قالب وردپرس
خانه / ایران / نگاهی به زندگی و خدمات دکتر غلامرضا فنی، پزشک تاریخ نفت، فرشید خدادادیان

نگاهی به زندگی و خدمات دکتر غلامرضا فنی، پزشک تاریخ نفت، فرشید خدادادیان

نگاهی به زندگی و خدمات دکتر غلامرضا فنی

پزشک مطرح در تاریخ نفتی مسجدسلیمان

فرشید خدادادیان

نام دکتر غلامرضا فنی را من نخستین بار از زبان زنده یاد دکتر علی نهاوندی در آخرین ملاقات با ایشان پیش از درگذشتشان شنیدم. پزشکی مردم دوست و مهربان که خود از مفاخر نفت بود و فروتنانه توضیح می داد که فرزانه ترین پزشک صنعت نفت در روزگاری که او (دکتر نهاوندی) نیز مشغول به خدمت شده بود، پزشک جوانی از دیار خراسان بنام غلامرضا فنی بود که زودتر از آنچه تصور می شد، درگذشت و غمی جانکاه در قلب کسانی که او را می شناختند نهاد.

غلامرضا فنی به سال 1303 در یک خانواده ی فرهنگی در خراسان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان دیار دنبال کرد و موفق به دیپلم شد. او در سن بیست سالگی و در سال 1323 وارد دانشکده ی طب دانشگاه تهران شد تا آینده ی خود را نه در عرصه ی”فنی”و کسوت اجدادی، بلکه در پزشکی بسازد.

غلامرضا همچون بسیاری از هم نسلان خود، دانشجویی سخت کوش و خود ساخته بود. او علاوه بر اینکه هنگام تحصیل یکی از دانشجویان برتر دانشکده ی طب بود، برای تامین هزینه های تحصیل و زندگی خود در مدارس پایتخت نیز مشغول به تدریس شد.

دکتر غلامرضا فنی 1341- 1303

سال1329 و در هنگامه ی حضور و فعالیت دکتر محمد مصدق و یارانش در عرصه ی پارلمان ایران و تلاش های بعمل آمده برای ملی شدن صنعت نفت، غلامرضای بیست و شش ساله موفق به اخذ دانشنامه ی طب شد. پزشک جوان مدتی را در خراسان و تهران روزگار گذراند، اما سرنوشت او با”نفت”گره خرده بود.

سال1330″نفت”موضوع اول کشور بود و همگان پیرامون این ثروت خدادادی که با تلاش مصدق و یارانش قرار بود ملی شود صحبت می کردند. همزمان با حضور مهندس بازرگان و هیئت خلع ید در خوزستان، بهداری و بهداشت صنعت نفت نیز برای تامین پزشکان متخصص اقدام به آگهی مطبوعاتی کرد تا خروج کارشناسان و پزشکان خارجی، کار بهداری و درمان را با خلل مواجه نکند. شوری ملی در بین یکایک ایرانیان و خصوصا جوانان تحصیلکرده موج می زد و دکتر فنی نیز با چنین رویکردی در پاسخ به فراخوان شرکت ملی نفت ایران تعلل نکرد و عضو اولین گروه مستخدمین شرکت ملی نفت در سال1330 شد. او بلافاصله به پایتخت نفتی ایران اعزام شد و فعالیت خود را در بیمارستان مرکزی مسجد سلیمان آغاز کرد.

خدمت در سرزمینی که به مرور عشق به ساکنان و مردمانش را در قلب دکتر فنی شعله ور نمود و حتی کودتای بیست و هشتم امرداد نیز باعث سرخوردگی این عشق به خدمت و تلاش در عرصه بهداشت و درمان صنعت نفت نشد.

دکتر فنی در تمامی سال های فعالیت خود در مسجد سلیمان و آبادان و سایر مناطق نفت خیز به انجام وظیفه پرداخت و در کنار خدمت به کارکنان و خانواده های صنعت نفت، درمان عشایر و ساکنان بومی و مردمان روستاها و معدود شهرهای غیر نفتی خوزستان را نیز در دستور و تعهد کاری خود قرار داد و در این دوران به نامی آشنا و چهره ای مشهور به انسان دوستی و خدمت در بین مردمان جنوب بدل شد.

کسب تخصص و توانمندی بیشتر در حوزه ی”طب”و اطلاع از پیشرفت های علمی و بروز جهان در زمینه ی پزشکی، از دغدغه های همواره ی دکتر فنی و همکارانش بود. به همین دلیل و در سال1338 دکتر فنی از مرخصی استحقاقی خود استفاده و مدت شش ماه جهت مطالعات علمی به اروپا و امریکا سفر کرد و پس از کسب اطلاعات امکان بورسیه و بازگشت به مسجد سلیمان، در سال1339 از طرف شرکت ملی نفت ایران برای آموزش یک دوره ی تخصصی به انگلستان اعزام شد.

دکتر غلامرضا فنی بعد از دو سال تحصیل در انگلستان، علاوه بر کسب تخصص در طب داخلی، مهمترین دغدغه ی زندگی شغلی خود را نیز دنبال نمود و موفق به اخذ دیپلم تخصصی در “طب گرمسیری”شد.

مسجد سلیمان،آبادان و سایر مناطق نفتخیز ایران در جغرافیایی گرم قرار دارد و بسیاری از بیماری های موجود در این مناطق متاثر از این شرایط آب و هوایی بوده و هست. دکتر فنی تلاش نمود با کسب دیپلم تخصصی در این زمینه بیش از پیش به هموطنان و همکاران خود کمک نماید.

روز سه شنبه،شانزده بهمن ماه 1341 دکتر غلامرضا فنی در حالیکه با اتومبیل خود از آبادان به مقصد مسجد سلیمان در حرکت بود، مقارن ساعت چهار و سی دقیقه بعدازظهر در حوالی 10کیلومتری اهواز با دیواره سیمانی کنار جاده تصادف نمود! این برخورد بقدری شدید بود که ماشین بکلی متلاشی و باعث مرگ سرنشین آن گردید.

سرکشی به بیمارستان های آبادان، هفتکل و دیگر مناطق از وظایف محول و رایج پزشکان و متخصصان بیمارستان مرکزی مسجد سلیمان بود و برخلاف این روزگار که بیماران را به مطب پزشکان می رسانند، این پزشکان بودند که عاشقانه خطر کرده و بر بالین بیماران خود حاضر می شدند. سانحه ای که برای دکتر فنی نیز پیش آمد در چنین شرایطی اتفاق افتاده بود. دکتر فنی همواره در کیف دستی و صندوق خودرو خود مقداری دارو و لوازم نیز برای رسیدگی و درمان بیماران در روستاها و مناطق بین راهی داشت اما تصادف مرگبار در کسری از ثانیه راه را بر هرگونه مداوا و رسیدگی بسته بود. خورشید شانزدهمین روز بهمن ماه در حال غروب بود که جنازه مرحوم دکتر فنی بسردخانه بیمارستان مرکزی مسجدسلیمان حمل گردید! همکارانش که در انتظار بازگشت او از ماموریت آبادان بوده و برخی هنوز در این بیست روز بازگشت از خارج از کشور فرصت دیدار و خیرمقدم و تبریک اخذ تخصص برایشان فراهم نشده بودند، با بهت و حیرت و چشمانی اشکبار پیکر بیجان او را تا سردخانه بیمارستان بدرقه کردند تا طی مراسمی به تهران انتقال داده شود.

تشیع جنازه دکتر فنی در مسجدسلیمان 1341

مردم مسجدسلیمان همواره به قدرشناسی شهره بوده اند. خصوصا در هنگامه ی غمبار مرگ عزیزی که او را می شناختند و حتی شاید کار چندانی برایشان انجام نداده بود. اما تشییع جنازه دکتر فنی در صبح روز چهارشنبه17بهمن حال و هوایی دیگر داشت. او مردم دار و خادم بود و حالا، نوبت مردم بود تا از او قدردانی کنند.

هر کس نمی دانست و می دید، تصور می کرد بزرگ زاده ای خوشنام از یکی از طوایف بختیاری درگذشته که چنین با شکوه تشییع می شد، اما این بار نیک مردی غیر بختیاری و از دیار خراسان بود که با احترام و حزن و اندوه بدرقه می شد.

در شماره ی47 از بولتن”اخبار هفته مسجد سلیمان،هفتکل و نفت سفید”،به تاریخ؛پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ماه1341 و در صفحه4 آن نشریه می خوانیم؛؛به منظور شرکت در مراسم تشییع و حمل جنازه مرحوم دکتر غلامرضا فنی به تهران، از ساعت10صبح چهارشنبه17بهمن فرماندار شهرستان مسجد سلیمان، رئیس کل شرکت ملی نفت ایران-مناطق نفتخیز، روسای ادارات کل، پزشکان،کارکنان شرکت های ملی نفت و ادارات دولتی، عده ای از دوستان و آشنایان فقید سعید و جمعیت انبوهی از اهالی شهر به تدریج در مقابل بیمارستان مرکزی حضور یافتند. در حدود ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه، جنازه از سردخانه به آمبولانس مخصوصی که بر جلوی آن حلقه گلی نصب شده و در میان آن تصویر مرحوم دکتر فنی قرار داشت انتقال داده شد و اندکی پس از آن در حالی که صدها اتومبیل آن را بدرقه می کردند، با تشریفات پرشکوهی به طرف اهواز به حرکت درآمد. جنازه مرحوم دکتر فنی طی تشریفات خاصی بعد از ظهر همان روز با راه آهن به تهران منتقل گردید. مرحوم دکتر فنی از خود دو فرزند دختر به یادگار گذارده که اکنون(1341خ)در تهران می باشند؛؛

فردای تشییع جنازه ی باشکوه،مراسم بزرگداشتی نیز در مسجد جامع مسجد سلیمان برای دکتر فنی برگزار شد. در همان بولتن خبری، در این زمینه نیز آمده است؛ از ساعت چهار تا شش بعد از ظهر روز پنجشنبه18بهمن ماه، مجلس ختم مرحوم دکتر غلام رضا فنی از طرف شرکت ملی نفت در مسجد جامع (شهرستان) مسجد سلیمان منعقد گردید. در مجلس مزبور کلیه روسای شرکت های نفت و ادارات دولتی، کارکنان و عده کثیری از طبقات مختلف شرکت داشتند. در این مجلس ابتدا آقای معنوی در سوگ فقید سعید به تلاوت کلام الله مجید پرداختند، سپس حجت الاسلام جناب آقای حاج فخرالدین آل محمد در سجایای مرحوم دکتر فنی بیانات جامعی ایراد نمودند. تلگراف تسلیت آقای مسعود روحانی، عضو هیئت مدیره بهداری کل شرکت نفت خطاب به مهندس سلجوقی رئیس شرکت نفت مسجدسلیمان قرائت گردید؛؛ مسجدسلیمان-شرکت ملی نفت، آقای مهندس سلجوقی، ضایعه جانگداز فوت شادروان دکتر غلامرضا فنی را از طرف ریاست هیئت مدیره و مدیر عامل، بهداری کل و کلیه پزشکان شرکت ملی نفت ایران به جنابعالی و قاطبه کارکنان منطقه نفت خیز صمیمانه تسلیت می گویم. مسعود روحانی؛؛

یاد و خاطره مرحوم دکتر فنی تا چندین سال در مسجد سلیمان به نیکی باقی ماند و ساخت تابلوی نقش برجسته از تصویر آن مرحوم، گویای تداوم این موضوع بود. این تابلوی طرح برجسته در ابعاد پنجاه در هفتاد سانتی متر، از جنس فلز آلیاژی بصورت ریخته گری با زیرنویس نام و تاریخ تولد و وفات دکتر فنی تهیه شده و نقش برجسته تصویر مرحوم از جنس آلیاژ “برنج” یا”برنز”با پیچ به زمینه ی اصلی قاب متصل شده اند. متاسفانه تاریخ ساخت و نامی از هنرمند، یا کارگاه سازنده بر روی تابلو حک نشده است.

این تابلوی طرح برجسته باعث شد تا نام این پزشک خادم صنعت نفت به یادگار بماند و انگیزه ای برای نوع دوستی و خدمت و تکرار کارهای نیک نزد آیندگان شود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

Facebook Comments

درباره ی اختر قاسمی

فرزند نفت ام. در گچساران بدنیا آمدم و در مسجدسلیمان شهری که با نفتش، با شیره ی جان خود و مردم مهربانش ایران نوین را ساخت، بزرگ شدم. از سال 1984 در خارج از کشور زندگی میکنم. در آکادمی هنر در اشتوتگارت تحصیل کردم و بیش از سه دهه است که به کار رسانه، عکس و فیلم و فعالیت های فرهنگی و حقوق بشری مشغولم. به امید آزادی و برقرای دمکراسی در میهنم زنده ام و تلاش میکنم. آرزوی دوباره دیدن شهر عزیزم را دارم و دلم برای شقایق ها و کوه های شهرم خیلی تنگ شده ....

همچنین ببینید

داستان کوتاه راز کوهستان، بابک رفیعی

داستان کوتاه راز کوهستان بابک رفیعی عصرهنگام پیرمرد از کلبه اش بیرون شد، دورترها تا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *