شعر و داستان

خردگرایی(شعر)

فرهاد صادق زاده خردگرایی(شعر)   منی که امروز اینجام باز تولید یک سلولم به دور از هر خالق از خردگرایی ممنونم تنها، بسیار جنگیدم شبها تنها و پر از تشویش روزها در دست گرفته جان خویش دلم پرپر از عشق، دلم ریش ریش بسیار با رنگها دست به گریبان هیچگاه …

Read More »

آينده ايران!

بابك رحمتى فقط مدافع افكار خودمان نباشيم ، مدافع افكار مخالفان خود هم باشيم. وإلا به آن دموكراسى كه مى خواهيم  ،نخواهيم رسيد.  آینده ایران: كشورهايى كه توانستن  ققنوس وار ،از خاكستر خود برخيزند و به يك كشور توانا و نيرومند و پولدار تبديل شوند چه كشورهايى بودند؟ آيا ايران …

Read More »

روزكارگر براى كارگران ايران روز اتحاد بيشتر است!

روزكارگر براى كارگران ايران روز اتحاد بيشتر است! مردم ايران امسال ١١ ارديبشت اول ماه مه ،روز كارگر را در حالى جشن مى گيرند كه در ايران عزيز ، دهها هزار تن از جوانان و مردان و زنان و كودكان را بخاك و خون كشيده اند ! رژيم فاشيستى مذهبى …

Read More »

    همدم باد صبا(شعر)

پور مزد کافی (منظر) (۷۲)       همدم باد صبا یاد آن شب  که صبا را برِ  ما     منزل بود روشن از نکهت رویش دل بی حاصل  بود یاد آن شب که سریر گل او دل می برد هودج خاطر   او را   دل ما محمل بود تا نبود ماه وش قدسی …

Read More »

میلادی از تهی (شعر)

پورمزد کافی( منظر ) (۱۸) “میلادی از تهی” من از شکوفه ی شعر در لطافت سحر آیا بیرقی می ساختم فراز ؟ رایحه ای در مسیر این نسیم ظلمت کش؟ تو سیب سرخ خشم را به سینه می فشری با گدازه ی دستانت من اما چه دارم؟ من اما در …

Read More »

“از مهر تو”(شعر)

پورمزد کافی ( منظر)   (۱۰) “از مهر تو” از آن که در شکوفه ی چشمانت معجزه ای ست حرفی نیست و شوریده شاعران بیتابان کرشمه های گلبرگهای تواند از آن که در آبشار گیسوانت حکایتی ست حرفی نیست و چاووشی ی قلندران وجود غمناک آیینه ای ست بی تصویر …

Read More »

کاش بوديد!(دکلمه)

بابك رحمتى کاش بوديد! كاش سارا إبراهيمى (دريا) [١]بود ، تا بگويد چه كسى را فرياد مى زد؟ كاش سيما دستجردى بود فرزندش را ديده بود![٢] كاش كودكى كه مى پرسيد؛ پهلوى كيه ، امروز كنارمان بود! كاش سپهرِ بابا ، سپهر خود را پيدا مى كرد و به او …

Read More »

بآری (شعر)

پورمزد کافی از آن ترانه ی بی هنگام آری دیریست گذشته است دیریست سرنوشت صدها هزار جراحت خونبار بر دفتر ایام ما نوشته است دیریست که کابوسی غریب چندان خواب از ديدگان هراسان ما ربوده است که گویی غمگنانه تر از فسانه ی ما در ذهن روزگار هرگز نبوده است …

Read More »

ضحاک گورکن( شعر)

محمود میرزایی (مهمیر) ای اهریمن ضحاکی ای گورکن، بزرگ رهبر، ای ولی وقیح وحشی چه گورها کنده‌ای براستی که ایرانa را گورستان کرده‌ای چه بسیار بهترین فرزندان گوهرین ایران را به گور افکنده‌ای می‌دانم که می‌شناسی این گفته‌ی خیام را؛ بهرام که گور می‌گرفتی همه عــــــمر دیدی که چگونه گور …

Read More »

پرواز سپید بر سپهر آبی پاک ایران!

محمود میرزایی( مهمیر) باخون و خشم داغ و سرخ پرواز به سپهر مهر و آزادی از خودگذشته، جوان دلیر بیدار و بینای ایرانی در گذر است به سوی رسیدن به یک خانواده دیدنِ ایران و ایرانی گشته چنان نستوه و استوار دخت و پور ایرانی که می‌نشاند رقص و آواز …

Read More »