کنسرت سیوان و زانیار خسروی!

 محمود میرزائی (مهمیر)
در کاخ نیاوران، هم‌زمان با سالگرد جنبش شاد جوان‌سالار سرنگون‌ساز(مهسا/ ژینا) چنبره‌ی آخوندی، برای دگرگونی سیاسی و برپایی سامانه‌ی کشورداری مردم‌سالار، دموکرات و لاییک، برای برابری قانونی همگان در همه‌ی زمینه‌ها، آزادی اندیشه و حق گزینش شیوه‌های گوناگون زیستن، با کنش‌های نیک و بهروزوند!
این کنسرت با هر انگیزه‌ای از سوی برگزارکنندگان آن، نشان از نیروی پیروزمند جنبش ژینایی 《زن  زندگی  آزادی》 دارد.
در سراسر سرگذشت  دیرپای ایران کهن، چنین رویدادی نبوده. چرا اکنون چنین رخ می‌دهد؟
با جنبش شاد جوانسالار ژینایی، جوانان با آتش زدن و سوزاندن روسری زورچپانی که نماد ایدئولوژیک آخوند شیعی اسلامی ست، چو با رقص و آواز و شادی، ستونِ چماقین آخوند را شکست. گر چنین نمی‌بود، گر جوان آزادی‌خواه ما چنین شکستی را به پیکر ناپاک آخوند وارد نکرده بود، چگونه می‌شد اکنون دنباله‌ی این شادی سه‌ساله چنین گسترده و ژرف‌تر گردد؟!
با هر انگیزه‌ای که این کنسرت برگزار شده و کنسرت های دیگری چون کنسرت پرستو احمدی و دیگران، و هم آنچه همایون شجریان در پیش داشت، و آنچه پس از این پیش آید، همه و همه بخشی از دستاوردهای جنبشی ست که هنر و رقص و شادی ابزارش بوده و هست! ولی این جنبش شاد لاله‌های رقصان جوانانی ست که از خون نوید و نیکا نیکتا و حدیث و آهو و پویا و ستار و بکتاش و مختاری‌ها، از خون‌های ریخته شده از هزاران هزار نازنین فرزندان بی‌گناه تیر و تیغ خورده و بر دار شده سیرخون (سیرآب) می‌شود.
آنچه مدعیان رهبری جنبشی برای آزادی نتوانستند و نکردند، جز با هم ستیزیدن، جوانان با هنر و شادی به اینجا رسانده‌اند و باز پی خواهند گرفت. ایرانی ستمکش دریافته که به واعظان بی‌عمل بیرون نشسته در جای گرم و امن نتوان امید بست.
آنها که برای کنسرت همایون یا پرستو جنجال بپا کردند خود چه کرده‌اند؟ ای‌کاش کسانی که همواره هر کنشی را نکوهش می‌کنند، ارزنی از شعور و کار جوانان درون ایران را می‌داشتند. شادی مردم درون ایران کنش و واکنشی ست در برابر سوگ سیاه آخوندی!
توده‌ی جنبش ژینایی، لشگر جوانیست که رهبرش هنر و هنرمند است و میوه‌اش شادی و دهن‌کجی به آیین پوسیده‌ی آخوندی!
هرکس این نفهمیده و نمی‌فهمد در گرداب باتلاق پوسیدگی و کوری همچو آخوند گرفتار است.
جوان ایرانی با دست خالی نمادهای آخوندی را شکسته، فرو ریخته، و وارونه‌ی پلیدی‌های سیاهی و سوگواری و غم و اندوه آخوندی، پادزهری ساخته که آخوند اهریمنی را به زانو انداخته است.
گر تیزبینی و شعور و دانش دریافت آنچه جوانان دلیر ما می‌کنند، ندارید، خفه شوید و دم نزنید!
باز می‌گویم؛ هم اگر چنین کنسرت‌هایی ترفند آخوندی باشد، بازهم چیزی نیست جز شکست همه‌گونه‌ی آخوند.
این شکست چنان است که از نوحه و تعزیه، دست به دامان موسیقی و آواز و رقص نازنین دختران زیبا، بدون آن حجاب زورکی شده‌اند.
به آنکه خرده می گیرد، می‌گویم؛
گر تو بهتر می‌زنی، بستان بزن!
فروزان و فرازان باد جنبش شاد جوان‌سالار دگرگون‌ساز  《زن  زندگی  آزادی》
پاینده، ژرف و گسترده باد
《پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک》!
نیکی فرآورده‌ی خرد است.
خرد فرزند آمیزش مهر و دانش است.
مهر و دانش گل شکفته از پرسش و اندیشه است.
فروزان و فرازان باد جنبش شاد

زن   زندگی   آزادی
‌     تا پیروزی، رهایی

 ۲۴ شهریور ۷۸۶۴ میترایی،
۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵ ترسایی
Facebook Comments Box

About بابک رحمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *