زن زندگی آزادی، رنسانس ایران!

مهمیر(محمود میرزایی)
بودن، یا نبودن؟ پرسش این‌ست!
“ویلیام شکسپیر”

بودن من، یا بودن خاک؟
خاک، سرزمین، میهن …
برای چیست؟
گر نمی بودم، گر نباشم پنداری از خاک و زمین و میهن دارم؟
آیا نمی‌بایست نخست باشم تا خاک را ببینم و دریابم،
گر ما و من‌ها نباشیم، خاک، بوم، بر، زمین، سرزمین مفهومی دارد؟
از هزاران سال پیش بیگانگانی آمدند و سرزمین ما را گرفتند، ولی چون ما ماندیم، ایران را پس گرفتیم.
پس باید باشیم، بجنگیم و میهن را پس بگیریم. پس …
چو ایران نباشد تن من مباد درست نیست.
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد هم درست نیست. و چه نادانانه فریاد زدند؛

“می‌جنگیم، می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم” !!!

 

و کسی جز من نپرسید؛ گر بمیری چگونه میهن را پس می گیری؟!!!؟
نیندیشیده سخن گفتن همچو طبل تو خالی ست و پیامدهای ناخوش دارد.

ارزش خاک و آب در “روییدن” است.

روییدن، جوانه زدن، شکوفیدن، زادن است. زایش سرآغاز زندگی ست. زایش برای زیستن است! پس این زندگی، زنده بودن، زیستن است که پدیده‌ها همه برای اوست.
بی بودن و زیستن زمین و آب و هوا به چه کار؟ به چه سود؟
زمین را می‌آلاییم تا بهتر زندگی کنیم.
زمین سوخته، کویر بی‌جان، کویر بی من و ما را چه بار، به چه کار؟
زندگی زیبا ست ای زیبا پسند
زنده اندیشان به زیبایی رسند
و بودن تو و من و ما با زایش در زن و از زن آغاز می‌شود!
زن زندگی می‌آفریند و زندگی نیک آزادی می‌خواهد!
پرفروغ، پایدار و پیروزباد؛

زن زندگی آزاد

مهمیر، مردادماه ۷۸۶۳ میترایی،

۱۴۰۳خورشیدی،
۲۰۲۴ مسیحی چلیپایی
Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *