پناهنده سياسى كيست؟ عباس ( بابك) رحمتى

عباس ( بابك) رحمتى

پناهنده سياسى ، به كسى ميگويند ، كه سالها برعليه حاكميت عمامه داران ايران مبارزه كرده و در وضعيت قرمز ، جانش را كف دستش گذاشته و از زندان بزرگى بنام ايران فرار كرده باشد. اينچنين فردى ، پناهنده سياسى ناميده مي شود.در واقع چنين فردى ازآن زمان تبعيدي يا خود تبعيدى و يا پناهنده سياسى، محسوب مي شود كه مسئوليت مردم ايران را بر دوش مي گيرد. چنين فردى هرگز مردم را فراموش نخواهد كرد.
پناهنده سياسى كاری بزرگ تر از اين نيز بر دوش دارد. وقتى فرد خود تبعيد شده به دنياى ديگرى در فضاى آزاد و گاها دموكراتيك گام مي گذارد، بسيارى از كارهاي ناتمامش را در دنياى آزاد مي تواند انجام دهد. پناهنده سياسى از نظر بين المللى مي تواند به هموطنان دربندش كمك كند و صداى مردم داخل كشور در دنياى آزاد باشد. او مي تواند در خارج از كشور به جوامع بين الملل شكايت ببرد و از فكت ها، يا مداركى كه احتمالا از كشور با خود آورده ، افشاگر رژيم آدمكش اسلامى باشد. رژيمى كه بارها در جوامع بين الملل محكوم شده است ، بخاطر همين فعاليتهاي پناهندگان سياسى است ! امروزه دنيا بخاطر همين فعاليتهاي نيروهاى پناهنده سياسى (آپوزيسيون) توانسته است رژيم جنايتكار را بهتر بشناسند. رژيمى كه چهار دهه در ايران جنايت كرده، و هم بخاطر صدور اسلام و حفظ بقاى خود ، منطقه را به آشوب كشانده و پايمال كننده حقوق بشر به هر شكلش بوده است . رژيمى كه بنام اسلام ، با تزوير و فريب ، بنام جمهوريت، دست به هر جنايتى زده است. در اين بين بايد گفت سازمانهاي حقوق بشر ، فقط با صدور يك بيانيه، مسئوليت ها را از سرخود باز كرده و باز هم سكوت مي كند. دولتهاى بزرگ و كوچك هم با اين آدمكشان روابط اقتصادى و سياسى بر قرار مي كنند ! و آنها هم يا شريك دزد غافله اند و يا سكوت مي كنند.
پناهنده سياسى بايد اين زنجيره را ازهم پاره كند. در اين آشفته بازار دولتها و كشورهاى ميزبان باز گهگاه پناهنده سياسى واقعى را تحت فشار قرار مي دهند و نه پناهنده قلابى را ! با چنين وضعيتى ، وظيفه پناهنده سياسى مشخص است. پناهنده سياسى بايد هميشه هشيار باشد تا در تله هاى كه بر سر راهش قرار ميدهند قرار نگيريد( نمونه اخير؛ روح الله زم ).بايد گفت نظام فاشيستى مذهبى دست به هر كارى ميزند تا از طريق سياسى و امنيتى در جهت منافع خود به پرنسيپهاى پناهنده ضربه بزند. بايد هشيار بود و فريب شعارهاي رژيم را نخورد.آنها به سياسيون مخالف خود ، هيچ رحمى نخواهند كرد و تا جايى كه بتوانند دستگير و زندان و اعدام ميكند و با زد و بند كشور ميزبان، پناهند ه را به ايران باز مي گردانند. پناهنده سياسى كه جانش را برداشته و فرار كرده است، بايد افشاگر چنين رژيم فاشيستى مذهبى باشد. پناهنده سياسى ، بايد پيام رسان مردمِ ، خصوصا زندانيان سياسى در بند باشد، چه با قلم و چه با قدم !  پناهنده سياسى در كشور ميزبان آزاد است و ترسى به دل راه نمى دهد. تا مي تواند درآكسيون ها و راهپيمايي ها شركت كند و با حفظ هويت ملى خود ، ماهيت سركوبگرانه رژيم جنايتكار را افشاء كند. متاسفانه بعضى ازپناهنده هاى قلابى كه در تظاهرات ها و يا آكسيونها شركت مي كنند، يا مي گُويند ما شناسايي مي شويم. يعنى چون به ايران سفر ميكنيم ممكن است جانمان در خطر بيفتد. يا شركت مي كنند و خود، پناهنده هاى سياسى را شناسايي مي كنند! اينان پناهندگان قلابى هستند، كه هويت ملى خود را به قيمت أرزان فروخته اند و حقيقت را فداى مصلحت كرده و مي كنند. در حاليكه پناهنده سياسى مانند ماهى است كه در آب شنا مي كند و اگر او را از آب بگيرند ، فورى جانش در خطر قرار ميگيرد. پناهنده سياسى هيچگاه حقيقت را فداى مصلحت نمى كند و ترسى از هيچكس بدل راه نمى دهد و با عمامه داران هميشه در ستيز است. با اين تعاريف ، به درك ادامه مبارزه يك پناهنده سياسى بيشتر پى مي بريم . در طرف ديگر افراد ديگرى را مي بينیم كه از دست رژيم فرار كرده و پناهنده هم شده ولى ذهنش ، درعالمى ديگر سير ميكند، از همان ابتداي كار ، بفكر گرفتن اقامت ِخود در كشور ميز بان مي باشند تا پس از دريافت پاسپورتِ كشور ميزبان، به ايران برگردد. اينان بيشتر ، پناهنده هاى قلابى هستند. آگاهي در مورد سياست ندارند و اصلا برايشان مهم نيست كه بر سر ايران وايرانى چه آمده است . پناهنده قلابى از موقعيت و نامهای سياسى و سازمانهاي سياسى استفاده كرده و همينكه درخواست پناهندگى شان پذيرفته مي شود، ادا ها شروع مي شود و به همان نيروهاى سياسى هم توهين مي كند و اگر فرصت يابد، پاسپورت عقرب نشان جمهورى ضد انسانى را گرفته و راهى ايران مي شود تا ابتدا ديدارى با اقوام داشته باشد و در سفرهاي بعدى، تجارتى و سياحتى راه بيندازند! بعضى از اين پناهنده هاى قلابى، حتی در انتخابات قلابى رژيم شركت كرده و براى كانديداتورها و نمايندگان مورد علاقه اشان تبليغ هم مي كنند!

صف رای گیری ایرانیان در فرانکفورت

آنها در همين انتخابات آخرى ( دور سيزدهم) هم كه از قبل مشخص بود خامنه اى، ابراهيم رئيسىِ قاتل رادر آب نمك خوابانده بود تا رئيس جمهورش كنند شركت كرده اند! در واقع مي توان گفت اين يكى از بى پرنسيب ترين عمل پناهندگان قلابى بود. اينان در جشنهاي ايرانى شركت كرده و حتی عكس هم نمى گيرند، مي گويند از ما عكس/ فرتور، نگيريد ، “چون ما به ايران ميرويم”. آنها بخوبى مي دانند كه رژيم فاشيستى او را فرارى داده است، ولى باز به آغوشش باز مي گردند و همانطور كه در بالا آمد ، بعضا بانظام فاشيستى هم همكارى مي كنند. در اين همكارى ها ست كه رژيم، در قدم بعدى از آنها براى نفوذ در جمع پناهندگان واقعى استفاده مى كند. اين در حالى است كه سران رژيم، مهاجرت به كشورهاى پناهنده پذير را حرام اعلام كرده اند. اين به معناى اين است كه عمامه داران هر زمانى كه بخواهند، مي توانند سفر كرده هاى به ايران را دستگير و يا حتی اعدام كنند. اين يكى از پشت پرده هاى ذهن خامنه اى است كه گفته بود : ” سفر مهاجرين ايرانى به كشورهاى خارجى تعرّب بعدالهجره است” [١]احتمالا در جوابى است براى كسانى كه عزيزانشان را در سرنگونى هواپيماى اوكرايني توسط سپاه پاسداران از دست داده اند! ابعنوان هشدار بگويم ، چنين اتفاقى مي تواند عاقبت كار هر ايرانى باشد، خصوصا آنهایی كه در كشور كفر ( ازديد عمامه داران) اعلام پناهندگى كرده و بعد به ايران سفرمي كنند . هوشيار باشيد!.

________________________________________
[١] خامنه اى از اين اصطلاح عربى در سال ١٣٧٩ براى مهاجرين و خود تبعيدى ها استفاده كرده بود. كه به معنى : رفتن به سرزمین کفر و سکنى گزیدن در آن اگر موجب نقص دین مسلمان گردد، تعرّب بعد از هجرت محسوب شده و از گناهان کبیره است. يعنى حكمش اعدام أست!

Facebook Comments Box

About مجید شمس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.