن هرگز دیده نمی شود. لوله های انتقال دهنده مسدود و مهر و موم شده اند. گنج چسبناک میدان نفتون در خط لوله عظیمی که بر فراز تپه های عجیب به خود می پیچد در دشت های پر از غلات خوزستان پایین می خزد و به طرف آبادان و دریا حمل می شود.»

آلودگی هوا و مسائل زیست محیطی نیز از گزارش سکویل وست قابل برداشت است. در زمان بازدید او عملیات صنعتی در میدان نفتون به گونه ای بوده که در برخی از مناطق گاز شدیدا انتشار داشته است. بوی سنگین گاز همه جا و همه چیز را فرا گرفته بود. در نقاطی مشخص از جاده موانعی ساخته بودند و آنجا همه کبریت ها را جمع می کردند و پس از گذشتن از آن منطقه آنها را پس می دادند. این امر نشان می دهد در مناطقی که سکویل وست یاد می کند به همراه داشتن وسیله آتش زا چقدر خطرناک بوده است.

او به جامعه شناسی منطقه نیز توجه داشته است. در گزارش خود از مردمانی یاد می کند با پوست های تیره ایرانی و هندی که احتمالا حتی خواندن و نوشتن هم نمی دانستند و این سوال را مطرح می کند که واقعا این مخلوقات ساده از موتورهای صنعتی چه ادراکی داشتند؟ در دنیای تخیلات آنها دنیایی که از کار آنان تغذیه می کرد چه شکلی داشت؟ آیا هیچ گاه به خود زحمت داده بودند تا درباره آنچه ماورای حوزه وظیفه بلاواسطه آنها قرار داشت، بیندیشند؟

مسافر میدان نفتون تا آخرین لحظات حضور در منطقه نفتی بین سنت بومی و مدرنیته ناشی از نفت تضاد می بیند و گزارش خود را این گونه به پایان می برد:

«شب هنگام از تپه ای بالا رفتیم و در آنجا ایستادیم و میدانی نفتی را نگریستیم که شعله های سرخ فام آن در تاریکی می درخشید. کوه های پرچین و چروک دیده نمی شدند. واقعا نمی توانستیم خود را قانع کنیم که یکی از شهرهای گسترده را در انگلستان صنعتی مشاهده نمی کنیم. ضمن اینکه امکان نداشت نسیم لطیفی که بر صورت ما می وزید، از خاک انگلستان برخاسته باشد.»

گزارش ویتا سکویل وست از عملیات صنعت نفت ایران در سال 1927 میلادی گویای بسیاری از ویژگی های منطقه نفتی و تاثیر بر فرهنگ و زندگی این خطه از ایران است. تاثیری که با کشف میادین جدید نفتی به جاهای دیگر نیز اشاعه پیدا کرد. ویکتوریا مری (ویتا) سرانجام در دوم جون 1962 میلادی بر اثر بیماری سرطان درگذشت، اما گنج چسبناک میدان نفتون همچنان در لوله ها جریان دارد.

سکویل وست که بود؟

Vita Sackville-West um 1924
Aus:
Susanne Amrain
“So geheim und vertraut”
Virginia Woolf und Vita Sackville-West
Suhrkamp Verlag, Frankfurt a. M. 1994

ویکتوریا مری سکویل وست در نهم مارس 1892 میلادی در خانواده ای اشرافی در ایالات کنت انگلستان متولد شد. پدربزرگ مادری او لرد سکویل دوم و پدرش لرد سکویل سوم و خانه اشرافی که ویکتوریا مری در آن به دنیا آمد قصری با اتاق های فراوان بود، اما زندگی در یک خانواده اشرافی و در قصری آنچنانی مانع از این نبود که دختر کنجکاو خانواده لردسکویل وست به جامعه پیرامونش توجهی نداشته باشد.

از آنجا که به نویسندگی علاقه فراوان داشت نام هنری “ویتا” را برای خود برگزید و آثار فراوانی را به چاپ رساند. با بسیاری از بزرگان ادبیات هم عصر خود مراوده داشت و به زودی جایگاه مهمی در عرصه ادبیات پیدا نمود. قبل از این شهرت جهانی او ازدواج نمود، ازدواجی که در باز شدن پایش به شرق بسیار تاثیرگذار بود. ویکتوریا مری درسال 1913 میلادی با هرولد نیکسون فرزند نیکسون معروف ازدواج کرد و شغل دیپلماتیک همسرش او را با دنیای جدیدی آشنا کرد.

مسافرت های سکویل وست به ایران

همسر ویتا هرولد نیکسون که به واسطه توانایی هایش بعدها از ملکه انگلستان لقب سر را گرفت، از سال 1925 تا 1927 میلادی به عنوان کنسول سفارت انگلستان در تهران مشغول به کار شد و همین شغل کافی بود تا ویتا دو بار به ایران مسافرت و هر دو بار مشاهدات خود را در ایران منتشر نماید. بار نخست که البته مدت ها قبل از مسئولیت سیاسی رسمی هرولد در ایران روی داد در سال 1916 میلادی بود که ویتا به همراه همسرش به ایران آمد و مشاهدات خود را در کتابی تحت عنوان مسافرت تهران منتشر نمود. کتابی که به فارسی نیز ترجمه شده است.بار دوم نیز او به سال 1227 میلادی (1306 خورشیدی) به ایران آمد و طی این سفر بود که به سرزمین بختیاری و مناطق نفتی ایران مسافرت نمود. در این سفر دوازده روزه ویتا به همراه همسرش هرولد و سه نفر از دوستان انگلیسی و آمریکایی شان با اتومبیل و همچنین در بخشی از راه با اسب و قاطر خود را از طریق اصفهان و چهارمحال بختیاری به مسجدسلیمان رسیدند و گزارش دوازده روز سفر به سرزمین بختیاری حاصل این مسافرت است. گزارشی مستند و دست اول از مسجدسلیمان در دهه دوم فعالیت های نفتی.

Facebook Comments

درباره ی اختر قاسمی

فرزند نفت ام. در گچساران بدنیا آمدم و در مسجدسلیمان شهری که با نفتش، با شیره ی جان خود و مردم مهربانش ایران نوین را ساخت، بزرگ شدم. از سال 1984 در خارج از کشور زندگی میکنم. در آکادمی هنر در اشتوتگارت تحصیل کردم و بیش از سه دهه است که به کار رسانه، عکس و فیلم و فعالیت های فرهنگی و حقوق بشری مشغولم. به امید آزادی و برقرای دمکراسی در میهنم زنده ام و تلاش میکنم. آرزوی دوباره دیدن شهر عزیزم را دارم و دلم برای شقایق ها و کوه های شهرم خیلی تنگ شده ....

همچنین ببینید

فیلم نوشته؛ وقتی که در جامعه خشونت دولتی تبلیغ و ترویج میشود، اینگونه صحنه ها عادی میشود

فیلم نوشته مجید شمس، این کلیپ آنقدر ناراحت کننده هست که من نتوانستم کامل آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *