تهیه و گزارش :بابک رحمتی

قدردانى از مبارزان و آسيبديدگان انقلاب ملى ايران:
در نشست مونيخ موضوع آسيب ديدگان جنبش مهسا و يا بهتر بگوئيم؛ مبارزان راه آزادى كه توسط مزدوران خامنه اى چشم و یا چشم هاى خود را از دست داده بودن، حضور چشمگيرى داشتند كه آنها را از طرق مختلف و احتمالن توسط شاهزاده براى ادامه درمان به خارج از كشور آورده اند.البته، تعدادى از اين مبارزان هنوز در ايران هستند كه توانسته بودن پيام هاى خود را از طرق مختلف به دست مسئولين اين نشست برسانند . تعدادى هم بطور مستقيم پيام مى دادند، كه ما در اين گزارش به تعدادى از آنها اشاره خواهيم كرد.
-رضا و على طاهرى از مجروحان جنبش ١٤٠١ گفتند: ما با شاهزاده همكارى مى كنيم بايد همه باهم همكارى كنيم تا اين رژيم را سرنگون كنيم وگرنه هر چه بيشتر طول بكشد ايران خاكستر خواهد شد. يكى از آنها گفت :”يا مرگ يا آزادى ، جاويد شاه”
-سامان پور: هيچ وقت جمهورى اسلامى اينقدر ضعيف نبوده است و ما اينقدر قوى نبوده ايم!
-مسعود بازرگانى: او هم از جنايات رژيم گفت و در پايان گفت ؛”تنها راه نجات ، راه اتحاد است”
-نورى: آسيب ديده چشمى گفت؛ وقتى اين صحنه امروز ديدم انگيزه بيشترى گرفتم.
-محمد فرضى: آسيب ديده ١٤٠١ گفت هيچ دينى را قبول ندارم امما كعبه ى من يك شخص است!! که منظورش احتمالاً نمادین بوده؛ چیزی که به آن تکیه و باور قلبی دارد، نه لزوماً دین رسمی.
همچنین گفته است که فرزندانش شناسنامه ندارند، سه ماه است شیر خشک نوزادان را آزاد تهیه میکنند، امکان استفاده از بیمه درمانی ندارند و همه هزینههای درمان را شخصاً میپردازند.
خلاصه پيام :
صحبتهایش بیشتر برای نشان دادن فشارها و سختیهای زندگیاش تحت شرایط موجود در ایران بود؛ و در عین حال برای حمایت از اپوزیسیون و آیندهای متفاوت برای کشور.
-الهه توکلیان یکی از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات سال ۱۴۰۱ ایران است.
در «همایش همکاری ملی برای نجات ایران» که در مونیخ برگزار شد.او بهعنوان یکی از آسیبدیدگان چشمی بر روی صحنه حاضر شد و تجربهاش را از این آسیب دیدن بیان کرد. در صحبتهایش گفت که برای اولین بار با شاهزاده رضا پهلوی دیدار کرده است. او شاهزاده را پدر خود دانست و گفت او را قلبن دوست دارم.
-يلدا دهقانى زندانى سياسى ١٤٠٢ ، يلدا، زندانی سیاسی سابق اهل بندر انزلی، است ، به بیان تجربیات خود از دوران بازداشت و شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی پرداخت. او در این سخنرانی، از شکنجههای جسمی و روحی و حتا تجاوز در زندان گفت و بر لزوم اتحاد ایرانیان برای مقابله با رژیم جمهوری اسلامی تاکید کرد. 
یلدا دهقانی در سخنرانی، خود ، با اشاره به زخمهای عمیق روحی که از سوی رژیم جمهوری اسلامی بر جانش نشسته است، شديد اشاره كرد و در پايان گفت «زخمی عمیق بر جان دارد و از سفاکان جمهوری اسلامی نفرت دارم»
-مظاهر حيدرى: همان چوپان مبارزى است ، كه كليب هايش گل كرده بود . مظاهر از آسيب ديدگان ١٣٩٦ و ٩٨ است ، كه آنروز در سالن همايش حضور پيدا كرد و گفت:افتخار مى كنم كه شاهزاده را در مقابل خود مى بينم . او در ادامه از فعاليت هايش سخنران راد و گفت ، با دوختن لب هايم و چشم ها ، اعتصاب غذاى خشك و تر را ادامه دادم كه دكتر به من گفت ؛ما به مبارز زنده احتياج داريم!
در طول ٢٢ روز هيچ دارو و سرمى دريافت نكردم . كل كادر بيمارستان گواهى كردن كه حالم ،خوب نيست بايد مرخص شود! مظاهر حيدرى ،در پايان گفت : راه ما حق است، تفاوت ها از زمين تا آسمان است!در پايان گفت: بخوانيد در گوش باد:«چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» بنام خداوند رنگين كمان ،«كيان پير فلك»، دست بدست هم بدهيم كه مادران ديگر داغدار نشوند.
-فاطمه حيدرى: خواهر جواد حيدرى از جاويد نامان ١٤٠١ : وى سخنان خود را بنام ايران آغاز كرد بنام آنان كه تاريخ آيندگان را براى ايران خواهند نوشت. درود بر مردم شريف ايران كه جسورانه بر روى خون و رنج ايستادن و ادامه دادند. متن سخنرانى فاطمه ؛ من اينجا ايستاده ام تا به عنوان خواهرى دادخواه كه برادرم جواد حيدرى با گلوله جنگى مورد هدف قرارگرفت و جسمش گروگان گرفته شد تا جان دهد! بعنوان عضوى كه كرد هستم، درسالها تا كهنسالیش هر روز به زنجير كشيده شدن و زير آوار گلوله ، باتوم و اشك آور ايستادن و احكام سنگين در سالها تا ١٧ سال زندان و تبعيد و شلاق را به جان خريدند ولى هرگز سرخم نكردند ! آمده ام بگويم قدردان حمايت ها و مهرتان هستيم . اين رنج همه خانواده هاى دادخواه است كه از زبانم جارى شد.
ملت ايران ، مظلوميت شما را زمانى كه خامنه اى به سوراخ خزيد و پنهان شد ديدم. سوراخ هايى كه بزودى گور تاريخ اشان خواهد شد.من اينجا نيامدم كه مظلوميت امان را ثابت كنم ، من آمده ام كه بگويم ؛ مظلوم بودن انتخاب ما نيست!
ما اينجا ايستاده ايم نه فقط براى يادآورى كه براى اتحاد، نه فقط براى ايران كه براى امنيت و آرامش جهان ، نه فقط براى سوگ كه براى سوگند، ما سوگند مى خوريم تا پيروزى كامل را ادامه دهيم.امروز دنيا صداى ما را مى شنود ، پس رسا مى گويم ؛ جهان ناگريز است كه از ملت ايران حمايت كند.ذات و بقاى جمهورى اسلامى براساس ناامنى جهان پايه ريزى است. اين با مذاكره حل نخواهد شد. بقاى اين رژيم، ايران را يك گام به خشكسالى نزديك تر مى كند! نشانه هاى اين قحطى آب و همين امروز در بى برقى هم قابل مشاهده است.علاوه بر اينها آلودگى هوا و نابودى منابع را هم مى بينيم.
موج مهاجرت اجبارى دير يا زود به مرزهاى كشورهايتان خواهد رسيد . بجاى دلسوزى هاى دير هنگام امروز در كنار ما مهاجران بايستيد.
پيروزى ما پيام آور صلح و ثبات در جهان و منطقه است. فرداى آزادى ايران ، نه تنها كسى برنمى گردد بلكه ايرانيانسرفراز ، باعشق و با افتخار از خارج به وطن بر ميگردند. مبادا بدام تبليغات دروغين كاسبكارانه سياستبازان بيافتيد.همانها كه سالها از خون مردم ايران ارتزاق كردن و اكنون هرج و مرج دوران گذار را بهانه اى براى تنفس دادن به جمهورى اسلامى قرار دادند.
ايران بر شانه هاى فرهنگش ايستاده است، فرهنگى كه هزاران سال فرهنگ و زبانش هرگز دچار هرج و مرج نخواهد شد و ايران فراموش نخواهد كرد كه امروز چه كسانى در كنارش ايستاده اند.ايران آينده بر سيستم محورى و خرد جمعى بنا خواهد شد و براى گذار به آن آينده، من در كنار هم ميهنان در جاى جاى ايران ، در تخت جمشيد ، آرامگاه فردوسى ، حافظيه و ورزشگاه ها و كف خيابانها، دست اتحاد به شما و شاهزاده مى دهم. فرزند آريامهر ، محمد رضا شاه پهلوى ، بزرگ مردى كه به حق محبوبيتى در دل ملت ايران دارد . ايران دوباره خواهد درخشيد. پاينده ايران.
-مرضيه آدينه زاده:(خواهر ابوالفضل آدينه زاده) درود
مرضيه سخنرانى اش را با چگونه كشته شدن برادرش آغاز كرد. برادر ١٧ ساله اى كه در خيابانهاى مشهد با ٧٠ گلوله ساچمه اى به قتل رسيد. وى ادامه داد اينجا ايستاده ام نه تنها بنام أبوالفضل بلكه بنام همه كودكان و جوانانى كه بدست جلادان كشته شدند و صداى اعتراض شان خاموش ماند.امروز اينجا ايستاده ام تا آنها كه صداى اشان در جهان شنيده نمى شود، باشم و صداى آنها كه حتا يك روز فرصت زندگى نداشتند باشم . سكوت در برابر اين بى عدالتى ها ، خيانت است و همدستى با ظلم و جنايت است.من اينجا ايستاده ام تا بگويم ؛ ما خواهان پايان جمهورى اسلامى و پايان سركوب مسئولان جنايات هستم .ما بدنبال آينده اى هستيم كه در آن مردم ايران از آزادى و كرامت انسانى برخوردار باشند و اينجا دستتان را براى كمك بسوى شاهزاده ( پهلوى ) دراز مى كنيم.
-مادران و خانواده هاى دادخواه: (رخيم يوسف زاده، محبوبه رضايى، پيمان قلى پور، سارا ساريخانى،غزل دشتى، مريم زيادلو، آرمين رستمى، مريم ديور،، غزل سيدقاسمى، اميرحسين عرفان وارشيا امير عطايى)
پيمان قلى پور ، محبوبه رمضانى(مادرپژمان قلى پور)از شاهزاده بعنوان پدر ياد كردند.او ادامه داد، فرزندانمان بر نمى گردند ولى ايران را پس مى گيريم، تا پرچم شير خورشيد را در همه جا برافرازيم. مردم ايران خواهش مى كنم ، اتحاد ، اتحاد براى سقوط رژيم (از ضروریات است) ، پاينده ايران، جاويد شاه!
محسن پدر أبوالفضل امير عطايى، كه از داخل ايران تماس گرفته بود ، گفت لعنت بر جمهورى اسلامى كه بخاطر غنى كردن اورانيوم مردم را گرسنه كرده اند.
برادر و مادر دكتر آيدا رستمى ( پزشكى كه بخاطر كمك به مجرحان به وحشيانه ترين شكل به قتل رسید و جاويد نام شد) ، برادرش از خاطرات كودكى او گفت از خانواده و خصوصيات آيدا گفت كه با زحمت فراوان يك پزشك دلسوز مردم شده بود، او ادامه داد ، آنها كه« آيدا» را كشتند، يك چيز را نفهميدند و آن اينكه ما تا پايان جمهورى اسلامى راه «آيدا »را ادامه خواهيم داد.
مادر عرفان دشتى: از كجا بگويم؟ او نخست از وضعيت پسرش عرقان گفت ، روزى كه عرفان بخاطر دفاع از دخترى که سيلى خورده بود و از گوشش ، خون جارى بود، مادرش از چگونه دستگير شدن فرزندش سخن گفت و گريست از شبى كه قصد ربودند را داشتند ولى توانست ازدستشان فرار كند و بعد، روزى كه دوتن از ماموران امنيتى، او را ربودند. مادر عرفان از كشتن عرفان و چگونه پيدا كردن جنازه و فرزندش گفت:” روزى كه تلفن زد و گفت ؛ كارت دارم فهميدم دستگيرش كرده اند ولى سه روز بعد با خواهرش دنبال او تو خيابانها مى گشتند و جنازه اش را زير يك درخت تحويل دادند،مادر می گوید: پيكرى كه چشمانش از حدقه بيرون زده بود و ازشدت شكنجه شكمش پاره شده بود . جنازه اى كه هنگام دفن آن، نگذاشتن او را ببينيم! مادر عرفان گفت ؛ عرفان رفت ولى عرفان ها از دل جامعه بيرون آمدند. در پايان خطاب به شاهزاده پهلوى گفت : بچه هاى ما آسيب ديده اند، تمام اين آسيب ديدگان چشمى همه قهرمانان ما هستند. ما خانه امان را مى خواهيم ، ما ايرانيان ، ايرانمان را مى خواهيم! همه اميد ما شما هستيد.
غزل دشتى خواهر عرفان دشتى: غزال هستم خواهر عرفان دشتى ، پسر ٢٢ ساله اى كه فقط جرمش اعتراض عليه جمهورى اسلامى بود كه زير شكنجه به قتل رسيد. ودرنهايت پيكر خشك شده با شکم پاره تحويل ما دادند! عرفان را از دست داديم، امما امروز فقط صداى عرفان نيستم . من مى خواهم صداى خانواده هاى ايرانى باشم كه به علت سركوب هاى جمهورى اسلامى صدايشان خاموش شده من مى خواهم بگم ؛ كه خون اين عزيزان ،باعث شد به هدفمان نزدیک تر شویم و امروز دور هم جمع شده ایم. امروز بايد اختلافات را كنار بگذاريم تا جمهورى اسلامى را سرنگون كنيم تا بتوانيم به خانه امان بر گرديم. او در پايان گفت / من طرفدار شاهزاده رضا پهلوى هستم ، بخاطر اينكه ديدگاه ملى گرايي ايشان بخاطر تعهد به همبستگى و اينكه خاندان پهلوى براى باز گشت به گذشته نيست براى آينده بهتر است.
- ميثم دهقانى( مجروح چشمى جنبش مهسا/ ژينا) ميثم خود را اينگونه معرفى كرد: ” آخر خيابان ، كشور بندرعباس آخر خيابان، كشور بندر عباس، سپس گفت؛ سپاس از شاهزاده بخاطر حمايت كردن از بچه هاى آسيب ديده كه آنها را بيرون آوردند ( تا درمان آنها ادامه يابد) او خطاب به شاهزاده پهلوى گفت ؛ “ما نسلى هستيم كه با حضور شما اميدوار مى شويم و با ايران را پس. مى گيريم به سخنانش پايان داد.
- مجتبا الهامى( از آسيب ديدگان ١٤٠١) : مردم ايران، اين آخرين تيرکش ماست ، بيائيد رژيم جمهورى اسلامى را به زباله دان تاريخ بفرستيم.
- رضا مهرگان زندان سياسى سابق از امضاء كنندگان بيانيه چهارده تن سخنان خود را اينگونه آغاز كرد: شاهزاده شما سه چهارم زندگى اتان را وقت ما كرديد. اين زندانى سياسى سابق از صبر و حوصله شاهزاده پهلوى گفت؛ از يازده ساعتى كه تمام وقت به سخنان سخنرانان گوش كرديد. در ادامه سخنان مهرگان چنين آمد: ما يك وظيفه داريم ١٢ اصل در نشست همگرايى مونيخ هست يك اصل بنام پيمان اخلاقى / سياسى هم بآن اضافه كنيد. وى اضافه كرد ؛از تمام زحماتش كه شاهزاده مى كشد را بايد از آن حمايت كرد. وى خود را اينگونه معرفى كرد. رضا مهرگان ، هستم از اعضاى بيانيه ١٤ تن از ١٧ سالگى ، تا ١٧ سال را پشت ميله هاى زندان گذراندم، عزيزانى راكه از كنار من بردند و اعدام كردند! عزيزانى كه عشق شما در دلشان بود. چندتن از اين عزيزان را نام برد: رضا محمد حسينى، على اضغراسدى راد، عمرشام رضايى، خالد پيرزاده و… از طرف همه دوستان كه از دستشون داديم!
- حمید فرخ نژاد( هنربیشه )پس از مجروحین حمید فرخ نژاد روی استیج آمد که با بغز نتوانست صحبت کند و صحنه را با گریه ترک کرد!
- مكس امينى( شومن تلويزيون آمريكا ): با يك پيام ويدئويى ،پیامش چنین عنوان کرد : اميدوارم بزودى در ايران آزاد با هر نوع عقيده سياسى هرنوع دين و مذهبى و يا هر قوم و نژادى با صلح و صفا و عشق در كنار يكديگر زندگى كنيم. از تلاشهاى شبانه روزى شاهزاده سپاسگزارم . پدر ايشان، پدر بزرگ ايشان و خاندان پهلوى ، خيلى براى ايران كار كردند. با اميد به اينكه مثل آن زمان در ايران با سربلندى و همبستگى زندگى كنيم و مطمئنم ، با همدلی و همبستگى حقيقى ، اين آرزوى ما به واقعيت تبديل خواهد شد.
- كاوه يغمايى( هنرمند) پس از يك لايو بر روى استيج با بابك امينى، کمی هم صخبت کرد و گفت: “من با يك آرتيست صحبت كرده بودم و گفتم جاويد شاه!” او در جوابم گفت ؛ ايران جاويد است! من هم مى خواهم بگويم : ” جاويد شاه” !!اين در حالى بود كه شاهزاده از پیجر برنامه، تقاضا کرد و از طريق ميكروفون ، چهار بار اعلام كردند شاهزاده می گوید” هيچگونه شعارى ندهيد!”ولی افراردی مانند کاوه که از هنرمندان هم هست، گوششان بدهکار نیست!
- جمع بندى :
یکی از پر واکنشترین سخنرانیها مربوط به صحبتهای عصمت وطنپرست، معروف به «مادر عصمت»، مادر دادخواه اعدامهای دهه ۶۰، بود.مادر عصمت خطاب به شاهزاده رضا پهلوی گفت با هزاران مادر در تماس است که میگویند «شما تاج سرشان هستید».او افزود: «همه قد علم کنید و به داد مردم ایران برسید؛ به داد ما در ایران برسید.»
شماری از کاربران نیز به حضور آسیبدیدگان جسمی خیزش انقلابی ۱۴۰۱ و زندانیان سیاسی پیشین و حمایت آنها از پروژه شکوفایی ایران اشاره کردند.
نکته مهم اینجا بود،شاهزاده سرود شاهنشاهى نخواند! در آغاز همايش مونيخ ، بنا نبود كه سرود شاهنشاهى پخش شود ولى ديديم وقتى سرود را پخش كردند شاهزاده پهلوى لب نزد و تكرار نكرد. اين نمونه هم خود نشان داد شاهزاده پهلوى به گفته ى خود يعنى به دموکراسی و تعيين نوع حكومت از طريق صندوق راى تا بينهايت باور دارد.
سامان پوریغما، از آسیبدیدگان خیزش انقلابی، در همایش مونیخ گفت: «هیچ وقت جمهوری اسلامی تا این حد ضعیف نبوده و ما نیز به این حد قوی نبودهایم.»
دهها کاربر به پیام صوتی تعدادی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ به همایش اشاره کردند.
در این پیامهای صوتی شماری از زندانیان مانند سامان رضایی، پیام باستانی، بهفر لالهزاری، زمان اسماعیلی، بهنام اوحدی و دانیال سلیمانی حمایت خود را از همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» اعلام کردند.
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، هم با نوشتن نامهای سرگشاده از داخل زندان، حمایت خود را از شاهزاده رضا پهلوی و همایش مونیخ اعلام کرد.
برخی کاربران به سخنرانی یا پیام شماری از چهرههای سیاسی اپوزیسیون از طیفهای سیاسی دیگری به جز مشروطهخواهی و سلطنتطلبی در این نشست اشاره کردند. ما در اینجا متن سخنرانی تمامی افراد را بدون دخل تصرف در اختر نیوز انعکاس دادیم.
کاربری که خود را جمهوریخواه معرفی کرد، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، همکاری ملی را کلیدواژهای برای اتحاد بهمنظور عبور از جمهوری اسلامی و رسیدن به صندوق رای خواند.
شماری از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی نیز در عین انتقاد به جریان سیاسی پادشاهی مشروطه، از اهمیت برگزاری چنین نشستهایی برای مخالفان جمهوری اسلامی و رسیدن به انسجام گفتند.
برخی هم به بیانیه بیش از هزار کنشگر مدنی و سیاسی اشاره کردند که در همایش همکاری ملی برای نجات ایران در مونیخ خوانده شد.
در این بیانیه آمده است: «در این روزها آنچه مایه امید و دلگرمی میهنپرستان ایران است، حضور شاهزاده رضا پهلوی در قامت رهبر ملی انقلاب ایران است.»
طبق اعلام تهیهکنندگان این بیانیه، ۶۰ درصد از امضاکنندگان آن در ایران هستند.
سالار وطن شناس:ما بااتحاد کار می کنیم:
شاهزاده رضا پهلوی در این همایش با اشاره به اهمیت انتخابات آزاد و شکلگیری ساختار سیاسی دموکراتیک گفت: «نخست کشور را آزاد میکنیم، سپس صندوق رای را برقرار و اجازه میدهیم ملت ایران، سرنوشت خود را به دست خودشان تعیین کنند.»شاهزاده رضا پهلوی همه همّ خود را بر پذیراندن نقش خود به مثابه رهبر انقلاب ملی متمرکز کرد و تلویحا اذعان نمود که بدون حمایت جمهوریخواهان، او شانسی برای رسیدن به این هدف ندارد. او این بار به جد کوشش کرد تا به هواداران متعصب و افراطی خود بفهماند که باید دست از شعارهایی از جنس «کینگ رضا پهلوی» بردارند تا راه برای پیشرفت او به سوی اهدافش ناهموار نشود!
شروین امینی(مجروح هشتادو هشت و هزار و چهارسدویک) نتوانست روی سن بیاید ولی اعلام کرد افتخار می کنم که درجمع شما هستم .
او تاکید کرد وظیفه جمهوریخواهان و پادشاهیخواهان ایجاد فضای آزادی برای انتخابات است، نه تحمیل ساختار سیاسی. به اميد آنروز!
پايان پاينده ايران
اخترنیوز مولتی مدیا