پورمزد کافی (منظر) ( ۹۰) “ویرانی”(شعر) امشب نشسته به ویرانی ی خویشم امشب آشفته ام خرابم پریشم امشب ستاره ای نیست بر پهنه تار آسمان من امشب شکوفه ی شعری رخ بر نکرد از باغ جان من امشب کسی مرا نخواند امشب کسی مرا نگفت امشب بر این نمط که …
Read More »از این اندوه (شعر از ۲ شماره)
پورمزد کافی ( منظر) “از این اندوه” ( ۲) برای برادرم محمود از چینه های بی قراری ام از خشت های نگرانی و گذشت درد ناک زمان بی حضور تو بر طاقتم نمی گنجد از خشتهای بی قراری ام از چینه های آشفتگی و اشک فانوسی ست بی بدیل در …
Read More »“از این اندوه (
پورمزد کافی ( منظر ) برای مادرم (۱۱) “از این اندوه “(۱) شب بی ستاره و من بر براده ی شیشه خفته ام بیگاه و بی شکیب تو کجایی؟ اینجا که منم آیینه ها فرو می شکنند یکایک در سکوتی تلخ و عصب در ضجه ی مداوم مرگ رقم می …
Read More »“از مهر تو”(شعر)
پورمزد کافی ( منظر) (۱۰) “از مهر تو” از آن که در شکوفه ی چشمانت معجزه ای ست حرفی نیست و شوریده شاعران بیتابان کرشمه های گلبرگهای تواند از آن که در آبشار گیسوانت حکایتی ست حرفی نیست و چاووشی ی قلندران وجود غمناک آیینه ای ست بی تصویر …
Read More »برخوان ماه(شعر)
پور مزد کافی (منظر) (۱۱۱) برخوان ماه چونین مزن مژگان به هم بیمار چشمان توام چندین میفکن تیر غم من پای پیمان توام باز آ به دردم باز بین تا با تو گویم شرح این ای مهر تو حبل المتین در بند و زندان توام جور و جفا کم بیش …
Read More »بآری (شعر)
پورمزد کافی از آن ترانه ی بی هنگام آری دیریست گذشته است دیریست سرنوشت صدها هزار جراحت خونبار بر دفتر ایام ما نوشته است دیریست که کابوسی غریب چندان خواب از ديدگان هراسان ما ربوده است که گویی غمگنانه تر از فسانه ی ما در ذهن روزگار هرگز نبوده است …
Read More »از دایره ی پاییز(شعر)
پورمزد کافی( منظر) (۵) “از دایره ی پاییز” با من سخن از قامت دلدار مگویید با برگ خزان دیده ز گلزار مگویید چون لشکر عشاق و صف نسترن آمد بیهوده سخن از ره و دیوار مگویید با مست ز خود رفته در این میکده ی غم دیگر سخن از حرمت …
Read More »“ستایش خاموش”(شعر)
پورمزد کافی ( منظر ) (۶) “ستایش خاموش” دریایی از نسیم میایی و میگذری روز میگذرد من با بنفشه ای بر لب مبهوت رویای ملموست در آرام جای جهانم می شکنم چنین که به تردید ماه از شیار شب میگذرد و زمین گلوله ی سربی ست و باد بر بام …
Read More »“منشور روشنی”(شعر)
پورمزد کافی ( منظر) (۴) “منشور روشنی” شعر زیبایی ست تفسیر کلام فشرده ی نور است در قعر تیرگی و کشنده شکافی بر کمرگاه درد شعر آرامش است گهواره ی پرنیان و بال پروانگان چون نغمه ی نوازش عشقی بر پوست ملتهب قلبم شعر دانایی ست عصاره ی گزینه …
Read More »منشور روشنی(شعر)
پورمزد کافی( منظر) (۴) منشور روشنی شعر زیبایی ست تفسیر کلام فشرده ی نور است در قعر تیرگی و کشنده شکافی بر کمرگاه درد شعر آرامش است گهواره ی پرنیان و بال پروانگان چون نغمه ی نوازش عشقی بر پوست ملتهب قلبم شعر دانایی ست عصاره ی گزینه …
Read More »غزل همراها(شعر)
پورمزد کافی ( منظر) (۲) با من نشین تو گاهی هنگام گفتگو را بشکن تو لحظه ای هم این بغض در گلو را با من بگو ز سروی کز ریشه اش بریدند با من بخوان به شرحی خونین ترین سبو را خنجر کشیده گر شب بر چهر عاشقانت …
Read More »
اخترنیوز مولتی مدیا