ادبیات

سرگذشت افتاب (۳۱)؛ افسانه رستمی

سرگذشت افتاب (۳۱) افسانه رستمی آرش مثل همیشه با تکان دادن سر سلام کرد. قلب من مثل سیر و سرکه می‌جوشید. سعی می‌کردم خودم را آروم کنم اما غیر ممکن بود. ترس تمام جانم را گرفته بود؛ ترس از تائید همان حرف‌هایی که آن زن پشت تلفن بی‌پروا به من …

Read More »

شعر ( ۹۵)؛ پورمزد کافی (منظر)

شعر ( ۹۵)؛ پورمزد کافی (منظر) تقطیع هجای عشق بود در ترنم تو تمنای خاموشِ شعر با یاد مناعجاز تلالوئ هزار ستاره ی روشن در چشم تو سکوتی سرد در فریاد من جستمت بی قرار در کنکاش هزار شقایق خندان و رهن مهر تو شکاف قلبم بود ساختمت با تراشه …

Read More »

سرگذشت آفتاب (۳۷) افسانه رستمی‎

سرگذشت آفتاب (۳۷) افسانه رستمی‎ تا ساعت یازده شب اشک ریختم و منتظر ماندم اما آرش حتی تماس هم نگرفت. پسرم بی‌قراری می‌کرد و کلافه شده بود. ناچار شدم برگردم خونه. چراغ‌ها خاموش بود و طبق معمول آرش نبود. بدون اینکه چیزی بخورم پسرم را حمام دادم و خوابیدم. صبح …

Read More »

یکشنبه ها در کافه طنز آقا مهدی

مردمان سرزمین «ایقمان» مهدی قاسمی ایقمان کشوری با آب و هوای متنوع، ثروت زیاد و حاکمان پرحرف و سیاستمدار …البته حاکمانش بخاطر این سیاستمدار بودند، چون بر  مردمانی بی سیاست حکومت میکردند. ازاین رو خر مراد خودرا به هر سمت که میخواستند میرانند. حاکم این شهر از طبقه مذهبی و …

Read More »

شعر جلاد از موریس اوگدان شاعر امریکائی، ترجمه احد قربانی دهناری

شعر جلاد از موریس اوگدان شاعر امریکائی،  ترجمه احد قربانی دهناری توضیح ضرور: این شعر را سال‌ها پیش ترجمه و منتشر کردم، باز نشر آن به‌خاطر آمدن جلاد است و پیامد نه نگفتن ما. بند ١ جلادی به شهر ما آمد، بوی طلا و خون و آتش می‌داد، و تمام …

Read More »

به خاطره ی مُعطر ِعزیز ِشورانگیزم: اسماعیل خویی؛ رضا مقصدی

اشکم مرا یاری نخواهد کرد، می دانم . رضا مقصدی به خاطره ی مُعطر ِعزیز ِشورانگیزم: اسماعیل خویی وقتی سفر می کردم از دیروز – دیروزِدیرینه – تا لحظه های سبز ِ”اسماعیل”. شعری به شکلِ یک غزل،تا انتهای راه- همراه ِجانم بود . میخانه های شهررا شاداب می دیدم . …

Read More »

شعر(۹۳)؛ پورمزد کافی (منظر)

پورمزد کافی (منظر) (۹۳) همه شد بهار عمرم ز غم و درد نهانی به نفیر ظلمت شب به ره و رسم خزانی که در این شب سترون نبود گذار و راهی تو در این ره پر از غم صنما چه می توانی همه مرغ آرزویم به ره تو پرگشاید چه …

Read More »

سرگذشت افتاب قسمت ( ۳۶‎)؛ افسانه رستمی

سرگذشت افتاب قسمت ( ۳۶‎) افسانه رستمی ترس از خانواده و نداشتن هیچ‌گونه پشتیبانی، چه از نظر مالی و چه از نظر عاطفی، تصمیم گیری را برایم بسیار سخت کرده بود. خوب می‌دانستم که ماندن در یک زندگی که کوچکترین جایگاهی نه به عنوان همسر و نه به عنوان مادر …

Read More »

حکایت نی، بابک رفیعی

داستان کوتاه؛ حکایت نی بابک رفیعی پرتو طلائی آفتاب صبح، کران تا کران دامنه شرقی کوه را همچون گوهری در دل طبیعت درخشان نموده بود، علفها از پی شبنم صبحگاهی قد برافراشته و گله گوسفندان مست و مدهوش بوی علف هر یک به سوئی حریص چرا بودند، پسرک چوپان همچون …

Read More »

اسماعیل خویی، شاعر برجسته ایرانی در سن 82 سالگی در لندن درگذشت

اسماعیل خویی، شاعر و نویسنده بنام ایرانی که پس از انقلاب مجبور به ترک ایران و در تبعیدی ناخواسته ساکن لندن شد، صبح امروز در گذشت.   به نقل از صبا خویی، دختر اسماعیل خویی که در فیسبوک خود نوشته بود، پدرش از صبح جمعه گذشته در بیمارستان بستری و …

Read More »