شعر – پورمزد کافی (22)

پورمزد کافی (منظر)

“با خاطرات آن راه” (۲۲)

می خندیم و می رویم
و نرمه ی شوخ نسیمی
با جان ماست

می ایستیم و
به خود می نگریم
شرمسار و خسته
و ناقوس احتضار
بر جان ما می نوازد

می گرییم و می سوزیم
خمیده
در حجم غریب شکست
و ارواح خجسته
به سایه ی ما لعن می کنند

۱۸ اسفند ۱۳۶۷، آلمان
از دفتر (از این فلات پر اندوه)

Facebook Comments Box

About ادیتور

Check Also

شعر(۹۳)؛ پورمزد کافی (منظر)

پورمزد کافی (منظر) (۹۳) همه شد بهار عمرم ز غم و درد نهانی به نفیر …

شعر (۹۲)؛ پور مزد کافی (منظر)

پور مزد کافی (منظر) (۹۲) هر لحظه ام گشایش دردی بود هر ساعت آوار مصیبتی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.