طنز

یکشنبه ها با کافه طنز آقا مهدی

من و شب شعری در کلن! مهدی قاسمی اون روز با توصیه و دعوت این آقاصفای ورپریده رفتم کلن برنامه هنری شب شعر ایرانی. منی که از شعر فقط اتل متل توتوله رو بلدم و از بین شاعرا فقط ایرج میرزا بی ادب رو میشناختم، مونده بودم که حالا چرا …

Read More »

روزكارگر براى كارگران ايران روز اتحاد بيشتر است!

روزكارگر براى كارگران ايران روز اتحاد بيشتر است! مردم ايران امسال ١١ ارديبشت اول ماه مه ،روز كارگر را در حالى جشن مى گيرند كه در ايران عزيز ، دهها هزار تن از جوانان و مردان و زنان و كودكان را بخاك و خون كشيده اند ! رژيم فاشيستى مذهبى …

Read More »

طنز این هفته: بوی تند توتون کاپیتان بلک

مهدی قاسمی صبح خونه امیر،عصرخیابون، شب پیش پرویز، فرداش خونه چنگیز، روزها کف آسفالت خیابون، گاهی شب وسط بیابون! روزگار سگی داشتم. نه که خونه زندگی نداشته بودما، نه، داشتم، از وقتی که زنم مهرشو گذاشته بود اجرا و از خونه ای که با دست مبارک خودم به نامش کرده …

Read More »

داستان طنز این هفته: آرایشگاه دَلّی!

مهدی قاسمی این مدرسه لعنتی هی گیر میداد که کلتونو باید هُل(کچل) کنید و هرکی موهاش از نمره چهار بیشتر بود اول صبح باید از آقای ناظم با شیلنگ کف دستی میخورد…این بود که به بوام گفتم که هرروز دارم از آقای ناظم بابت موهام کتک میخورم و پول بده …

Read More »

طنز این هفته : جعل امضإ

مهدی قاسمی فقط حرف میزدم، فقط قپی میومدم، هیچی نداشتم. هر جا میرفتم میگفتم بابام دکتر بود، ننم مدیر بیمارستان، آبجیم رییس کارخونه، داداشم مدیرعامل بیمه. حالا من نه بابا داشتم نه ننه و اصلا تک فرزند بودم. خودمم آخرین کاری که قبل از زندون رفتنم تو راسته بازارمیکردم گاریچی …

Read More »

داستان تلخ این هفته: قوچ مش حسن!

مهدی قاسمی لامذهب قوچ مش حسن، قوچ نبود که خرس بود، اصلِ گاومیش بود! همه ازش حساب میردند و به شعاع ده متریش کسی جرعت نزدیک شدن نداشت. قوچ مش حسن با شاخهای پیچکی شیپور مانندش که نوک شاخهاش تیز و رو به جلو بود و عضلات و هیکل درشتش …

Read More »

طنز این هفته: خلافکار

مهدی قاسمی هفت ماهه به دنیا اومدم، مادرم سرزا رفت، پدرم در دوسالگی و مادربزرگم که منو بزرگ کرد هم وقتی هفت ساله بودم، از دنیا رفتند.. تا چهارده سالگی پیش عمم بودم که شوهرش منو از خونه بیرون کردف و داییم منو یکسالی نگه داشت و بعد سپرد به …

Read More »

می خوام رئیس جمهور بشم!- مهدی قاسمی

مهدی قاسمی وقتی فقر را، و دشمن تراشی های متوهمانه را می دیدم،، دلگیر میشدم. آخه مگه ژاپن نبود که دشمنش آمریکا بود، مگه آلمان در جنگ جهانی از آمریکا و متحدانش شکست نخورد، مگه اندونزی کشوری مسلمان  با جمعیت بیش از ایران نیست؟! پس چرا آونا با دشمنانشان حتی …

Read More »

یکشنبه ها با کافه طنز آقا مهدی: خاطرات یک شیرازی- مهدی قاسمی

مهدی قاسمی من همیشه از بچگی مظلوم بودم. تابستونا راسته بازاربا گاری دستی بارهای حاجی که تومغازش کار میکردم رو جایجا میکردم، اونم برای چندرغاز . همیشه طبعی بلند داشتم، درستکار و دستپاک . صاحب کارام همیشه ازطرز کارواخلاقم راضی بودند.گاهی هم  با گاری دستی شبا درمحدوده چهارراه زند شیراز، …

Read More »

یکشنبه ها با کافه طنز آقا مهدی: یک ریال اختلاش ناقابل!

مهدی قاسمی روز دادگاه من بیچاره رو به خاطر یک ریال اختلاس ناقابل بله یک ریال محاکمه میکردند! آخه تو مملکتی که میلیاردها دلار پول مردمو میبرن و آب هم از آب تکون نمیخوره، دیواری کوتاه تراز من بدبخت بیچاره پیدا نکرده بودند. پس چی شد این همه اختلاسگر کلان …

Read More »