یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

مردمان سرزمین «ایقمان»

مهدی قاسمی
ایقمان کشوری با آب و هوای متنوع، ثروت زیاد و حاکمان پرحرف و سیاستمدار …البته حاکمانش بخاطر این سیاستمدار بودند، چون بر  مردمانی بی سیاست حکومت میکردند. ازاین رو خر مراد خودرا به هر سمت که میخواستند میرانند.
حاکم این شهر از طبقه مذهبی و نامش “کامن” هست.
کامن مردی است که  اعتقاد دارد ،سخنان و کردار و توصیه هایش از طرف خدای خدایان است و همه اعمال و گفتار و رفتار خود را منتسب به خدا میداند.
ظاهری ساده و درویشانه دارد ولی در کاخی تصرف شده ،متعلق به حاکم قبلی است زندگی میکند.
از روزی که سیب زمینی گرون شد ملت کشور ایقمان تصمیم گرفتند که سیب زمینی نخرند و جای آن سیب هوایی مصرف کنند.
و از وقتی هم شیر گرون شده بود همه ماست میخوردند.
آخرین بار که مالیات زیاد شد همه تصمیم گرفتند که بجای پول، جواهرات یا زمین هایشان را  به حاکم بدهند  تا اعتراض خود را به افزایش مالیات نشان بدهند.
کلا مردم ایقمان در این موارد مردمان متحدی هستند! مردمانی که اگرقرار بود بر خلاف تصمیمان غلط حاکمان قدمی بردارند، گامهای متحد و مستحکمی داشتند.
همین مردم قرار است در انتخاب داروغه جدید شهر، بجای نظر به وزیر جنگ به عنوان صدراعظمی جدید به وزیر تشریفات نظر داشته باشند، چون هم صاحب ریش زیبا و خوش تیپ تر است و هم صدای خوبی دارد و چنگ و رباب میزند، در عوض وزیر جنگ جز در افکار جنگ و کشور گشایی و درآودن صدای ناخراشیده شیپور و اخم دایم ابروانش هیچ هنری ندارد.
ایقمانی ها کلامردمان باحالی هستند!!!.
یکی از باحالترین شخص سرزمین ایقمان مردی است به نام “ولش” که فقیراست و بیچاره، شغل هم ندارد! البته سواد دارد. چندی پیش هم حاکم شهر برادرش را  به جرم مخالفت با وی به قتل رساند.
“ولش”نان شب ندارد اما مردی مذهبی است و اعتقاد عجیبی به مذهب سرزمین ایقمان دارد.
مذهب سرزمین ایقمان، “ایشمان” هست .”ولش” یک مرد معتقد و ایشمانی است.
ایشمان یک مذهب ای است که خاصیت خودش را دارد و درآن تضاد های مختلف وجود دارد که توسط “آموند ها” که کاهن های مذهبی هستند و درسلسله مراتب حاکمیت در صدر طبقه اول قرار دارند، تبلیغ واشاعه میشود.
از نظر آموندها خوردن شراب و گوشت خوک حرام ولی خوردن دسترنج و ثروت سرزمین توسط حاکم و خودشان حلال است.
کلا از نظر آموندها هیچ گناهی بالاتراز نرفتن حتی به زور به بهشت از دریچه تعالیم آنها نیست. همه مجبورند با شکنجه و شلاق و حتی با زدن گردنشان به بهشت بروند.این از اولین الویت و رسالت آموندها و مذهب “ایشمان” است.
سلسله طبقات سرزمین ایقمان به ترتیب،طبقه آموندها، مخلوسها وسپه داران است.
مردم عادی از دسته های طبقه بندی خارجند و به حساب نمی آیند. یعنی باید حتما جز سه طبقه فوق باشی تا خوب زندگی کنی وگرنه مثل “ولش” کلاهت پس معرکه هست و باید گرسنه شب را بر بالین بگذارند.
این را هم بگویم که خیلی از مردمان سرزمین ایقمان تفکر و طرز زندگی “ولش”را دارند و صاحب مکتبی به نام “فداییان کامن” هستند.
اعتقادشان این است:
نان نباشد،کار نباشد،آب نباشد ولی سر “کامن” سلامت! چرا که آنها اعتقاد دارند که او از مردان خاص، خدای خدایان “الوه” است.
آنها حتی جای نشیمنگاه حاکم در روزی که برای تفرج به کوهستان رفته بود را بارگاه کردند و از سرشوق به دیدار بارگاهی در خور تبدیل کردند و گروه گروه به زیارت نشیمنگاه حاکم میروند. دست بر سنگ نشیمنگاه میزنند و برای برکت زندگی و یا رفع بیماری و یا بلا، به سر و صورت خویش میمالند.
چندی پیش  گروهی از مردمان جان به لب رسیده ایلمان که اکثراً جوانان بودند بر علیه حاکم دست به اعتراض و شورش زدند که در صف اول سرکوب کنندگان آنها همین”فداییان کامن”بودند.
این مردم با توجه به این همه ظلم در رضایت کاملند و سالهاست که برای هر مشگل و معضلاتشان جک میسازند و میخندند.
مردمان سرزمین ایقمان از کودکی از حاکمانش  شنیدند که همه مشکلات بخاطر وجود دشمن و بیگانگان است.
لذا حاکمان از آنها میخواهند روزی چند مرتبه برای حل مشکلاتشان برای دشمن و اهریمنیان آرزوی مرگ کنند.
مردمان عادی ایقلمان اینقدر فقیرند که نمیتوانند حتی تا چند آبادی آنطرف تر سفر کنند ولی بچه های حاکمان و آموندها در همان سرزمین بیگانگان بهترین کاخ ها و تفریحگاه ها و شکارگاهها دارند و به واسطه تجارت با بیگانگان از کیسه و ثروت سرزمین ایقمان همیشه کیفشان کوک است و لپهایشان سرخ.
چند وقتی است که بیماری سخت کل ایلمان را فرا گرفته که در این مملکت نظر آموندها برای درمان بالاتر از اطبا است. نسخه های آموندها برای درمان حول و حوش دعا به جان حاکم برای گرفتن شفا و استعمال روغن سرخ در منافذشان است.
اگر چه هرروز بر تعداد کشته شدگان این بیماری مرموز افزوده میشود ولی کماکان اراده بردرمان روغن سرخ و یا حب و اندیکسیول ساخت طبیبان آموند نشان، محلولی از آب و روغن سرخ که تنها گزینه انتخاب مردم عادی ست چرا که بخاطر اجازه ندادن حاکم به ورود دارویی موثر از همان دژمنان بیگانه، دارروی من در آوردی آموندها حسابی مصرف میشود! البته سایر طبقات از جمله حاکم از همان نسخه دشمن استفاده میکنند.
هرروز تعداد مرگ و میر مردم عادی رو به افزون است. حاکم همه را غیرراز خودش کافر و دژمن میداند و ارتباط با بیگانگان را گناهی نا بخشودنی میداند، البته این ارتباط فقط مختص مردم عادی است وگرنه حاکمیت و آموندها و طبقات گفته شده دایم در حال مذاکره و بده وبستان  با بیگانگانند…
واقعا مردمان ایقمان خیلی مردم بیچاره و درمانده ای هستند و واقعا خوش به حال مردم سرزمین ماکه هیچ شباهتی به آنها ندارند!
Facebook Comments Box

About اختر نیوز

Check Also

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

غربت واقعی  مهدی قاسمی اون سالها تازه از آبادی برای کارگری به شهر اومده بودم. …

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

اکرام با ختنه! مهدی قاسمی من و دو برادرم با هم تو یک روز رفتیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *