قالب وردپرس
خانه / خاطرات دوران کرونا / خاطرات دوران کرونا، عفت اقبال از پاریس

خاطرات دوران کرونا، عفت اقبال از پاریس

خاطره عفت اقبال

از روزمره گی های در قرنطینه کرونایی ( سه شنبه ۷ آوریل ۲۰۲۰ )

سه هفته تا یک ماه قبل از سیزده بدر در خانه ماندم و بیرون نرفتم، مگر یکبار برای خرید داروهایم.
در حقیقت جزو اولین کسانی بودم که قرنطینه شدم. چون وقتی خبرها را شنیدم که می گفتند افراد دیابتی و مبتلا به فشار خون در ردیف اول گرفتن ویروس کرونا هستند، به بچه ها گفتم که بخانه ما نیایند. با اینکه دلتنگ نوه ها بودم نخواستم ببینمشان.

چون دولت هنوز قرنطینه را در دستور کار قرار نداده بود و نوه کوچولو به کودکستان می رفت. البته هر روز از طریق ویدیو فیس تایم همدیگر را می دیدیم و می بینیم. از روز سیزده بدر به بعد که کمی حالم مناسبتر شد و هوا هم بهتر، تقریبا هر روز به استثنای یک روز بارانی و بسیار سرد، روزانه بهمراه علی به پیاده روی رفتیم.

در اطراف محل مسکونی ما، محوطه ای سر سبز و بلندتر از سطح زمین است که بیشتر اوقات به آنجا می روم، چون رفت و آمدی نیست تا ریسک آلودگی به ویروس باشد. تا دیروز تمامی زمین سر سبز و پر از گل بوته های بهاری در رنگهای مختلف بود و چندین عکس و فیلم کوتاه گرفتم. امروز گرفتار بودم و فرصت بیرون رفتن نداشتم. بعد از ظهر صدای تراکتور بزرگ شهرداری را شنیدم که چمنهای همان محل را می زند. افسوس خوردم که این همه کار برای افراد شهرداری در این موقعیت حمله ویروس وجود داره، چرا این گل بوته های بهاری که اتقاقا برای تنفس و تمیز کردن هوا لازمه را باین زودی سر می زنند.

علی هم در حیاط بود، وقتی چند بار تکرار کردم و حرص خوردم، علی گفت اینقدر غر نزن! بلند شو حالا که هوا آفتابیه منم می خوام چمنها رو بزنم! گفتم شوخی می کنی؟ گفت نه جدی می گم! منم که دیدم حرفش جدیه، رفتم سراغ چند تا گل بوته بهاری که عاشقشون هستم، چون هیچ زحمتی ندارند، خودشان همینکه هوا بهاری میشه بدون توقع سر از خاک و چمن و سیمان بیرون می زنند و تا روزی که کسی مزاحمشون نشه، گل افشانی می کنند و حتی اگر دقت کرده باشید کودکان هم همیشه در پارک ها از این گل بوته های کوچک می چینند و به مادر و یا اطرافیان شون هدیه می دهند. نوه کوچولوی خودم هم بارها در پارک و یا حیاط خونه برام از این گل بوته ها هدیه داده بود.

بگذریم، هر چه گل بوته در زمین حیاط بود را چیدم و این دسته گل را درست کردم و از طریق پیام گیر خانوادگی به همه عزیزانم فرستادم و نوشتم:
هدیه ای از حیاط خانه برای شما. دل قوی دارید، تا دیداری دوباره.

اکنون هم خواستم از این طریق بشما دوستان گرانقدرم این علامت مهر و عشق و دوستی را هدیه کنم.

عفت اقبال
سه شنبه ۷ آوریل ۲۰۲۰

 

Facebook Comments

درباره ی ادیتور

همچنین ببینید

خاطرات دوران کرونا – جمشید گشتاسبی

در بهاری که بهاری نبود جمشید گشتاسبی، امریکا امسال بهارمان بهاری نبود. همیشه بهار نمادی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *