حزب توده و سازمان فداییان اکثریت را بهتر بشناسیم!

حزب توده و سازمان فداییان اکثریت را بهتر بشناسیم!

اختر قاسمی

گذشته دیگر وجود ندارد، اما بدون دانستن خطای گذشته نمی توانیم حال تصمیم بگیریم تا آینده را بسازیم! 

احساس مسئولیتی که در قبال خطای خود به عنوان یک جوان سال 57 که در انقلاب شکوهمند جهل شرکت کرد، باعث میشود تا از هر فرصتی استفاده کنم و به کندوکاو خطای خود و هم نسلانم بپردازم و چرایی آن را در میان نیروها و احزاب و سازمان هایی که باعث این نگاه اشتباه ما نوجوانان و جوانان وقت شدند، بیابم تا با بیان اشتباهات گذشته بتوانم در روشنگری نقشی داشته باشم و نسل امروز از تجارب ما بیاموزد و خطای ما را تکرار نکند.

بارها همه از این ور و آن ور می شنویم که می گویند گذشته، دیگر گذشته است و  باید به آینده فکر کرد، اما آیا بدون دانستن خطای گذشته میتوان هوشیار بود که باز هم چنین خطایی سر نزند؟ چه تضمینی هست که اشتباهات گذشته در آینده تکرار نشود؟ اشتباهات ممکن است فقط فرم و شکل خود را تغیر بدهند اما در بازدهی همان نتیجه یکسان را بدهند. پس آن چه که مهم است دانستن اینکه نسل پیش از ما در گذشته چه کردند و چرا چنین کردند؟

لطفا تک تک این اسناد را بزرگ کنید و بخوانید تا عمق فاجعه را دریابید!

من وقتی به خود و هم نسلانم در آن دوران نگاه میکنم متوجه می شوم که ما در آن زمان هیچ شناختی از تاریخ نوین خود نداشتیم.  نه شناختی از سال 32 داشتیم، نه شناختی از سال 42 و نه نام خمینی را شنیده بودیم و نه شناختی از عملکرد حزب کمونیست کشورمان داشتیم که دورانی به حزب بسیار قوی در میان اقشار متوسط جامعه و روشنفکران و کارگران تبدیل شده بود. بنابراین به عنوان یک ایرانی که احساس مسئولیت در قبال میهن و جامعه و مردمش میکند، خیلی علاقه دارم که از تجارب خود به زبان ساده برای نسل جوان، از احزاب و سازمان هایی که نقش اساسی در به انحراف کشاندن ما جوانان و مردم و تثبت جمهوری اسلامی داشتند، بنویسم؛ تا در مقابل وجدان تاریخی خود شرمنده نباشم. (حتی اگر نوشته های من یک خواننده داشته باشد)

عامل مهم دیگر اینست که ما باید نسل انقلابی و بخصوص سازمان های چپ کمونیست که در انقلاب نقش فعال داشتند را وادار به پاسخگویی کنیم که چرا و چگونه است که شما در مقابل دکتر بختیار سکولار دمکرات از خمینی مرتجع دفاع کردید؟

متاسفانه احزاب و سازمان های چپ کمونیست که در این انقلاب شکوهمند جهل نقش داشتند نه تنها تا کنون در پیشگاه مردم عذر نخواستند و حاضر به پذیریش اشتباه خود نشدند بلکه گروه هایی چون حزب توده و سازمان فداییان اکثریت از مردم هم طلب دارند و سمت و سوی مبارزه شان عمدتا هنوز رژیم پهلوی ست و تلاش میکنند مسیر مبارزات مردم علیه رژیم جنایتکار اسلامی را منحرف کنند و به بهانه جنگ و تحریم ها هنوز مبارزات ضدامپریالیستی شان ادامه دارد که در واقع سرپوشی ست برای حمایت از جمهوری اسلامی!

حزب توده ایران و سازمان چریک های فدایی خلق ایران دو حزب و سازمان مطرح جنبش کمونیستی ایران بودند که هر دو در مقطع انقلاب 57 تمام قد از انقلاب اسلامی و خمینی حمایت کردند. سازمان چریک های فدایی خلق در مبارزات مسلحانه بهمن 57 و حمله به کلانتری ها و ژاندارمری ها نقش بسزایی داشت.

حزب توده اولین حزب کمونیستی ایران بود که به کمک حزب کمونیست شوروی در اوایل دهه بیست خورشیدی در ایران شکل گرفت. حزب کمونیست توده ایران همیشه منافع شوروی را بر منافع ملی مردم ایران ترجیح میداد به طوریکه در مقابل مصدق برای پیشگیری از امتیاز نفت شمال به شوروی، مبارزه کرد. حزب کمونیست توده ایران  این سیاست اولویت منافع شوروی بر منافع ملی را تا هنگام قلع و قمع کردن حزب توسط جمهوری اسلامی دنبال میکرد و حتی امروز که به ده ها تکه تبدیل شده، نیز از فروش جزیره کیش به چین و سیاست های استعماری چین و روسیه در ایران حمایت میکند.

. این حزب به دنبال حمایت از سیاست حزب کمونیست شوروی که دشمن اصلی خود را امریکا میدانست ، خمینی را فردی انقلابی ضد امپریالیست خواند و از همه ی جنایات او حتی اعدام های صحرایی  چند دقیقه ای بدون دادگاه بدستور خمینی و اجرای خلخالی آنچنان دفاع کرد که در اطلاعیه ای عتوان کرد ما از همه ی اعدام های انقلابی حمایت می کنیم و  هر جا که خلخالی کاندید شود ما از او حمایت می کنیم. حزب کمونیست توده ایران، با «امام» نام نهادن خمینی بار دیگر نزدیکی و اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه را جشن گرفت. آنها حتی به رژیم انقلابی اعتراض کردند که اعدام ها به اندازه کافی نیست و خواهان اعدام های بیشتر افراد رژیم گذشته بودند.

فرهاد فرجاد از اعضای حزب توده در دوران انقلاب در مقاله ای در بی بی سی فارسی می نویسد:

«سیاست حزب توده ایران در سالهای بعد از انقلاب، تحت لوای دفاع از سیاست ضد امپریالیستی و خلقی “امام خمینی” با معیار قرار دادن “خط امام” به عنوان شاقول انقلاب، در واقع سیاست تحکیم حاکمیت آیت الله خمینی و اسلام فقاهتی بود. دفاع از سیاست سرکوب طیف رنگارنگ نیروهای مخالف و چپ، سکوت در برابر سرکوب حقوق و آزادی های زنان، دفاع از دادگاه های انقلاب با شعار “برنده باد تیغ دادگاه های انقلاب”، به سهم خود زمینه سازی برای بیرون راندن “نهضت آزادی” و “جبهه ملی” از عرصه سیاست ملی با برچسب “آمریکایی”، “جاسوس” ، “پیروان خط برژینسکی” و “ضد خط امام”، تایید در برابر بستن روزنامه هایی همانند “میزان”، “آیندگان”، و …. نمونه هایی از این سیاست بود.»

حزب کمونیست توده ایران در معرفی دیگر نیروهای چپ و کمونیست در مخالفت با رژیم تازه کار که زبانش فقط گلوله بود با جمهوری اسلامی همراهی کرد و در کشتار فرزندان ایران نقش مهمی را ایفا کرد. این نقش را به فرزند خلف خود یعنی سازمان فداییان اکثریت که در مقطع جنگ یعنی تابستان 1359 از انشعاب در سازمان چریک های فدایی خلق شکل گرفت ؛ بخوبی منتقل کرد؛ و حال سازمان چریک های فدایی خلق که در جریان انقلاب محبوبیت فراوانی در میان جوانان بدست آورده بود به دو شاخه اقلیت و اکثریت تقسیم شد که ضربه ی بزرگی به این سازمان و کلا به جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران وارد کرد. اقلیت به مبارزه مسلحانه با رژیم در کردستان پرداخت و اکثریت تمام نیروی خود را بکار گرفت تا سراپا در خدمت نظام اسلامی و به قول خود دفاع از خط ضدامپریالیستی و ضد امریکایی امام شیعه خود خمینی کرد و هواداران و مردم را تشویق به رفتن نماز جمعه ها و همچنین به شناسایی و معرفی مخالفین رژیم اسلامی پرداخت که در اسناد زیر هم می بینید. (حزب توده و اکثریت به مخالفان جمهوری اسلامی ضدانقلاب می گفتند.)

گرچه رژیم جمهوری اسلامی کاملا حساب شده از خدمات و تجارب این دو حزب و سازمان استفاده کرد و با کمک آنها ابتدا نیروهای چپ رادیکال و مجاهدین را سرکوب کرد ولی در پایان به سراغ خود آنها هم رفت. با اینکه حزب توده نهایت تلاشش را کرد که به آنها ثابت کند ما و فرزند خلف مان سازمان اکثریت پیرو امام و انقلاب اسلامی هستیم اما رژیم خمینی حتی هم پیمانان غیر از خود را نمیتوانست تحمل کند و آنها را دستگیر و شکنجه و برخا اعدام کرد. جالب اینجاست که حزب توده پس از دستگیری سران خود به همه ی اعضا و هواداران اعلام میکند که همه خود را به نیروهای انقلابی سپاه معرفی کنند که در این میان برخی زندان و برخی هم اعدام شدند.

عملکرد این دو جریان کمونیست در ایران بخصوص پس از انقلاب اسلامی ضربه مهلکی به جنبش چپ و جنبش دمکراسی خواهی ایران وارد کرد و آنها را به دو حزب و سازمان منفور در میان نیروهای آزادیخواه و مردم ایران تبدیل کرد. گرچه در طی این سالیان این دو حزب و سازمان نتوانستند حتی چند نیروی جوان جذب خود کنند و بیراهه نیست اگر بگویم میانگین سنی آنها هفتاد است، اما با نزدیکی به جناح اصلاح طلبی در ایران سعی در پیشبرد اهداف خود که همان بقای جمهوری اسلامی ست دارند. گاهی اصلاح طلبان حکومتی هم نقدشان به عملکرد جمهوری اسلامی تندتر از توده ای ها و اکثریتی هاست. کافیست به مناظراتی که برخی از فعالین این حزب در رسانه ها برای توجیه عملکرد رژیم در قبال سیاست های مخرب خارجی اش اعمال میکند بیندازیم. آنها در این چهل و دو سال با عملکردشان نشان دادند که دشمن غرب و تمدن غرب و دشمن امریکا و اسراییل هستند؛ هنوز دشمنشان پهلوی هاست و بدنبال اصلاحات قطره ای در عقب مانده ترین رژیم عصر بشر هستند، ولی هیچوقت از اصلاحات رژیم پهلوی معروف به «انقلاب سپید» که دست آوردهای بسیار مدرن برای کارگران، زنان، روستاییان و کلا جامعه داشت؛ نه تنها حمایت نکردند بلکه علیه آن هم مبارزه کردند.

سازمان فداییان خلق اکثریت در طی این سالیان به چند تکه تقسیم شد و هم اکنون این سازمان با افراد و گروه های انشعابی خود، حزب چپ را شکل دادند.

من به عنوان یک جوان نسل انقلاب خواهان پاسخگویی سران حزب توده و اکثریت هستم و معتقدم   ما باید خواهان دادگاهی برای محاکمه ی آنها باشیم که با مبارزه مسلحانه با دولت دمکرات زنده یاد دکتر بخیتار ، از خمینی و ولایت فقیه دفاع کردند و با حمایت تمام قد از خمینی و ولایت فقیه به نابودی و ویرانی ایران و ایرانی کمک کردند و هزاران جوان ایرانی را به جوخه های اعدام و نابودی کشاندند و هنوز هم این روند با سیاست ضد جنگ و ضد تحریم و سوریه ای شدن ایران، در دفاع از جمهوری اسلامی در رسانه ها جولان میدهند و علیه براندازی و منحرف کردن مبارزات مردم تلاش میکنند، ایستاد.

در اینجا نشریه کار ارگان سازمان فداییان با افتخار از همکاری خود و حزب توده در لو دادن نیروهای مخالف رژیم خمینی که مسلحانه می جنگیدند می نویسد.

از دوستانی که اسناد از حزب توده و سازمان فداییان اکثریت دارند و مایل به روشنگری هستند تقاضا دارم که به ایمیل اختر نیوز در زیر ارسال کنند. سپاس

info@akhtarnews.de

 

Facebook Comments

About اختر قاسمی

فرزند نفت ام. در گچساران بدنیا آمدم و در مسجدسلیمان شهری که با نفتش، با شیره ی جان خود و مردم مهربانش ایران نوین را ساخت، بزرگ شدم. از سال 1984 در خارج از کشور زندگی میکنم. در آکادمی هنر در اشتوتگارت تحصیل کردم و بیش از سه دهه است که به کار رسانه، عکس و فیلم و فعالیت های فرهنگی و حقوق بشری مشغولم. به امید آزادی و برقرای دمکراسی در میهنم زنده ام و تلاش میکنم. آرزوی دوباره دیدن شهر عزیزم را دارم و دلم برای شقایق ها و کوه های شهرم خیلی تنگ شده ....

Check Also

عکس روز کلن میدان هوی مارکت

عکس روز، تظاهرات علیه قرنطینه

عکس روز تظاهرات گروهی از آلمانی ها علیه قرنطینه که هر هفته شنبه ها در …

فراخوان سراسری کمونیست های آلمان برای تظاهرات علیه قوانین قرنطینه

فراخوان تظاهرات سراسری کمونیست های آلمان: شنبه گذشته کمونیست های آلمان به همراه گروه آنتی …

One comment

  1. russian Marxists are Putin and Mullahs agents

    بقراط ، برزگر ، امیر طاهری ، میلانی ، تقی زاده ، … منتظر باشید ، زمان دستگیری شما ها و دیپورت به تهران و مسکو فرارسیده است .
    https://www.dw.com/fa-ir
    روسیه باردیگر صحنه زورآزمایی پوتین و طرفداران ناوالنی شد
    بازداشت بیش از چهار هزار نفر از هواداران ناوالنی در اعتراضات روسیه

    روتنبرگ گفته است که قصد دارد از این بنا یک هتل آپارتمان بسازد تا گردشگردان را جذب کند. او دارای چندین ملک در شبه‌جزیره کریمه، در خاوردور و آلتای است. او دوست صمیمی پوتین است و این بنای مجلل را “یک هدیه الهی” خوانده است. این در حالی است که در ویدیوی منتشر شده گفته شده است که هزینه این “ثروت تزاری” پوتین از محل “رشوه‌هایی تأمین شده‌اند که رئیس جمهور و دوستانش از کنسرن‌های دولتی و اولیگارش‌های مافیایی دریافت کرده‌اند”.
    ———————————————————————–
    میبینید که فساد مافیا نومانکلاتورایی فقاهت بعثی روسی از کجا الهام و سرچشمه می گیرد؟
    سخنان این الیگارش دزد فآسد دوست صمیمی پوتین در مافیای اورواسیا را با سخنان برادران دزد لاریجانی و سپاه مقایسه کنید
    “مو نمی زند”
    می گوید قصر تزاری مجلل که به او رسیده “هدیه الهی” بوده. دقیقا همان ادعای دزد قوه قضائیه و سرداران قزاق سپاه و بیت رهبر فاسد متوهم روسی و دزدان مجلس و دولت روحانف که مثل احمدی نژاد ریاست جمهوریش با تنفیذ پوتین انجام شد.
    اما چرا رسانه های فارسی دنبال این روسیه نمی روند ؟ دنبال پوتین نمی روند ؟ دائم با مزخرفات که پوتین دوست ترامپ و اسرائیل است و در سوریه در جنایات با ملاها و تروریست های شیعه مزدور انها در کشتار زنان و کودکان و بیماران دخیل نبوده ، در لیبی با سازمانهای تروریستی اماراتی و سعودی و ارتش قذافی همدست نیست ، در کریمه و اوکراین مرسنری های اف اس بی (همان ک گ ب ) در جنایت علیه بشریت دست نداشته ، به او اعتبار مصنوعی می دهند ؟
    چون ارتش سایبری ، رسانه ای ، امنیتی مارکسیست های روسی همدست با نیروهای امنیتی صادراتی انها به غرب همواره یک چتر حفاظتی اطلاعاتی برای پوتین و پوتینیست ها ، فدایی های تروریست سیاه کلیست ، توده ایهای جاسوس ، ملی مذهبی های جاسوس ملاهای روسی فراهم میکنند .
    اما در امریکا دولت پرزیدنت بایدن با سیاست های جدید امده تا بار دیگر روسیه و اسد و ملاها و مادورو را فتیله پیچ کند ( مثل کلینتون در بالکان ، اوباما در اوکراین و لیبی و مصر و تونس و یمن )
    نامه ۹۸ عضو مجمع عمومی نظام پزشکی خطاب به روحانی و علیه واکسن روسی اسپوتنیک V
    https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=222567
    زمان رو شدن دست ها است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *