اعلامیه ی نهضت مقاومت ملی ایران در باره ی انتخابات

نهضت مقاومت ملی ایران

بنیانگذاردکتر شاپور بختیار

National Movement of the Iranian Resistance

NAMIR

Founded by Chapour Bachtiar

اعلامیه ی نهضت مقاومت ملی ایران

سرشکستگی رژیم در نمایش انتخاباتی مجلس یازدهم را به شکست کامل آن در بازی انتخاباتی خردادماه تبدیل کنیم

 

موضع نهضت مقاومت ملی ایران درباره ی نمایش های رسوای انتخاباتی در جمهوری اسلامی همواره منطبق با موضع بنیانگذار آن شاپور بختیار درباره ی «همه پرسی» فروردینماه ۵۸ بوده که در پاسخ به پرسش: «جمهوری اسلامی یا سلطنت؛ نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر»، در پیام تاریخی خود به ملت ایران و جهان گفت «من به این جمهوری رأی نمی دهم

زیرا اظهار امتناع او از رأی در آن «همه پرسی» تنها بدین دلیل نبود که یکی از دو پیشنهاد «جمهوری» یا «سلطنت» را رد یا یکی را قبول می کرد، بلکه در اصل ناشی از این بود که «دولت» دعوت کننده به «همه پرسی» را به رسمیت نمی شناخت و برای آن مشروعیت ملی قائل نبود. او از آن پس همواره در همین موضع قاطع خود باقی ماند تا زمانی که سیر وقایع ، حقانیت نظر او، یعنی عدم مشروعیت و عدم صلاحیت قدرت جدید را بطور انکارناپذیر و به بهای سنگینی برای ملت و کشور به اثبات رسانید.

بنا بر این تحریم «انتخابات» هایی  که نه واقعاً انتخابات بوده و نه، در هر حال، نتایج آنها کمترین اثری در سیر وقایع عمده ی کشور داشته، از سوی ما همواره از این اصل سرچشمه می گرفته و تنها به دلیل کیفیت رسوای آنچه به عنوان انتخابات به خورد ملت ایران داده شده  نبوده است.

بر خلاف تصور صحنه گردانان رژیم طاعونی جمهوری اسلامی که درنظردارند نمایش موهن انتخاباتی خردادماه را به وسیله ای برای ابراز قدرت و نشانه ای از تسلط  بر اوضاع تبدیل کنند، ملتِ هر روز آگاه تر ایران که دیگر سالهاست به ماهیت جهنمی این حکومت پی برده فرصت چنین مانوری را به آنها نخواهدداد.

بازی انتخابات در رژیمی که به مدت چهل و دو سال، از راه غارت و فساد و نادانی در مدیریت و شرارت بین المللی همه ی امکانات عظیم بالفعل و بالقوه ی کشوری ثروتمند را تا جایی برباد داده که حال باید برای بودجه ی نظامی به فروش اوراق قرضه ی ملی به ملتی متوسل شود که حتی واکسن ضد پاندمی را هم از او دریغ کرده، چه معنایی می تواند داشت.

آیا اعتراضات سرتاسری آذرماه ۹۶ و آبانماه ۹۹ که به بهای جان هزاران نفر صورت گرفت رأی واقعی ملت در انتخاباتی زنده علیه رژیم آدمکشان حرفه ای حاکم بر کشور نبود؛ رژیم دعانویسان، و به گفته ی نواب صفوی « اوباش‌ها که توی محلات هستند، گردن کلفت‌ها، لات‌ها، به حساب، آن‌ها که عربده‌کش‌های محلات اند» و او گفته بود باید برای قتل بی دینان آنان را متحدکند!

و آیا قطع شبکه ی اینترنت یعنی بستن راه این رأی گیری زنده و واقعی، گواهی روشنی بر هراس این رژیم از رأی منفی ملت به ادامه ی حاکمیتش نبود؟

حنای بازیهای پوچ و بی آبرویی چون «انتخابات» سالهاست که دیگر در نظر ملت ما رنگی ندارد: از هزاران خانواده ی داغدیده از مرگ عزیزان بیگناه خود گرفته تا هزاران زندانی سیاسی، میلیون ها کارگر محروم و مبارز کشور، میلیون ها زنان تحقیرشده، میلیون ها جوانان بلاتکلیف، صدها هزار دیپیلمه ی بیکار، معلمان محروم و تحت ستم و زندانی، بازنشستگان سرقت شده، مالباختگان صندوق های بی اعتبار پس انداز، ورشکستگان بورس کاذب تهران، دهها میلیون مردمی که نان شب در سفره ندارند، و میلیون ها آلونک نشین حاشیه ی پایتخت، و مرزنشینانی که با فقری خانمانسوز دست و پنجه نرم می کنند و به دست عمال این رژیم جان می دهند، و حتی فعالان بخش خصوصی که هیچ نهاد و قانون و تضمینی برای پیشرفت کار آنها نیز باقی نمانده، و در یک کلام همه ی ملت ایران؛ ملتی که چهل و دو سال است در بندهای رژیمِ گروگانگیران به گروگان گرفته شده و جز پایان کامل حکومت مافیایی آنها خواستی ندارد.

بنا بر این توجه به بازی رسوای انتخاباتی رژیم نه از جهت ماهیت شرکت کنندگان در آن یا برندگان و بازندگان آن، که نتایجش در همه حال برای ملت یکسان است، و شوم، بلکه از این روست که به شکست و رسوایی کشاندن هرچه بیشتر رژیم و بازیگران آن، از هر سنخ، در هر بازی فریبکارانه ی آن به دست ملتی بیدار، از وسائل نیل به شکست نهایی و کامل آن است.

در نتیجه، برای ما که همدل با ملت ایران، خواستار برچیدن هرچه سریعتر نظام شوم و طاعونی حاکم بر کشوریم، عمل بایکوت انتخاباتی که همیشه در همه ی جهان از شکل های مهم و شناخته شده ی نافرمانی مدنی بوده، همچنان یکی از حربه هایی است که همواره ملت را به استفاده از آن دعوت کرده ایم و می کنیم.

آخرین باری که ما ملت و همه ی اپوزیسیون آزادیخواه کشور را به چنین تحریمی دعوت کردیم به مناسبت نمایش رسوای انتخابات مجلس یازدهم حزب‌الله بود. در آن نمایش انتخاباتی نیروهای هر چه وسیعتری در این دعوت به تحریم با یکدیگر همصدا شدند و اثر آن نیز آن شد که میزان رسماً اعلام شده ی شرکت کنندگان در رأی، بویژه در پایتخت، برای رژیم هم شکستی بزرگ بود و هم نهایت سرشکستگی.

ما در آن نوبت تنها به انجام تحریم دعوت نکرده بودیم و بر این امر نیز تأکید ورزیده بودیم که همصدایی موجود در دعوت از مردم به تحریم انتخابات خوب و مبارک است اما یکصدایی از آن هم کاری تر و مبارک تر خواهد بود.

از این رو ما همچنان از همه ی خواستاران بازگشت آزادی به کشور و گسستن زنجیرهای بردگی بر پای ملت، یعنی مخالفان جدی رژیم جلاد حاکم دعوت می کنیم که به این تحریم پیوسته، به یکصدا شدن هر چه بیشتر تحریم کنندگان کمک کنند. ما همچنین از هر گام مثبت در راه این یکصدایی صمیمانه پشتیبانی می کنیم.

تا سرنگونی رژیم بربریت ملایان راه درازی باقی نمانده است. اما سرعت بخشیدن به این سرنگونی اجتناب ناپذیر نیازمند اتحادعمل هر چه بیشتر دوستداران آزادی و خدمتگزاران ملت است.

 

ایران هرگز نخواهدمرد

نهضت مقاومت ملی ایران 

یکشنبه، دوم فروردینماه ۱۴۰۰ 

Facebook Comments Box

About اختر نیوز

Check Also

گردهمایی اعتراضی ایرانیان در کلن: نه به فروش ایران، نه به جمهوری اسلامی

فراخوان جهت گرد هم آیی در کلن دوستان ‌و هم رزمان عزيز درود، ۱۲ فروردین …

نه به جمهوری اسلامی ، نه به انتخابات نمایشی ۱۴۰۰؛ ارژنگ برهان

نه به جمهوری اسلامی ، نه به انتخابات نمایشی ۱۴۰۰ اپیدمی عکس العمل: در زبان …

2 comments

  1. vasate fadayy va toudhei

    صفحه نخست » نام ولیعهد پیشین ایران کنار مخالفان نظام پادشاهی، علیرضا کیانی
    https://news.gooya.com/2021/03/post-50121.php
    امیر طاهری و منصور کم بودند کاملیا یک ناشناس سبیلو اورده وسط میدان میگه وسط بازی کردن ممنوع !
    وسط چی ؟
    وسط دیکتاتوری اسد و ملاهای روسی ؟
    وسط دیکتاتوری پرولتاریا و السیسی؟
    وسط کره شمالی و سپاه ؟
    وسط رضا خان و قاسم سلیمانی ؟
    وسط روسیه و چین ؟
    وسط ویتنام و کوبا ؟
    همین جا هم که لیست اورده از اسماعیل خوئی جلوتر از اقای رضا پهلوی اسم اورده و از داریوش اقبالی جلوتر از گوگوش
    اسماعیل خوئی فدایی همان کسی بود که در جنبش سبز به نفع روسیه و غزه و لبنان در اخبار روز علیه مردم ایران که می گفتند : نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران و مرگ بر روسیه گفت : دیشب تا صبح خوابم نبرد . چرا باید مرگ بر یک کشور همسایه گفت ! همین اقا و سازمان متبوعش ۴۱ سال است نه تنها با مرگ بر امریکا که برای مردم ایران مرگ اور و برای روسیه نان اور بوده همراه بود ، بلکه تا همین چندی پیش کار چاق کن جناح روسی چپ حکومت بود مثل زرافشان ، رئیس دانا ، عمویی ، پور مندی ، فتاه پور ، فرخ ، کشتگر ، کریمی ، تابان ، بقراط ، نیکفر …..
    همه این کارزار نه به جمهوری اسلامی در همان بازی اتحاد جمهوری خواهان خلاصه می شود که فدائیان خلق را با یک برچسب جدید به نام اتحاد جمهوری خواهان به جای اپوزیسیون به ملت ایران و همه جنبشهای علیه ملاها و فروش مملکت به روسیه و سوریه و امریکا ستیزی روسی به زور می خواست حاکم کند .
    اقای رضا پهلوی از همه اصول و بنیادهای وجودی خودش و خواست مردم ایران عدول کرده
    فدایی ها از چه چیزی عدول کرده اند
    مجاهدین و سپاه پاسداران و علی خامنه ای هم می توانند مثل اسماعیل خوئی به این کارزار با حفظ تمامی مواضع قبلی بپیوندند
    اما انوقت یک سؤال ساده پیش می اید
    کی قرار است برود ؟
    کی قرار است بیاید ؟
    یا
    چی قرار است برود ؟
    چی قرار است بیاید؟
    مردم ایران که ۴۱ سال است می گویند نه به جمهوری اسلامی !
    اما نه انها روسیه و سوریه و ونزوئلا را هم شامل می شود !
    شما میگویید قرارداد چین چرا محتوایش روشن نیست . البته هرگز نپرسیدید روس ها در قرارداد ۲۰ ساله و در این ۴۱ سال در ایران چه میکردند ​؟ مارکسیست های بولیواری مثل چاوز و کاسترو چه میکردند ؟
    اما سؤال شما درست ا ست :
    باید محتوی هر چیزی مشخص شود . اری به چی ، نه به چی !
    یکبار ملت ایران در ۵۸ به رهبری دو حزب توده و فدایی و به کارگزاری ملاهای روسی در یک اری و نه نامشخص کلاه سرشان رفت . دیگر بس است .

  2. tak sedayy rousi

    اقای رضا پهلوی از همه اصول و بنیادهای وجودی خودش و خواست مردم ایران عدول کرده
    فدایی ها از چه چیزی عدول کرده اند
    مجاهدین و سپاه پاسداران و علی خامنه ای هم می توانند مثل اسماعیل خوئی به این کارزار با حفظ تمامی مواضع قبلی بپیوندند
    اما انوقت یک سؤال ساده پیش می اید
    کی قرار است برود ؟
    کی قرار است بیاید ؟
    یا
    چی قرار است برود ؟
    چی قرار است بیاید؟
    مردم ایران که ۴۱ سال است می گویند نه به جمهوری اسلامی !
    اما نه انها روسیه و سوریه و ونزوئلا را هم شامل می شود !
    شما میگویید قرارداد چین چرا محتوایش روشن نیست . البته هرگز نپرسیدید روس ها در قرارداد ۲۰ ساله و در این ۴۱ سال در ایران چه میکردند ​؟ مارکسیست های بولیواری مثل چاوز و کاسترو چه میکردند ؟
    اما سؤال شما درست ا ست :
    باید محتوی هر چیزی مشخص شود . اری به چی ، نه به چی !
    یکبار ملت ایران در ۵۸ به رهبری دو حزب توده و فدایی و به کارگزاری ملاهای روسی در یک اری و نه نامشخص کلاه سرشان رفت . دیگر بس است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *