قالب وردپرس
خانه / طنز

طنز

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

شاعر نگهبان نوشته: مهدی قاسمی عاشق شعر بودم، خدای غزل، پیامبر قصیده، فرستاده کلمات نغز و سرباز دلهای عشاق… اون روزها تمام اشعار و نوشته هایم دهان به دهان میگشت و به دل اغیار و عشاق می نشست. دهها عنوان داشتم، استادسخن، شاعر دلها، صاحب افسون کلام و… عاشقان هر …

ادامه نوشته »

عکس روز از شبکه های اجتماعی: تفکیک زباله ها

اختر نیوز در سیر و سیاحت شبکه های مجازی به این عکس برخورد که بعنوان عکس روز شبکه های مجازی انتخاب شد و ضمن تحسین ذوق و ظرافت کاربران شبکه های اجتماعی، آن را بعنوان طنز آخر هفته به ایرانیان خارج از کشور و طنز اول هفته به ایرانیان درون …

ادامه نوشته »

یکشنبه ها با کافه طنز آقا مهدی، سلطانی جنگل

طنز تلخ سلطانی جنگل نوشته:مهدی قاسمی یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا یک جنگلی بود با کلی حیوان و شیری جوان و قوی که سلطان جنگل بود. بر عکس همه قصه ها سلطان جنگل ما سلطان خوبی بود. باعث توسعه و آبادی جنگل شده بود. زورگو نبود، درنده نبود، …

ادامه نوشته »

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

داستان طنز: مرد داعشی نوشته:مهدی قاسمی دشداشه عربی، شکم گنده و بدقواره، عینک دودی، مرموز و کم حرف، ریش بلند و حنایی همه و همه نشانه های همسایه جدید ما بود، که یک هفته ای میشد ک به محله ما اومده بود، او مردی تنها، حدودا پنجاه ساله بود. اینکه …

ادامه نوشته »

یکشنبه ها با کافه طنز آقا مهدی

یکشنبه ها با کافه طنز آقا مهدی اصل کاری نوشته: مهدی قاسمی تو مطب دکتر بودم و منتظر اینکه  خانم منشی منو صدام کنه و برم پیش دکتر. نمیدونستم واقعا چطوری به دکتر  مشگلمو توضیح میدادم  ،بدتر از همه اینکه دکتر هم خانم بود. آخه منم خجالتی و پر حجب …

ادامه نوشته »

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

یادداشتهای فلانی مهدی قاسمی امروز خسته و کوفته از کار آمدم، شنبه هست و باید طنز هفته آینده اختر نیوز را بنویسم، پیش خودم میگم آخر این طنز نویسی چه کاری ست؟ گریاندن مردم سخت تر از خنداندن مردمی ست که به هر دلیلی دچار غم و هجران می شوند. …

ادامه نوشته »

طنز، «عید سعید میلاد» و من و آزمایش پاولف

طنز، «عید سعید میلاد» و من و آزمایش پاولف اختر قاسمی صبحتون بخیر دوستان، امروز خیلی زود از خواب بیدار شدم. یعنی زیادی زود بود! ساعت چهار و نیم صبح! حالا چرا خودم هم نمیدونم. البته حتما برای شما هم پیش میاد که گاهی از فکر زیاد، گاهی از استرس …

ادامه نوشته »

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

یکشنبه طنز در کافه آقا مهدی طنز: رییس  نوشته: مهدی قاسمی خسته بودم، خسته از یک روز طولانی کاری. هوا سرد بود و باد هم می وزید، از اون بادهایی که سرما را تا مغز استخوان نفوذ میداد. من هم مجبور بودم دایم بیرون به کارگرها سرکشی کنم. رئیسم یک …

ادامه نوشته »

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

یکشنبه طنز، ناکام مهدی قاسمی صبح که از خواب بیدار شدم و دیدم یکی دو تار مو توی صورتم سفید شده و یکی دو تا تار هم توی موهای سرم، خیلی جا خوردم! زود پریدم و به بابا و ننم گفتم: من دیگه پیر شدم و آخرش هم زن برام …

ادامه نوشته »