مهمیر(محمود میرزایی) یک دست بی آوا، دو دست یک آوا انبوه دستان توده ها، اما پگَه میکنند ز فریاد پرتکانشان گوش چرخ گردون و دور سپهر خفته را دستان تو هراندازه پرتوان تنها برنیفکند بنیان کینِِ کور چشمان تو هرچه بینا تنها ره نیابد به خرابات عشق و شور بایسته …
Read More »زادروز، شوق و دیدار( شعر)
امیر بهنام ماه سپتامبر همیشه برای من ماه دلنشینی بوده، چون زادروز خودم هست! شوق دیدار تو دارد، سینه پیچ و تابها قایقی افتاده باشد، در دل گردابها عشق و شوق فرسود ما را، انتظار آمد به لب شب به چشم حق پرست ما نیامد خوابها نور مه شد …
Read More »نگاهی ژرف یا چشم باز!
مهمیر(محمود میرزائی) نگاهی با چشم تنگ، و نه با تنگچشمی، با خمیرمایهی روانشناسی توده و سرگذشت و توده شناسانه و فرهنگ شناسی، به هستی ایران و ایرانی: ویدئو کلیپی هست که عزاداران سیهپوش حسینی، آخوند را به خود راه نمیدهند، تیزترین دشنامها را بر او میافشانند و کتکش میزنند و …
Read More »“مخمور”(شعر)
پورمزد کافی (منظر) (۹۹) “مخمور”[ خمار،سرخوش] هاتفم نیم شبی از لب پیمانه شنفت آنچه را نرگس خونریز نیارست که گفت قول بی منزلت از جانب اغیار میار نفحاتی برسان تا شودش گل بشکفت هر نفس تا به قدمگاه رخ یار رسد بایدش گوهر مقصود توانست که سُفت گل از آن …
Read More »زنان شاهنامه ؛ اندیشمند، متکی به خود و آزاده- احد قربانی دهناری
در روزگاری که دختران و زنان ایرانی در خیابان، زندان و تبعید فریاد آزادی سر میدهند، بازخوانی چهرههای زنانه در میراث فرهنگیمان نهتنها ضرورتی ادبی، بلکه وظیفهای سیاسی و فرهنگی است. در بطن شاهنامه، این حماسهی بزرگ، زنانی حضور دارند که نماد شجاعت، خرد، استقلال رأی و عشق آگاهانهاند. آنان …
Read More »در خاک من( شعر)
پورمزد کافی ( منظر) درخاک من(۲۹) دستور، این باغ را ظلام سترون بود و حکم ، قلم را برگ بریدن بود که داغ درفش به گردن سوسن بود خوابی بود مرا تلخ و بر گستره ای که تو بودی گل بود ولی پیچیده در کفن بود تو گفتی که ما …
Read More »ارتباط دعا و نیایش تا واقعیت!
مهمیر( محمود میرزایی) چندی پیش در امریکا رخداد ویژهای خودنمایی کرد که؛ در دهکده ای کوچک بنام (کوه ورنون) در ایالت تگزاس، یک سرمایهدار بزرگ برآن شد که یک کاباره در کنار کلیسای باپتیست بسازد اما کارپردازان کلیسا با فرستادن نامههایی به شهرداری و همچنین با دعا و نیایش در …
Read More »به تو ای همزاد افغان من!
اختر قاسمی در این روزها ،خبر برخورد با افغان ها در ایران مرا هم مانند خیلی ها بسیار متاثر کرد و به یاد آنها و به یاد دوستان افغانم در کابل، فرشته و هارون این چند خط را نوشتم: به تو ای همزاد افغان من به تو مادر افغان من …
Read More »چشمِ کورِ بیداد(شعر)
مهمیر(محمود میرزایی) چشمِ کورِ بیداد افسرده، از چشم ناپویا، میچکد آخرین چکههای اشک امید به امید یکدم شادی، دمی آرامش، شکفتن لبخندی از هوای تلخ و کبود نمیتراود جز بوی سکوت سرسامآور، جز نگاه تحقیر، جز نیشخند و زهرخندی تا دورترین توانِ نگاه توری گسترده به پهنترین بیکرانگی توری از …
Read More »پندار و اندیشه!
مهمیر(محمود میرزایی) پندار و اندیشه! پندار، آن گمان و گمانهای ست که در سر و مغز ما جرقه میزند، یا از دیگری به ما میرسد. این پندارِ خام در برخی کسان و زمان، پایِ پرسش و پویش میگیرد، با اندیشه و کنکاش میآمیزد، در گذر زمان و هوای متفاوت خود …
Read More »
اخترنیوز مولتی مدیا