قالب وردپرس
خانه / ایران / دکتر علی نهاوندی پدر چشم پزشکی صنعت نفت و الگوی شاخص طبیب ایرانی

دکتر علی نهاوندی پدر چشم پزشکی صنعت نفت و الگوی شاخص طبیب ایرانی

دکتر علی نهاوندی پدرچشم پزشکی صنعت نفت و الگوی شاخص طبیب ایرانی

فرشید خدادادایان
پژوهشگر تاریخ نفت

تاسیس و ایجاد صنعت نفت در ایران از سوی صاحبنظران همواره با دوگانه  “طلا” یا “بلا” مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. تاثیر نفتی شدن ایران از یکصد و ده سال پیش تاکنون تاثیری شگرف بر وضعیت حال و البته سرنوشت این سرزمین گذاشته است و در میان تمامی این تاثیرات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، هستند افراد و نام آورانی نیز که مسئولیت های اجتماعی خود در قبال ایران و ایرانی را با حداکثر توان به انجام رسانده و ثابت کرده اند در بلاخیز ترین بخش تاریخ نیز می توان به “ایران” و به “انسانیت” متعهد و وفادار بود.

زنده یاد دکتر علی نهاوندی (1388-1293) پدر چشم پزشکی در صنعت نفت از جمله این افراد است که به کار خود متعهد بود و می توان در قامت یک الگوی شاخص طبیب ایرانی از وی و اقداماتش یاد کرد.
علی نهاوندی، سال 1293 خورشیدی، در محله شاپور تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در “دبستان شرف” و دبیرستان خود را در “دارالفنون” سپری نمود و در سال 1318 وارد دانشکده طب شد. وی جزء دومین دانشجویانی بود که زیر نظر پروفسور اوبرلن فرانسوی به تحصیل مشغول شد. سال 1325 با مدرک دکترای پزشکی عمومی از دانشکده پزشکی تهران فارغ التحصیل و دوره کارآموزی خود را در بیمارستان فارابی تهران آغاز می کند. حضور وی در بیمارستان فارابی همزمان است با حضور زنده یاد پروفسور محمدقلی شمس، پدر چشم پزشکی ایران در این بیمارستان و از همین جا بود که دکتر نهاوندی فعالیت خود را بصورت تخصصی در حوزه چشم پزشکی آغاز کرد.
وی سال 1327 به استخدام کمپانی نفت درآمد و پس از اقامتی چند روزه در آبادان به مسجدسلیمان، مرکز فعالیت های کمپانی اعزام شد. وی بخش خدمات درمانی کمپانی در هنگام ورود را بسیار نامناسب و غیراصولی می داند. گزارشی که وی می دهد گویای شرایط نامناسب خدماتی کمپانی در ایام منتهی به ملی شدن صنعت نفت در ایران بوده و با گزارش های دیگری که از آن ایام در اختیار داریم، قابل مطابقت است.

مجله “جهان نو” در نخستین شماره از سال دوم انتشار خود به تاریخ اردیبهشت ماه 1326، یک سال قبل از حضور دکتر نهاوندی در مسجدسلیمان، در سرمقاله خود با عنوان “نفت ایران یا بزرگترین دارایی امپراتوری انگلستان در خارجه” گزارش مشاهدات نماینده خود را که همراه با گروهی از روزنامه نگاران از تهران به مسجدسلیمان رفته بودند، منتشر کرد. در این گزارش می خوانیم «…اما خاطره ای که از این سفر با من مانده و اسباب شگفتی است مشاهده اوضاع رقت بار کارگرانی است که هنوز در کپر زیست می کنند و دیدار کارگرانی است که با روزی هشت ساعت کار و غالبا با ده سال خدمت، در پناه دیوار کارخانه گوگردسازی مسجدسلیمان، چه پیر و چه جوان، نان و تره می خورند(1)


“تراخم”، آبله و سرخک بیماری های شایع آن ایام در منطقه خوزستان بودند. یک سال بعد، نهاوندی جوان این فرصت را یافت تا در تیم پزشکی استاد خود، پروفسور شمس که برای ریشه کنی تراخم به خوزستان رفته بود همکاری کند. آنها با مطالعه بر روی آب های منطقه و همچنین مسئله بهداشت محیط، موفق به کنترل و پیشگیری از انتشار مجدد “تراخم” در خوزستان شدند. دکتر نهاوندی تنها به تخصص خود در چشم پزشکی محدود نماند. وی در مصاحبه سال 1387 با نگارنده به یکی از این موارد اشاره کرد «…در آن سال ها هنوز چیزی بعنوان “بانک خون” وجود نداشت. یک زن زائو در شرایط بسیار خطرناکی به بیمارستان آورده شد و در صورت عدم “سزارین” احتمال مرگ مادر و نوزاد وجود داشت. از سویی در بیمارستان گروه خونی مناسب جهت بیمار نیز وجود نداشت. من در جریان عمل جراحی، از خونی که در حفره شکمی بیمار جمع شده بود استفاده و حین عمل، خون خود بیمار را به وی تزریق کردم. نتیجه رضایت بخش بود. سالها بعد از آن ماجرا در یک ژورنال پزشکی خواندم که بهترین خون برای استفاده در حین عمل جراحی که بهبودی را نیز تسریع می بخشد، خون خود بیمار است. ما آنروز در اتاق عمل بیمارستان مسجدسلیمان این کار را کرده بودیم، سالها پیش از آنکه دانشمندان علم پزشکی چنین موضوعی را تایید و توصیه کنند»
ملی شدن نفت در ایران، تحقق آرزوی دیرینه دکتر نهاوندی بود. وی محرومیت و محدودیت های ایرانیان در مقابل تصمیمات مدیران غیرایرانی کمپانی را دیده و بارها بابت ویزیت بیماران غیرشرکتی در اتاق کار خود توبیخ شفاهی و کتبی شده بود، اما وی عاشق خدمت به مردم بود. دکتر نهاوندی در تمامی سالهای فعالیت خود در صنعت نفت، مسجدسلیمان را جز به اجبار ماموریت های کاری ترک نکرد و عاشقانه کنار هموطنان خود زیست و به آنان خدمت نمود.
به رسم معمول در صنعت نفت، شصت سالگی دکتر نهاوندی در سال 1353 موعد بازنشستگی وی از صنعت نفت نیز بود، اما اهمیت اقدامات و ارزش خدمات این پزشک انسان دوست باعث شد تا رئیس منطقه مسجدسلیمان از مقام مافوق خود درخواست استفاده از دکتر نهاوندی پس از بازنشستگی و بصورت پیمانی را مطرح نماید.
دکتر نهاوندی در تاریخ چهارم دیماه 1353 ذیل برگ دوم قرارداد پیمانی خود را امضاء نمود. این تمدید قرارداد پیمانی تا پیروزی انقلاب، چهار نوبت دیگر نیز تمدید شد تا دکتر نهاوندی سرنگونی حکومت پهلوی را نیز در مسجدسلیمان شاهد و در عین حال تنها به خدمت به محرومان و درمان درد بیماران فکر کند و در این زمینه کوشا باشد.
هنوز ساختار نظام جدید سیاسی در کشور و به تبع آن در صنعت نفت شکل نگرفته بود که دشمن بعثی به خوزستان لشگر کشید. دکتر نهاوندی در چنین شرایطی نیز همچنان بر تعهد خود به مردم پابرجا بود و آماده فداکاری. جنگ تحمیلی محدود به مرزها نماند و طی مدت کوتاهی به بمباران شهرها تسری پیدا کرد. در چنین شرایطی بسیاری از پزشکان حتی بومی خوزستان آنجا را ترک کردند، اما دکتر نهاوندی بیش از گذشته به تعهد پزشکی خود در قبال مجروحان و جنگ زدگان وفادار ماند و لحظه ای به تنها گذاشتن هموطنانش در دوران سختی و عذاب فکر هم نکرد.


تنها درخواستی که به خط وی در سوابق ثبت است، بدین شرح است: ریاست محترم اداره بهداری و بهداشت منطقه مسجد سلیمان، احتراما همانطور که مستحضر هستید بدلیل بمباران های مکرر شهر توسط هواپیماهای مزدور عراقی و نبودن جای امن در محل سکونت مان و نداشتن امنیت جانی در مواقع خطر، خواهشمند است دستور فرمایید در اسرع وقت نسبت به احداث پناهگاه اقدام نمایند و در صورت نبودن امکانی چنین، تا ساختن پناهگاه مناسب از استخر موجود در منزل شماره 178 (منزل سازمانی محل سکونتش) با مختصر تغییری می شود موقتا بعنوان سنگر استفاده نمود. خواهشمند است دستور فرمایید در این مورد اقدام جدی بعمل آورند(2)
سرانجام، جنگ نیز به پایان رسید و خاطرات آن به دیگر خاطرات دکتر نهاوندی از مناطق نفت خیز خوزستان افزوده شد. وی با خدمت به مجروحان و جانبازان، خود را در این دفاع مقدس با دیگر هموطنان سهیم می دانست و بدان مفتخر بود و این افتخار تا یکم مهرماه سال 1377 که دکتر نهاوندی اتاق خود در بیمارستان نفت مسجدسلیمان را برای همیشه ترک کرد، همراه او بود. تولد هشتاد و چهارسالگی دکتر علی نهاوندی در تاریخ 1/7/1377 دومین باری بود که وی از خدمت در صنعت نفت بازنشسته می شد. بازنشستگی که هیچگاه در قاموس او معنا نداشت و همواره عاشقانه به دیگران مهر ورزید. بزرگ منشی و خدمات برجسته دکتر نهاوندی باعث شد تا سال 1384 به عنوان بازنشسته نمونه معرفی شود.
دکتر نهاوندی پس از بازنشستگی به همراه دختر خوانده اش، زنده یاد مریم که از سال 1342 به فرزندی پذیرفته بود، در ویلاشهر اصفهان رحل اقامت افکند و در تمام آن سالها تا هنگام وفاتش در آخرین روز از اردیبهشت سال 1388 جز مهرورزی و عشق به مسجدسلیمان، عشق به مردم و تمامی مخلوقات خداوند، اندیشه و گفتار و کردار دیگری نداشت.
وی شاخص و الگوی یک طبیب ایرانی واقعی و الگوی مناسب برای کسانی است که ارزش حکمت و اخلاق در کارها و مسئولیت ها را می دانند. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

مآخذ:
(1) مجله جهان نو/سال دوم/شماره اول/اردیبهشت1326/صفحه 5
(2) درخواست دستنویس دکتر نهاوندی بدون شماره به تاریخ22/1/1367 منورج در پرونده پرسنلی ایشان

Facebook Comments

درباره ی اختر قاسمی

فرزند نفت ام. در گچساران بدنیا آمدم و در مسجدسلیمان شهری که با نفتش، با شیره ی جان خود و مردم مهربانش ایران نوین را ساخت، بزرگ شدم. از سال 1984 در خارج از کشور زندگی میکنم. در آکادمی هنر در اشتوتگارت تحصیل کردم و بیش از سه دهه است که به کار رسانه، عکس و فیلم و فعالیت های فرهنگی و حقوق بشری مشغولم. به امید آزادی و برقرای دمکراسی در میهنم زنده ام و تلاش میکنم. آرزوی دوباره دیدن شهر عزیزم را دارم و دلم برای شقایق ها و کوه های شهرم خیلی تنگ شده ....

همچنین ببینید

داستان کوتاه راز کوهستان، بابک رفیعی

داستان کوتاه راز کوهستان بابک رفیعی عصرهنگام پیرمرد از کلبه اش بیرون شد، دورترها تا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *