نامه ی سرگشاده به سیاستمداران اروپا و سازمان ملل (فارسی و آلمانی)، دکتر بهرام آبار

نامه ی سرگشاده به؛

خانم مرکل، آقای اشتاین مایر، آقای زهوفر، آقای ماس، اقای مکرون، آقای جانسون، سازمان ملل و پارلمان اروپا

خانم ها و آقایان محترم:

رژیم تبهکاری به نام جمهوری اسلامی، 42 سال است بر ایران حکومت می کند و همه نیرویش را برای سرکوب مردم، تخریب فرهنگ و ایران ستیزی بکارمیگیرد. 

برکسی پوشیده نیست که روابط جمهوری اسلامی اشغالگران ایران با دولتهای غربی بویژه ایالات متحده آمریکا هرگز عادی نبوده و درماه های اخیر به مراتب بدتر هم شده است. در مورد کشور اسرائیل آن کشوری که حتی مرزی هم با ایران ندارد، رژیم ملایی مداما به هنگام تظاهرات دولتی یا نمازهای اجباری جمعه با شعار همیشگی “مرگ برای اسرائیل” نفرت برمی انگیزد و به آن بسنده نکرده، شعار “پاک کردن اسرائیل از نقشه جهان” را هم فریاد میزنند. به نظر میرسد، دشمنی و یهودستیزی ژرف نظام ملایی با دولت اسرائیل به بخشی از ایدئولوژی رژیم آخوندی و هویت انقلابی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. اما این رژیم خائن، به بمباران های مراکز نظامیش به جز سکوت پاسخی ندارد.

طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی اشغالگران ایران به طور مخفیانه تلاش برای غنی سازی اورانیوم را جهت ساخت بمب هسته ای شدت داده، تأسیسات پنهانی در کوهستان میسازد، تا جایگزینی برای تأسیسات هسته ای نطنز که در انفجار تابستان گذشته آسیب بسیار دیده آماده کند.

جمهوری اسلامی اشغالگران ایران یک هژمونی اسلام سیاسی و به عنوان گونه ای از تمامیت خواهی مطلق (توتالیتاریسم) میباشد، که به خود پروانه میدهد از همه ابزارهای ممنوعه برای گسترش آن استفاده کند. این نظام مافیائی مذهبی مخالف دمکراسی است و در نهایت با منافع ملی ایرانیان و ارزش‌های به دست آمده غرب نیز مغایر و دشمنی دارد. در اختیار گذاردن پول و اسلحه به شکل غیرقانونی برای تروریست های منطقه و جهانی، بخشی از این استراتژی مخرب جمهوری اسلامی و اشغالگران ایران و تهدیدی جدی برای امنیت و صلح جهانی، به ویژه اروپا میباشد.

رابطه جمهوری اسلامی و دولت اسلامی (داعش) از ابتدا بسیار سئوال برانگیز بود. این یک واقعیت است که شباهت های قابل توجه و بسیاری بین جمهوری اسلامی و جهاد گران افراطی سلفی و سنی وجود دارد. از نظر گفتمان، نگرش های بنیادگرایانه آنها نسبت به اسلام و شریعت، روشهای اقتصاد کلان اسلامی و استفاده غیرقانونی از خشونت را برای جلوه قانونی بودن این امربه کار میگیرند. 

ماهیت دولت اسلامی با الگوی جمهوری اسلامی خمینی کاملا مطابقت دارد، با این تفاوت که دولت اسلامی (داعش) بی پروا تر و علنی تر عمل می کند، اما جمهوری اسلامی بسیاری از اعمالش را پنهانی انجام میدهد. از طرف دیگر باید توجه کرد، بزرگ انگاشتن و به تصویر کشیدن قاسم سلیمانی به عنوان قهرمان شکست داعش چیزی بیش از یک افسانه نیست. حتی احتمال اینکه قاسم سلیمانی در طراحی، برنامه ریزی و پیدایش داعش سهم به سزایی داشته را باید جدی گرفت. در میدان جنگهای کلاسیک او مهارتی نداشت و لیکن توانست سپاه قدس را به روشهای خرابکارانه، چریکی و عملیات اطلاعاتی، به پیروزیهایی برساند. او داعش را به منظور پیشبرد اهداف خودشان مورد حمایت قرار میداد. ارتباط میان سپاه قدس و داعش هنوز پس از مرگ او برقرار است. 

طی هفته های گذشته، مجموعه ای از خشونت ها و ترور توسط اسلام گرایان و داعشی ها، اروپا را لرزانیده است. حمله مرگبار با چاقو به یک زوج همجنسگرا در درسدن آلمان، سر بریدن ساموئل پتی، آموزگاری در نزدیک پاریس، حمله به کلیسایی در نیس فرانسه، تیراندازی به یک کشیش در لیون و اکنون تیراندازی و کشتار رهگذران در وین، مردم اروپا را بسیار هراسناک کرده است. در این زمینه در آلمان هم هشدارهایی داده شده است. به دلیل انتشار دوباره کاریکاتورهای محمد در فرانسه و موضع صریح دولت فرانسه در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و همچنین آزادی آفرینش هنری، موج جدیدی از تروریسم اسلامی درمیان اسلام گرایان و داعشی ها اروپا ایجاد شده است. احتمال این چنین پیشامدهایی در آلمان نیز میبایست بسیار جدی گرفته شود.

بدون توجه به این دگرگونی ها، اروپا به ویژه آلمان، فرانسه و انگلیس، همچنان که دهه ها از رژیم جمهوری اسلامی اشغالگران ایران حمایت کرده اند و به این روش خود ادامه میدهند. این بسیار تعجب آور است که صرف نظر از زیر پا گذاشتن حقوق بشر و جنایاتی که جمهوری اسلامی و اشغالگران ایران بر مردم خود روا میدارد، با وجود فعالیت های تروریستی رژیم ملایی، آنها خواهان بازسازی برجام و ایجاد رابطه سیاسی و اقتصادی با رژیم آخوندی در ایران میباشند.

با توجه به تحریم ها، اوضاع ناامید کننده اقتصادی و استراتژی دولت آمریکا، جمهوری اسلامی اشغالگران ایران به خاطر ورشکستگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در یک حالت ” استرس” دائمی قرار گرفته و رفتارش کاملاً غیرقابل پیش بینی میباشد. اکنون زمان آن فرا رسیده که دولتهای اروپایی بویژه آلمان، فرانسه و انگلیس، به پشتیبانی از رژیم جمهوری اسلامی و اشغالگران ایران پایان داده  و حمایت خود را بر شهروندان ایرانی متمرکز کنند. مردم ایران آماده برکناری دیکتاتوری جمهوری اسلامی و خواهان نظامی با حاکمیت پارلمانی مردمی بدون دخالت دین و مذهب میباشند.

به دولتهای فدرال آلمان، فرانسه و انگلیس با درخواست تجدید نظر درسیاستشان در مورد جمهوری اسلامی اشغالگران ایران، یادآوری میکنیم که توجه به منافع و استراتژی دراز مدت، فراتر از منافع اقتصادی کوتاه مدت میباشد. ضمنا ملت ایران هرگز فراموش نخواهد کرد که در مبارزه با رژیمی سرکوبگر و تبهکار و اشغالگر ایران کدام دولتها از ایشان پشتیبانی کردند.  

دکتربهرام آبار

‏15‏/11‏/2020

Offener Brief an:

The Right Honourable Boris Johnson, MP
 Prime Minister of Her Britannic Majesty’s Government

Sur Excellence Monsieur Emanuel Macron 
le Président de la République Française

An Frau Bundeskanzlerin der Bundesrepublik Deutschland

Bundeskanzleramt

His Excellency Antonio Manuel de Oliveira Guterres

Secretary General of the United Nations 

Frau Ursula Gertrud von der Leyen

President of the European Commission

Sehr geehrte Damen und Herren,

das theokratisch-kriminelle Regime, die Islamische Republik in Iran, die heute noch in Iran regiert, ist seit 42 Jahren an der Macht. 

Das Regime setzt alle seine Kräfte ein, um die Bürger zu unterdrücken, die Kultur zu zerstören und im Iran ruinierend vorzugehen. 

Es wird niemandem entgangen sein, dass die Beziehungen zwischen der Islamischen Republik in Iran und den Westen, insbesondere den Vereinigten Staaten, nie intakt waren und sich in den letzter Zeit weiter verschlechtert haben. 

Es geht auch um den unermüdlichen Hass der Islamischen Republik in Iran auf Israel, ein Land, mit dem sie nicht einmal eine Grenze teilt und der sich in regelmäßigen Rezitativen von “marg bar Esrail”, “Tod für Israel” bei Demonstrationen oder nach Moschee predigten, das Bestreben ausdrückt, “Israel von der Landkarte zu tilgen”. Neben all dem ist das auch ihr tiefer Antisemitismus und Israelfeindschaft die zum Teil der Staatsideologie und der revolutionären Identität der Islamischen Republik geworden ist.

Nach Angaben der Internationalen Atomenergiebehörde, baut die Islamische Republik in Iran heimlich weiter an der Atombombe und für die im Sommer stark beschädigte Atomanlage in Natanz, wird in den Bergen verstecktes Werk als Ersatz errichtet. 

Die Islamische Republik in Iran ist eine Hegemonie des politischen Islam, als eine Variante des Totalitarismus, die sich berechtigt alle Mittel für ihr bestehen und  ihre Expansion zu benutzen. Dieses religiöse Mafia-System ist absolut antidemokratisch und letztendlich gleichgültig gegenüber den nationalen Interessen und alle Werten des Iran, die aus dem Westen stammen.

Ihr illegales Geld und der Waffenschmuggel für Terroristen ist ein Teil der Strategie und eine ernsthafte Bedrohung für die Welt, insbesondere für Europa. 

Das Verhältnis der Islamischen Republik zum Islamische Staat (IS) war von Anfang an sehr fraglich. Es ist eine Tatsache, dass es signifikante Ähnlichkeiten zwischen der Islamischen Republik und den extremistischen Djihadisten von Salafis und Sunniten besteht. In Bezug auf den Diskurs, auf die fundamentalistische Haltung gegenüber dem Islam und die Gesetze der Scharia, die makroökonomischen Methoden der Regierung und der Einsatz illegaler Gewalt ist hierdurch legal. Der Charakter der Islamischen Staate entspricht dem Vorbild der Islamischen Republik von Khomeini, mit dem Unterschied, dass der Islamische Staat (IS) offener und direkter handelt.

Anderseits ist die  Darstellung von Qassem Soleimani als Held der Niederlage von IS ist nichts weiter als eine falsche Erfindung. Selbst die Möglichkeit, dass Qassem Soleimani eine wichtige Rolle bei der Konzeption, Planung und Entstehung von ISIS spielte, sollte ernst genommen werden. Er hatte keine besonderen Fähigkeiten auf dem ausgedehnten und direkten Schlachtfeld und konnte in Form von Sabotagemethoden und verdeckten Geheimdienstoperationen die Position der Quds Brigade verbessern. Der IS wurde oft sogar unterstützt, um die eigene Sache voranzubringen, es besteht immer noch eine Verbindung der Quds Brigade zur IS. 

Eine Reihe islamistischer Gewalt erschütterte in den letzten Wochen Europa. Die tödliche Messerattacke gegen ein homosexuelles Paar in Dresden, die Enthauptung von Samuel Paty ein Lehrer in der Nähe von Paris, der Angriff auf eine Kirche in Nizza, Erschießung eines Priesters in Lyon und jetzt die Schießereien und die Ermordung von Passanten in Wien hat in Europa die Stimmung weiter erhitzt. 

Aufgrund der neuen Karikaturen in Frankreich und der klaren Haltung der französischen Regierung zur Verteidigung der Meinungs- und künstlerischen Freiheit, wird eine neue Welle des islamistischen Terrorismus der IS-Leute in Europa vermutet. Auch in Deutschland sollte die Möglichkeit einer solchen Bedrohung sehr ernst genommen werden!

Eine Untersuchung der Aktivitäten vieler religiöser und kultureller Institutionen der Islamischen Republik zeigt, dass Netzwerke, die aus Sicherheitselementen und Personen bestehen, die mit Khameneis Büro aktiv oder verbunden sind, mit schiitischen Geistlichen in anderen Ländern zusammenarbeiten. Ein Sicherheitsdirektor der norwegischen Regierung sagte, dass die iranische Regierung religiöse Zentren und Moscheen in Europa für Sicherheits- und Geheimdienstzwecke nutzt.

Das Imam Ali-Zentrum in Hamburg ist zusammen mit den schiitisch- islamischen Zentren in Deutschland die wichtigste Schaltstelle.

Es ist abstrus, dass trotz allem, Europa, insbesondere Deutschland, Frankreich und England die Islamische Republik wie seit Jahrzehnten immer noch unterstützen. Es ist sehr auffallend, dass ohne Bedenken auf die Gräueltaten gegen das eigene Volk, eine gute politische und wirtschaftliche Beziehung zum Mullahregime mit seinen terroristischen Aktivitäten in der Welt, noch immer erwünscht wird. 

Angesichts der hoffnungslosen wirtschaftlichen Lage und der Strategie der US-Regierung, ist die Islamische Republik sowohl innen- als auch außenpolitisch völlig am Ende und in einem permanenten “Stresszustand”, die sie in ihren Handlungen absolut unberechenbar macht. Es ist höchste Zeit, dass die Europäische Gemeinschaft, vorzugsweise, Deutschland, Frankreich und England, ihren Beistand für das Regime; die Islamische Republik in Iran beenden und ihre Unterstützung auf die Bürger-innen in Iran konzentrieren, damit die islamische Diktatur in Iran aufgelöst und eine demokratische Ordnung eingeleitet werden kann.

An die deutsche Bundesregierung, die Regierung in Frankreich und die englische Regierung wird appelliert: eine Überarbeitung ihrer Politik gegenüber der Islamischen Republik die Besatzungsmacht des Iran, unerlässlich und wichtig ist! Entscheidend ist, dass die strategische Betrachtung der Konstellation über die kurzfristigen wirtschaftlichen Interessen hinausgeht. 

Die iranische Nation wird niemals vergessen, welche Regierungen sie im Kampf gegen das kriminelle Regime im Iran unterstützt haben und wer dem Regime zum Überleben verholfen hat.

Dr. B. Abar,

Sonntag, 15. November 2020

Facebook Comments Box

About اختر نیوز

Check Also

دو نامه سرگشاده گروهی از اپوزسیون ایرانی در آلمان و خانواده های قربانیان خطاب به دادستان آلمان

دو نامه سرگشاده ایرانیان اپوزسیون در آلمان و گروهی از خانواده های قربانیان قتل های …

” پیمان نوین” نماد پیمان بستن برای نجات و آزادی ایران؛ دکتر بهرام آبار

“پیمان نوین” نماد پیمان بستن برای نجات و آزادی ایران  دکتر بهرام آبار دوستان و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *