قالب وردپرس
خانه / خاطرات دوران کرونا

خاطرات دوران کرونا

خاطرات کرونا، ترس و خطر، جمشید گشتاسبی (امریکا)

خاطرات و خطرات جمشید گشتاسبی “دیوید مرتب خواب خفاش می دید. به پنجره ی اتاق خواب برخورد می کردند یا انگار می خواستند بنشینند اما می لغزیدند و بالهای بازشون شیشه ها را می سابید. اینطور تعریف می کرد. می گفت شیشه ها همه خط افتاده اند. شب ها چند …

ادامه نوشته »

خاطرات کرونا – جمشید گشتاسبی

هر روز و هنوز با کابوس “مرگ پاورچین پاورچین در خیابان ها روان است” این جمله از کتاب “کوری” نوشته ژوزه ساراماگو  نویسنده پرتغالی در ابتدای پیامی تلفنی از عزیزی در وطن آمده بود که البته با حال و هوای این روزها حقیقتی ست اگرچه تلخ اما هنوز هم در …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، جمشید گشتاسبی (امریکا)

اخبار خوب، اخبار بد  جمشید گشتاسبی   مبارک باشد این پیوند همایون باشد این پیوند گرامی باشد این سوگند شکوفا باد بر لب هاتان  همواره این لبخند همایون باد، همایون باد، همایون باد.   عروس و داماد هم تکرار می کردند هرچه را آخوند از روی تیکه کاغذی که دستش …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا – جمشید گشتاسبی

در بهاری که بهاری نبود جمشید گشتاسبی، امریکا امسال بهارمان بهاری نبود. همیشه بهار نمادی بود بر آغازی تازه. سکوئی برای پس زدن هرچه که رنگ و بوی ملال داشت و خیزی رو به تعالی بر بستری از طراوت. امسال اما نه! پیشاپیش می دانستیم حاجی فیروز به خیابان نمی …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، م. س. ایران

  مدت ها بود به فکر بازنشستگی بودم و در ذهنم لحظه شماری برای کارهایی که این سالها انجام نداده بودم.  می خواستم به برنامه های شخصی مثل کلاس عکاسی و تنبک و … برسم و در ضمن مرتب پیش خودم می گفتم که بچه ها بزرگ شدند و من …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، جمشید گشتاسبی (امریکا)

هراس همراه ویروس کرونا بعد از چین و یکی دو سه کشور دیگر به آلمان هم آمد. برادرم می گفت روز اول انگار بفهمی نفهمی همه در نوعی گیجی به سر می بردیم. در دفتر شرکت که همیشه همکاران به هنگام ورود یا خروج دست همدیگر را می فشردند، روز …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، مینا زرین زندانی سیاسی

کرونا به سراغ زندانیان و تعقیب شده گان دهه شصت هم آمد و باز به نفع سود مندان جهانی بازار شکنجه و آزار و تبعيض انسانها عمل کرد و به زیان ما زنان درد کشیده در راه بشریت که تمام وجود و جانمان را برای انسانیت و بشریت، خوب بودن …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، معصومه اسکندری ایران

خاطره ی معصومه اسکندری  از ایران وقتی این خبر که یک ویروس خطرناک وارد ایران شده رو شنیدم، تازه باردار شده بودم. روزهای اول اضطراب شدیدی داشتم به طوری که شب‌ها که میخوابیدم با ترس شدیدی از خواب می‌پریدم. این حالت تقریبا چند روز ادامه داشت و من دیگه کلافه …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، محبوبه دهقان از ایران

خاطره محبوبه دهقان از ایران سلام می خوام راجع به روزهایی بنویسم که مجبور بودیم بخاطر بیماری کرونا تو خونه بمونیم. واقعیتش اون روزا که البته هنوزم کاملا تموم نشده و کم و بیش ادامه داره، هم روزهای خوب و شیرینی بود هم یه جورایی پر از استرس و نگرانی. …

ادامه نوشته »

خاطرات دوران کرونا، مهدی قاسمی

طنز خاطرات دوران کرونا، مهدی قاسمی صبح که بلندشدم، یه کم گلوم خشک شده بود. اولش توجه نکردم ولی همین که یکهو متوجه شدم که زمان، زمان مصیبت کروناست، مثل برق گرفته‌ها ازجا پریدم و شروع کردم به این و اون زنگ زدن که چه نشستید بابا، من کرونا گرفته …

ادامه نوشته »