قالب وردپرس
خانه / همکاران / حسن ماسالی / فرهنگ دمکراسی و تفاهم ملی، دکتر حسن ماسالی

فرهنگ دمکراسی و تفاهم ملی، دکتر حسن ماسالی

اختر نیوز – دکتر حسن ماسالی از نادر مبارزان ایرانی ست که سابقه مبارزاتی بیش شصت سال دارد. او از نوجوانی وارد عرصه مبارزه شد و یکی از فعالین جنبش دانشجویی کنفدراسیون بود. در جریان انقلاب به ایران بازگشت و در اولین دور مجلس شورای ملی ایران از جانب مردم ماسال به عنوان نماینده برگزیده شد اما رژیم مانع از ورود او به مجلس شد و پس از این که تحت تعقیب قرار گرفت، مجبور به ترک میهن شد. از آن زمان تا کنون به مبارزات خود علیه جمهوری اسلامی ادامه می دهد. دکتر ماسالی با سیاستمداران خارجی بیشماری نیز ملاقات و گفتگو کرده است. او برای اتحاد نیروهای اپوزسیون تلاش بسیار کرده است. مقاله زیر بخش هایی از سخنرانی دکتر حسن ماسالی در بوستون امریکاست که به مناسبت قتل های سیاسی زنجیره ای نظام اسلامی در ایران انجام گرفت. او  از راهکارها  و ضرورت اتحاد نیروهای گوناگون اپوزسیون سخن گفت.
بدیهی است که اخترنیوز به عنوانی تریبونی آزاد از ارائه نظرات و پیشنهادات افراد و  گروه های مختلف سیاسی استقبال می کند.

فرهنگ دمکراسی و تفاهم ملی

دکتر حسن ماسالی

 

خانم ها وآقایان ، درود برشما

با گرامیداشت خاطره قربانیان دیکتاتوری، دیدگاه خود را درباره علل فجایع سیاسی درایران مطرح میکنم. عقیده دارم که قتل های سیاسی درایران ریشه و علل مختلفی دارند که بطور عمده به ” فرهنگ سیاسی” رایج در جامعه ماارتباط دارد.فقدان ” فرهنگ دمکراسی” نه تنها شامل حکومتگران میشود، بلکه این کمبود در میان  نیروهای مخالف دیکتاتوری نیزبشدت احساس میشود. 

 اکثریت مردم و کوشند گان سیاسی هنگامی که تحت یوغ نظام های دیکتاتوری قرار میگیرند،علیه اختناق و دیکتاتوری حاکم مبارزه میکنند و از آزادی و دمکراسی طرفداری میکنند. اماپژوهش ها و شواهد عینی نشان میدهند که  درک افراد ازمفهوم آزادی ودمکراسی یکسان نیست. بسیار اتفاق می افتد که فرد و یا یک گروه سیاسی- اجتماعی که مدعی آ زادی  و دمکراسی خواهی است ، چندان به مبانی و معیار های آزادی و دمکراسی اعتقاد ندارد ، اما بمنظور ابراز کینه ونفرت  نسبت به عاملان دیکتاتوری،  با معیار” انتقامجوئی ” در مبارزه  شرکت میکند.  بنابراین،” انگیزه ها” و” فرهنگ ” غالب در افراد و جریانهای سیاسی متفاوت هستند .

حال ببینیم فرهنگ اجتماعی و سیاسی در وجود ما چگونه شکل میگیرند؟

جامعه شناسان و کارشناسان روانکاوی اجتماعی اعتقاد دارند که هیچ انسانی ” ذاتاً ” دیکتاتور و یا دمکرات به دنیا نمی آید، بلکه هر فردی که پا به عرصه زندگی و اجتماع میگذارد تحت تاثیر شرایط محیط زیست ، محیط خانواده،  شرایط آموزش پرورش ، و مناسبات سیاسی – اجتماعی که در آن قرار میگیرد، طی روندی” بینش و منش ” و “خصلتهای  ذاتی اش ” شکل میگیرند.

درباره شکل گیری ” فرهنگ سیاسی و روان اجتماعی ” ، قریب بیست سال قبل پژوهشهائی در زمینه” روانکاوی اجتماعی” بعمل آوردم و سپس سلسله مقالاتی درزمینه  شکل گیری فرهنگ عمومی جامعه و موانع رشد دمکراسی در ایران انتشار دادم که اخیرا همراه با سایرمباحث مربوط به فرهنگ دمکراسی خواهی ، درضمیمه کتابم دوباره نشرداده ام و چند جلد از این کتاب را با خودم آورده ام که میتوانید آنها را ملاحظه کنید. دراین جلسه کوشش میکنم که بطور ویژه  به موانع و مشکلاتی که در مسیر شکل گیری  ” فرهنگ دمکراسی و تفاهم ملی” وجود دارند اشاره کنم .

برای اینکه این مبحث بدرستی تفهیم شود ، ضروریست اشاره کنم که”  فرهنگ دمکراسی ” ، بخشی از” فرهنگ عمومی” جامعه محسوب میشود. جامعه شناسان و روانکاوان اجتماعی عوامل مختلفی را درشکل گیری” فرهنگ عمومی” و” روان اجتماعی ” موثر میدانند:

1- مناسبات تولیدی و شرایط اقتصادی(از اینکه مناسبات تولیدی و شرایط اقتصادی عادلانه و  موزون هستند یا از هم گسسته و ظالمانه هستند هرکدام اثرات خود را در شکل گیری فرهنگ عمومی و” روان اجتماعی” بجای میگذارند).

2-  شرایط سیاسی( اگر دیکتاتوری ، ترور واختناق حکمفرما باشند و یا مردم جامعه ازآزادی، دمکراسی،  آرامش برخوردار باشند،  فرهنگ و روان جامعه  نیز  گوناگون  شکل میگیرند ).

3-  نظام آموزش و پرورش ( بد آموزی یا برخورداری از نظام آموزشی دمکراتیک و علمی ، هرکدام به گونه ای اثر بخش هستند).

4– جایگاه طبقاتی  و انگیزه های طبقاتی هرکدام به گونه ای درشکل گیری فرهنگ و روان جامعه اثر دارند.

5- انسانهائی که بطور دراز مدت  در شرایط طبیعی و محیط زیست مختلف زندگی میکنند ( کوهستان، دشت ، صحرا وبیابان، گرما و سرمای طاقت فرسا،  زلزله- سیل-طوفان ، زندگی در شهر یا ده ، سرو کار داشتن با علم- صنعت و تکنو لوژی ) دارای خصلت ها و روحیه مختلفی هستند.

6- حوادث جنگ ، شکست ،پیروزی ، آوارگی  در شکل گیری فرهنگ و روحیه مردم اثرات مهمی بجا میگذارند.

7- دانش اکتسابی و انتقال  تجارب اجتماعی- تاریخی و یا گسست و فقدان آن هرکدام اثرات مثبت و منفی خود را بجا میگذارند.

بنابراین ، مجموعه عوامل فوق در سامانه بخشیدن ” جوهر انسانی ” و شکل گیری فرهنگ عمومی جامعه ما نقش موثری ایفا میکنند. 

” فرهنگ دمکراسی” نیزازبطن ” فرهنگ عمومی” جامعه شکل میگیرد. بنابراین” واقعیت هائی ” که در خانه ، در مدرسه ، در جامعه ، در محیط زیست و در اثر رویدادهای مختلف در ذهن خود ” دریافت ” میکنیم ، طی روندی  درضمیر ما ” درونی” میشوندو ساختار فکری و کرداری ( بینش و منش ) ما را بوجود می آورند و تحت شرایط مختلف تاریخی و اجتماعی” تجدید تولید ” میگردندو نهایتا شعور ، احساس ،و”عادت” های ما را سامانه می بخشند که بصورت ” پندار” ،” گفتار ” و ” کردار ” ما نمود و تبلور خارجی پیدا میکنند.

اگر توجه کرده باشیم ، موقعی که میخواهیم درباره شخصیت و خصوصیت انسانی- اجتماعی یکنفر اظهار نظر کنیم، بطور اخص به ” عادت ” های او اشاره میکنیم: عادت به نوعی رفتار کردن، عادت به شیوه ای سخن گفتن و از لغات و واژه های خاصی استفاده کردن،  عادت به متانت ، عادت به ستیزو خشونت ، عادت به تخریب و اهانت ، عادت به سلوک و همبستگی ، عادت به خوشبینی و شاد بودن ، عادت به بد بینی افسردگی …

بنابراین ” عادت ” های ما ناشی از” واقعیت های ”  مادیت یافته در ضمیر انسانی ما میباشد. البته در زندگی روزمره با برخی از ” واقعیت” ها ” روبرو میشویم که  حقیقت ” را بیان نمیکنند و ” کاذب ” هستند و ازشرایط حاکم جامعه و محیطی که در آن زندگی میکنیم در ذهن خود کسب میکنیم که نهایتا ” شعور کاذب ” ما را تشکیل میدهند. بقول برخی از جامعه شناسان ، ” ایدئولوژی ها”  ناشی از ” شعور کاذب ” هستند که ذهن انسان را آنچنان تحت سیطره خود قرار میدهند که نمیتواند آزادانه و منطقی بیاندیشد.

با این مقدمه میخواهم نتیجه بگیرم که فرهنگ سیاسی حاکم در جامعه ایران” آئینه برگردان ” شرایط و مناسباتی است که سالها به اشکال مختلف در کشور ما حاکم شده است  و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته ، باز تولید شده؛ و نهایتا ” خلق و خوی ” بخش مهمی ازما ایرانیان را تشکیل میدهد.بطور مثال:

فرهنگ حسادت ، فرهنگ تخریب ، فرهنگ لومپنی ، فرهنگ توطئه گری و اهانت ، فرهنگ فرد گرائی و خود محور بینی ، فرهنگ سوظن و نیست انگاری و غیره .اما در کنار این خصائل منفی ، فرهنگ انساندوستی، نیک سرشتی و همبستگی ، خود یاری و دمکرات منشی نیز وجود دارند که در جامعه کنونی ایران بسیار تضعیف شده اند.

چرا در جامعه ایران روز بروز ” پندار نیک ” ، ” گفتار نیک ” و ” کردار نیک ” روند اضمحلال و زوال را طی میکند و فرهنگ عمومی تخریب و نیست انگاری تقویت میشوند؟

عواملی که موجب زوال فرهنگ دمکرات منشی  و انساندوستی شده اند را میتوان بطور عمده بشرح زیر تقسیم بندی کرد :

الف – استمرار دیکتاتوری ، فقدان امنیت قضائی و تجاوز به حقوق دگر اندیشان ، عدم ثبات و تعادل سیاسی – اقصادی ،پایمال شدن حقوق اولیه انسانی ، اضطراب و آوارگی وغیره؛

ب- کمبود ها وضعف های بینشی و ” درونی ”  نخبه گان جامعه ، فرصت طلبی بخش بزرگی از آنان در برابر مراجع قدرت ( اکثریت این افراد بجای اینکه نیروی خود را در خدمت شکوفا ساختن فرهنگ عمومی و فرهنگ دمکراسی قرار بدهند،  نقش فعالی درتخریب همدیگر  و زوال فرهنگ عمومی و دمکرات منشی ایفا میکنند ( درحقیقت نقش واپسگرانه ای برعهده گرفته اند و فرصت طلبانه با تفکر ” منزه طلبی ” و ” پوپولیستی”  دنباله رو مردم عادی و حوادث میشوند و پس از بالا آوردن افتضاحات سیاسی – اجتماعی، نتایج عملکرد خود را به گردن مردم می اندازند و با کبر و خود پسندی مدعی میشوند که ” این مردم بی فرهنگ شایسته همین مناسبات هستند”!!!).

برای اینکه شناخت واقع بینانه  تری  از خودمان دررابطه با ” فرهنگ دمکراسی ” کسب کنیم ، به ذکر چند مثال در مناسبات روزمره خودمان اشاره میکنم:

اکثر ما ادعا میکنیم که انسانهای دمکراتی هستیم. اولین خصلت یک انسان دمکرات اینستکه از ” فرهنگ گفتگو” با دگر اندیشان واهمه ای نداشته باشد. مردم عادی جامعه ایران که دارای فرهنگ بومی ، زبان ، مذهب  و سلیقه های گوناگونی هستند ، در طول تاریخ نشان داده اند که همدیگر را تحمل کرده اند و بیشتر باهمدیگر تفاهم داشته اند . اما نخبگان ( الیت ) جامعه ایران که معمولا باید از شکوفائی فرهنگ اجتماعی بهتری برخوردار باشند، کمتر همدیگر و دگر اندیشان را تحمل میکنند. وقتی به بینش و کردار کوشندگان سیاسی و اجتماعی ایران نظری بیافکنیم ملاحظه میکنیم که ” گفتگو با دگر اندیشان” را خیانت می شمارند و یا از آن واهمه دارند. زیرا:

 1- سالها دیکتاتوری در ایران، موجب شده است که در” ضمیر انسانی” هر کدام از ما، دیکتاتور منشی شکل بگیرد . نا خود آگاه براین باوریم که ” دیکتاتور منشی ما ” بهتر از دگر اندیشان است. اکثر کوشندگان سیاسی ایران با بینش ” آزاد یخواهانه” مبارزه نمیکنند، بلکه با معیار” انتقامجوئی ” مبارزه میکنند. با چنین دیدگاهی نه تنها علیه رژیم دیکتاتوری حاکم مقابله میکنند ، بلکه از رقبای سیاسی خود نیز بیزار هستند و با تمام قوا برضد دگر- اندیشان فعالیت میکنند. در زندگی روزمره شاهد آن هستیم که از عملکرد تخریبگرانه خود بطرز” سادیستی ” لذت می برند و در محافل مختلف بعنوان ” شاهکار های خود ” از فرهنگ حسادت و تخریب خود تعریف میکنند که  ” دیدی پدرش را در آوردم “!!!

2- اکثر کسانی که از” گفتگو” با دگراندیشان واهمه دارند، درحقیقت افراد سطحی و بی دانشی هستند که  بخودشان اطمینان ندارند. ضعفهای بینشی ومنشی موجب میشود که بسیاری ازکوشندگان سیاسی بجای  ” گفتگو ”  و خلاقیت بخشیدن مناسبات سیاسی – انسانی و ایجاد زمینه  برای تفاهم ملی و باز سازی ایران آینده، به فرهنگ ” پچ پچ ” و” مذاکرات توطئه گرانه پشت پرده ” متوسل میشوند.

3- از دیدگاه بسیاری ازکوشندگان سیاسی ایران، دمکرات کسی است که همه نظریات آنها رابی چون وچرا بپذیرد.   دمکرات کسی است که از داشتن هویت سیاسی – تشکیلاتی خود صرفنظر کند و با مصلحت  ما کار کند. فرهنگ سیاسی  در میان ما ایرانیان هنوز به آن درجه شکوفا نشده است که بتوانیم با حفظ هویت مستقل سیاسی ، و ضمن برخورداری از اختلاف نظر ها ، در کنار همدیگر بنشینیم و بر اساس اشتراک نظر ها برای مردم و میهنمان کار کنیم.

4- اکثر قریب باتفاق کوشندگان سیاسی ایران ، هدفشان از مبارزه سیاسی  فقط “جابجا کردن قدرت سیاسی ازدست افرادی بدست افراد دیگری است “. و از آنجائی که برای نوسازی و شکوفائی جامعه ایران طرح وبرنامه ای ندارند، در راه ” تفاهم ملی ” نیز اندیشه نمیکنند.

5- اکثر گروههای سیاسی برای کسب قدرت ” تمامیت خواه ” هستند. هرکدام ازمامیخواهیم که” امام” و”آریامهر” باشیم وفکر میکنیم که خودمان مقبول تر از سایر”امام” ها خواهیم بود. اکثر ما برای نوسازی جامعه  وهمبستگی ملی نمی اندیشیم و با” نیست انگاری” بدنبال کسب قدرت هستیم . بهمین دلیل اگردرتقسیم قدرت سهیم نباشیم، بلافاصله  در تخریب مناسبات سیاسی- اجتماعی جامعه گام بر میداریم.

6- اکثرکوشندگان سیاسی ایران با وجود ناتوانی امکانات و ضعف های تشکیلاتی و مبارزاتی، بعلت فقدان فرهنگ دمکراسی، نظاره گر جنایات ، ویرانگری و عقب ماندگی جامعه هستند، اما حاضر بهمکاری مشترک با نیروهای دمکرات دگر اندیش نمی باشند.

دیکتاتوری های گذشته وحال ، سوظن و ناامنیهای گذشته و حال ، فریبکاری های حکومتگران و رهبران بسیاری  از سازمانهای سیاسی، شکست ها ، ناکامیها و آوارگی ها گذشته و حال ، بی دانشی و کمبودهای انسانی وعقده های شخصی بسیاری از افراد که مدعی ” رهبری ” هستند، همگی موجب شده اند که فرهنگ عمومی جامعه و فرهنگ سیاسی حاکم ، تخریبگرانه باشند. عقیده دارم که این مناسبات و این اخلاقیات و این عادتها با ” نصیحت ” اصلاح نمی شوند، بلکه:

الف – ضروری استکه  تعداد مشخص ومعینی ازفرهیختگان جامعه و کوشندگان سیاسی که بطورنسبی از فرهنگ دمکراسی برخوردار هستند و قادر به همزیستی و همبستگی میباشند، مشترکا برای تحقق طرح های ( پروژه ) دمکراسی خواهی فعالیت کنند. نیرو وامکانات خود را صرف جدال با ” لمپن ها” نکنند. در برنامه عمل مشترکی در داخل و خارج از کشور برای یاری رساندن به جنبش دمکراسی خواهی وشکوفا سازی فرهنگ دمکراسی، کوشش بعمل آورند.

ب – برای چیره شدن به فرهنگ ضد دمکراتیک وتخریبگرانه حاکم، ضروریستکه ازابزارهای  تبلیغاتی مستقل از قبیل  تارنگار، رادیو و تلویزیون که داخل و خارج از کشور را بپوشانند برخوردار باشیم .  

ج- بدون توجه به اتهام زدن ها ولمپن بازیهای عناصر و محافل مختلف، باید ” گفتگو” با افراد و محافل دگر اندیش را در صدر برنامه ها قرار داد. این گفتگو هاباید باز و علنی  وبا سیاست شفاف تعقیب شوند. باید از سیاست ” زد وبند ” و ” پچ پچ ” پرهیز کرد. فرهنگ ” گفتگو ” میتواند عناصر ضد دمکرات و تخریبگر را منفرد سازد، و  راهیابی راهکارهای مبارزاتی مشترک و دمکراتیک را هموار سازد.

د– باتوجه به شناختی که از خصلتها ، توان و پایگاه اجتماعی  نیروهای سیاسی  مختلف ایران- حد اقل در پنجاه سال اخیر – بدست آورده ایم، نباید موافقت کرد که یک گروه ویایکی از احزاب موجود–  حد اقل در شرایط اضطراری  و مرحله گذار پس از برکناری رژیم جمهوری اسلامی –  به تنهائی قدرت سیاسی را بدست بگیرد. بلکه باید اتحاد و ائتلافی از گروهها و احزاب دمکرات در دوران گذار شکل بگیرد ومشترکا زمام امور را برای استقراردمکراسی، مردمسالاری ، تضمین آزادیهای فردی و اجتماعی وهمبستگی ملی دراختیارداشته باشند، وگرنه به هرج و مرج ، بازتولید دیکتاتوری و انتقامجوئی های فرقه ای  خواهد انجامید.

تشکیل حکومت ائتلافی موقت  در دوران گذار ، ضامن تفاهم ملی خواهد بود و زمینه را برای نهادینه کردن دمکراسی و نوسازی ایران فراهم خواهد ساخت . ما وظیفه داریم دوراندیشانه برای چنین شرایطی زمینه سازی کنیم.

       پیروز باشید.

بخش هائی از  سخنرانی دکتر حسن ماسالی در ” بوستون “،  آمریکا( تاریخ 23 نوامبر2003)

بمناسبت سالگرد قتل های سیاسی( زنجیره ای ) توسط رژیم جمهوری اسلامی در ایران.

Facebook Comments

درباره ی اختر قاسمی

فرزند نفت ام. در گچساران بدنیا آمدم و در مسجدسلیمان شهری که با نفتش، با شیره ی جان خود و مردم مهربانش ایران نوین را ساخت، بزرگ شدم. از سال 1984 در خارج از کشور زندگی میکنم. در آکادمی هنر در اشتوتگارت تحصیل کردم و بیش از سه دهه است که به کار رسانه، عکس و فیلم و فعالیت های فرهنگی و حقوق بشری مشغولم. به امید آزادی و برقرای دمکراسی در میهنم زنده ام و تلاش میکنم. آرزوی دوباره دیدن شهر عزیزم را دارم و دلم برای شقایق ها و کوه های شهرم خیلی تنگ شده ....

همچنین ببینید

بیانیه نهضت مقاومت ملی ایران درباره ی قتل وحشیانه ی آموزگار فرانسوی

اختر نیوز، نهضت مقاومت ملی ایران (رهروان دکتر شاپور بختیار) در ارتباط با قتل وحشیانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *