وقتی ایرانیان ساعت‌هایشان را با هم کوک می‌کنند- پیمان بخشایش

لحظاتی در تاریخ فرا می‌رسند که شهروندان گویی ساعت‌هایشان را با یکدیگر کوک می‌کنند؛ به فهمی مشترک می‌رسند که از این پس باید جور دیگری زندگی کرد. رفتارهایی که تا دیروز عادی شمرده می‌شدند، پذیرفتنی نیستند و مسئولیت‌هایی که همواره به دیگری واگذار می‌شدند، به تعهد همگانی تبدیل می‌شوند. چنین توافقی را می‌توان یکی از نشانه‌های بلوغ اجتماعی دانست.

جامعه با یک اعلامیه بالغ نمی‌شود. اما می‌تواند به نقطه‌ای برسد که خواست تغییر در خانواده، مدرسه، محیط کار و نهادهای عمومی ریشه بگیرد. برای ایران، این نقطه می‌تواند آغاز یک پیمان روشن شهروندی باشد:

۱. از این پس، راست‌گویی را مبنای اعتماد قرار می‌دهیم. دروغ را به نام زرنگی توجیه نمی‌کنیم؛ از خودمان تا بالاترین مقام کشور انتظار صداقت داریم و اعتراف به اشتباه را فرصتی برای اصلاح می‌دانیم.

۲. از این پس، فحاشی و تحقیر را زشت می‌شماریم. می‌توانیم صریح اعتراض کنیم و سخت‌ترین نقدها را بنویسیم، اما مخالفت را به مجوز توهین تبدیل نمی‌کنیم. این مسئولیت در فضای مجازی نیز برقرار است؛ پشت صفحهٔ تلفن، کرامت انسان‌ها از میان نمی‌رود.

۳. از این پس، برابری حقوق زنان و مردان را در عمل به رسمیت می‌شناسیم. این برابری باید در قانون، خانواده، آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی دیده شود. زن ایرانی برای برخورداری از آزادی و فرصت برابر، نیازمند اجازهٔ دیگری نیست.

۴. از این پس، هر ایرانی خود را در برابر محیط زیست کشور مسئول می‌داند. خیابان، جنگل، رودخانه و ساحل، بخشی از خانهٔ مشترک ما هستند. باید به فرهنگی برسیم که گاهی یک نگاه محترمانه برای یادآوری مسئولیت کافی باشد؛ فرهنگی که آموزش، خدمات عمومی و اجرای عادلانهٔ قانون از آن پشتیبانی کنند.

۵. از این پس، آیندهٔ فرزندان ایران دغدغهٔ همهٔ ماست. کودکی که از آموزش، تغذیه یا امنیت محروم است، مسئلهٔ تمام جامعه است. باید برای پرورش نسلی سالم، ورزیده، آگاه و برخوردار از دانش تلاش کنیم؛ نسلی که فرصت پرسیدن، آموختن و شکوفاکردن استعدادهایش را داشته باشد.

۶. از این پس، آزادی رسانه‌ها را حق جامعه می‌دانیم. مطبوعات، رادیو، تلویزیون و رسانه‌های دیجیتال باید بتوانند دیدگاه‌های مختلف را بیان و صاحبان قدرت را نقد کنند. شهروندان برای تصمیم‌گیری مسئولانه به اطلاعات دسترسی می‌خواهند و حکومت باید پاسخ‌گو باشد.

۷. از این پس، در ارتباط با جهان مسئولانه رفتار می‌کنیم. سیاست خارجی وظیفهٔ نهادهای پاسخ‌گوی کشور است؛ اما رفتار هر یک از ما با همسایگان، گردشگران و شهروندان دیگر کشورها نیز در ساختن اعتماد نقش دارد. مهمان‌نوازی، انصاف در معامله و احترام به تفاوت‌ها، زمینهٔ روابط پایدار را تقویت می‌کنند.

۸. از این پس، منش خود را بخشی از اعتبار ایران می‌دانیم. میراث چند هزار ساله زمانی در رفتار امروز ما معنا پیدا می‌کند که خوش‌قول، محترم و قابل اعتماد باشیم. هیچ ایرانی نمایندهٔ تمام مردم کشور نیست، اما هر یک از ما می‌توانیم در تصویری که دیگران از ایران می‌سازند سهمی داشته باشیم.

۹. از این پس، دانش، کار و حرفه‌ای‌بودن را ارج می‌گذاریم. احترام اجتماعی باید نصیب کسی شود که درست می‌آموزد، مسئولانه کار می‌کند و به جامعه خدمت می‌رساند. رعایت استاندارد، وقت‌شناسی و تعهد به کیفیت باید از مدرسه تا اداره و کارخانه ارزش شمرده شود.

با چنین تعهدی، جامعه به معنای انسانی کلمه، خانوادهٔ بزرگ ما می‌شود؛ خانواده‌ای گسترده که اعضایش با وجود اختلاف عقیده، نسبت به سرنوشت یکدیگر بی‌تفاوت نیستند. این پیوند با آزادی فردی و حق متفاوت‌بودن سازگار است. هیچ‌کس قرار نیست برای پذیرفته‌شدن، شبیه دیگران زندگی کند.

کشور و محیط زیست آن نیز باید خانه و حیاط مشترک ما باشند. همان توجهی که به پاکیزگی و امنیت خانهٔ خود داریم، باید به کوچه، شهر و طبیعت ایران گسترش یابد. زباله‌ای که پشت در خانه می‌ریزیم، از مسئولیت ما خارج نشده است؛ فقط به بخش دیگری از خانهٔ مشترک منتقل شده است.

من به‌عنوان یک پادشاهی‌خواه و حامی شاهزاده رضا پهلوی، چنین بلوغی را بخشی از ساختن ایران آینده می‌دانم. تغییر حکومت زمانی در زندگی مردم ریشه می‌دواند که با قانون عادلانه، نهادهای پاسخ‌گو و تحول رفتار روزمره همراه شود.

کوک‌کردن ساعت‌ها یعنی بر سر زمان آغاز این مسئولیت توافق کنیم: از خودمان شروع کنیم، از صاحبان قدرت پاسخ بخواهیم و ایران را خانه‌ای بدانیم که آیندهٔ آن به رفتار و تلاش همهٔ ما وابسته است

Facebook Comments Box

About مجید شمس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *