یکشنبه ها با کافی طنز آقا مهدی؛ اینهفته با طنز: قبر مجانی، مهدی قاسمی

طنز: قبر مجانی! 

مهدی قاسمی

 

بیکار بودم، گیر بودم هرجایی برای کار میرفتم، نشد که نشده بود! کارم شده بود خریدن کارتهای بخت آزمایی، گفتم شاید دری از شانس بروی من باز شود. اما حتی یک پاپاسی هم تو بخت آزمایی نمیبردم، گویا بختم بسته بسته بود. تو این همه مصیبت دنیا، کرونا هم اومد و زد وضع کار و کاسبی رو کلاً به هم ریخت. گُل بود به سبزه نیز آراسته شد!

مونده بودم چکار کنم؟ تو همین بالا و پایبن کردن بدبختی های زندگیم بودم که اونروز تو اخبار و به نقل یکی از مسئولین کشوری شنیدم که برای تمام مردم تهران دولت قبر مجانی در نظر گرفته است! هم عصبانی شدم، هم خندم گرفته بود و هم تعجب کردم آخه این دولتی و سیستمی که من میشناختم هیچ وقت چیزی یا خدمات مجانی تا اونروز به مردم نداده بود! حالا چی شده بود که این همه سخاوتمند شده بود، این جای تعجب داشت. تا چند روزی برایم این خبر نقل خنده و جوک شده بود که یکهو یک فکری مثل برق از ذهنم گذشت.

باید راهی پیدا میکردم که یکی از قبرهای مجانی را صاحب میشدم آنوقت نونم تو روغن بود. اونو چند وقت بعد چند صد میلیون میفروختم و به نون و نوایی میرسیدم. ولی مشکل این بود که باید میمردم! این بود که مایوس شدم و موضوع را منتفی شده میدیدم که ناگهان نقشه ای دیگر ذهنم را مشغول کرد.

واقعا باید میمردم! و بهترین راه خودکشی بود. این بود که ساعتها فکر کردم که بهترین راه خودکشی چیه و آخر به این نتیجه رسیدم که خودمو جلو ماشین بیندازم، هم دیه میگرفتم هم قبر مجانی، با یک تیر دو نشون میزدم و وضعم خیلی توپ میشد. حتما الان به فکر من میخندید و میگید بعد مرگم این چیزا به چه دردم میخورد؟ اما اینو بگم که سخت در اشتباهید … من همه اینها رو میخواستم صحنه سازی کنم و با جعل و سند سازی خودمو مرده نشون بدم، هم قبرو بگیرم، هم دیه رو!

البته صحنه تصادف واقعی باید میبود، اما در در حد نمایش و صحنه سازی مرگ و مابقیش با کمک پسرخاله م احمد که وکیل بود صحنه سازی و مستند سازی میشد، غلام پسر اقدس خانم، شوهر دختر عمم هم تو بیمارستان قرار شد گواهی فوت جعلی برام بگیره. قبل از همه اینکارها با بیمه قراداد یک بیمه وفات بستم و دیگه همه چی آماده اجرای نقشه بود.

خلاصه سرتون رو درد نیارم صحنه سازی انجام شد و گواهی فوت جعلی هم صادر شد و یک متن سنگ قبر کذایی هم برای مرحوم مغفور خودم طراحی شد. با احمد پسر دایی ام که وکیل بود، وکالت داده بودم که طرحم را دنبال کند و قرار شد بعد از مرگ صحنه سازی و طراحی شده ام، پیگیر بیمه عمر و قبر رایگانم باشد.

احمد چند روز بعد از صحنه سازی تصادف برای گرفتن قبر مجانی به شهرداری رفت. اون روز خانم متصدی ضمن ابزار تاسف از مرگ من گفته بود: شما باید این مدارک را آماده کنید تا قبر رایگان در اختیار شما قرار بگیرد؛ گواهی فوت، دو قطعه عکس سه در چهار، پر کردن فرم با اثر انگشت متوفی! استشهاد محلی، لیست اموال متوفی و فرزندانش، کپی کارت پایان خدمت یا معافیت! و خیلی مدارک دیگه و در آخر درخواست واریز مبلغ سی میلیون تومان به حساب شهرداری!

وکیلم پرسیده بود؛ اما گفته بودند که قبرها رایگان است؟ جواب داده بودند؛ بله سهم شهرداری رایگان است. ولی سهم دفتر امام جمعه و رهبری و مالیات شامل قیمت میشود و گرنه قیمت یک قبر حداقل چند برابر این قیمت است !

من که آه در بساط نداشتم و تیرم علیرغم این همه برنامه ریزی به هدف نخورده بود، خودم را نباختم و خوشحال بودم که حداقل بیمه عمر دارم و پیش خودم گفتم مهم نیست، احمد را میفرستم، بیمه عمر را پیگیری کند و با پولش هزینه قبر راپرداخت میکنم و اون قبر رو به یک نفر به چند برابر قیمت میفروشم و با باقی مانده پول قبر و بیمه یک زندگی تازه هر چند با هویت  جدید آغاز میکنم…

ازاین رو احمد وکیلم به ادره بیمه رفت و ضمن ارایه اسناد درخواست بیمه عمر متوفی را کرد، که متاسفانه اونجا هم بعداز مدتی دوندگی دست از پا درازتر برگشت و گفت که بیمه عمر شامل من نمیشود، زیرا که زیر یکسال بیمه پرداختم و برای دریافت بیمه عمر باید حداقل ده سال سابقه پرداخت بیمه میداشتم و کلی سنگ اندازی و تبصره الکی دیگه….

در آخرسر من  مرده ای بودم، زنده، بدون قبر، بی هویت و دست از پا درازتر به زندگی ای برگشتم که وعده و طمع قبر مجانی مثل آب و برق مجانی جانم را، هویتم را گرفت و دیگر هیچ نداشتم، حتی همون هیچ هیچ قبلی هم نبودم ، حتی پولی که باید به احمد، وکیلم میدادم را…

Facebook Comments Box

About بابک رفیعی

Check Also

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

غربت واقعی  مهدی قاسمی اون سالها تازه از آبادی برای کارگری به شهر اومده بودم. …

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

اکرام با ختنه! مهدی قاسمی من و دو برادرم با هم تو یک روز رفتیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *